بنده در حال حاضر در سايت تخصصی گيتار www.guitar4all.com  به فعاليت مشغول ميباشم که ميتوانيد به وب سايت مربوطه سربزنيد   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٥

 

پاسخ به سوالات: با سلام با توجه به تعداد زيادی ايميل که بدست بنده ميرسه و سوالاتی از بنده ميکنند بهتر ديدم تا اين سوالات را مطرح کنم شايد جوابگوی ساير دوستان که اين سوالات را در ذهن دارند باشد.

۱=در مورد آموزش گيتار در سبک های محتلف بالاخص آموزش گيتار پاپ و ريتم های آن:

از نظر شخص بنده آموزش گيتار مبحث بسيار ساده ای نيست که بشود براحتی و از طريق اينترنت آموزش داد و هميشه هم اين نکته رو ذکر کردم که هدف از اين سايت دادن نگرش صحيح به دوستان و علاقمندان گيتار در مورد اين ساز پيچيده بوده نه نگاهی که در جامعه به آن وجود دارد

و مطالبی که به عنوان مطلب آموزشی در سايت قرار دارد جنبه تکميلی دارد و همراه اين توصيه رو ميکنم که پيش استادی مجرب و با سابقه آموزش را شروع کنيد اساتيدی که شاگران خوبی دارند نه اساتيدی که عنوان بلند بالايی برای خود داشته که البته با اين وضعيت تنها توصيه ام مطالعه هست  وب سيات های مختلف در زمينه گيتار ميتواند راهنمای خوبی برای شما باشد اگر !!! علاقند و جدی باشيد

۲=مصاحبه ای با خانم کارينا کيميايی انجام گرفته که بشخصه بنده با بسياری از مطالب ايشان موافق نيستم ولی موجبات ابهاماتی برای بعضی از دوستان شده بود که بايد جواب بدهم ديدگاهها متفاوت است و الزاما هر مطلبی که بنده در سايت قرار ميدهم بمعنايی تاييد ۱۰۰ در صد آن مصاحبه و نظرات مطرح شده نيست

اما در جواب بايد بعرض برسانم که در آذرماه مصاحبه بنده با خانم لی لی افشار در سايت قرار خواهد گرفت که حاوی نکات بسيار مفيد و آموزنده برای دوستان خواهد بود که با توجه به سوابق و تحصيلات ايشان در زمينه موسيقی و همچنين کارهای اين نوازنده برجسته بين المللی خود خاتمه دهنده بسياری از سوالات و ابهامات و بعضا مناظراتي! از اين قبيل خواهد بود

۳=گفتمان گيتار

با وجود عدم تمايل بنده به راه اندازی دوباره اين قسمت اين بخش بار ديگر به کار خود ادامه ميدهد و دليل آن تقاض

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٤

 

وب سايت شخصی بنده

www.guitar4all.com

دوستان علاقمند به همكاری در بخش موسيقی پرشين بلاگ با اين ايميل با بنده تماس حاصل فرمايند

hamed.fathi@gmail.com

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٤

 

http://images.google.com/images?q=tbn:C9gR0JvNeg8J:www.nga.ch/img/Blue%2520Img/Paco_De_Lucia_3.jpg

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٤

 

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۳

 

برای راحتی کار قرار شد که وبلاگ مديريت رو بصورت مجزا درست کنم وبلاگ تخصصی بنده در گروه موسيقی در مورد گيتار کلاسيک :

http://classicalmusic.persianblog.ir/

وبلاگ مديريت بخش موسيقی پرشين بلاگ:

http://www.admin-music-blog.persianblog.ir

و خبرنامه گروه موسيقی 

http://www.khabarnameh.persianblog.ir/

,

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:٢٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸۳

 

سلام و بنوعی خداحافظ !
يادمه ۱۰۰ بار خواستم اين وبلاگ رو با تمام خاطره هاش تموم کنم اما ديدم نميتونم ! خواستم برم اما ديدم قدرتش و ندارم اما بعد از مدتها به نتيجه رسيدم که بايد برم ...
واقعيت اينه دنيای مجازی آدم مجازی ميطلبه ... ديروز ميخواستم مطلبی رو بدم از ته دل اما ديدم نميشه چون خلوت صميمی من بهم خورده بود.

ديدم ديگه نميشه بی ريا و صميمی آدم با خودش هم درد دل کنه در هرحال اين وبلاگ با همه شيرينی ها و تلخی هايی که داشت عمرش به پايان رسيد !
نه ديگه از موسيقی خواهم نوشت نه از عشقی سر شکسته نه از دنيای خيالی نه از دنيای کودکی و نه از انديشه و نه از ...


ميدونيد : خنده رو با غصه نميشه نوشت...

ميدونيد قبلا بازديد کننده هام عاملی بودند که بنويسم و بنويسم اما الان ديگه نميخوام کسی سری بزنه .
همه منو اينجا بعنوان حامد مدير گروه موسيقی ميشناسند ...من تو زندگی سعی کردن انسانی با ظرفيتهای خودش باشم حامد مدير گروه يه وظيفه ای داره و يه وبلاگ ديگه .. حامد هی يو يه آدم ديگست ! اما مثل اينکه واقعيت تلخ دنيای ما بايد تکرار بشه :
ميخوام نقاب تاره کنم .... واقعيت اينکه من ميخواستم با چهراه ای و اقعی در دنيايی مجازی بسر ببرم اما اين در تضاد با واقعيت اين دنيای مجازيه! اما مگه کسی به حامد هی بو توجه کرد.....


مرا در ياب من خوبم هنوزم آب ميکوبم
هنوزم شعر ميريسم
هنوزم باد ميروبم
مرا در ياب در سرما

مرا درياب تا فردا

مرا درياب تا رفتن

 مرا درياب تا اينجا

مرا درياب تا باور

 مرا درياب تا آخر ...

و نکته ديگه اينه که الان دوست دارم کسی که مياد اينجا بدون توجه به من نوعی بدون توجه به جنسيت و سن به نوشته ها نگاه کنه اما متاسفانه ظاهر هر چيزی بقدری در زندگی برای ما مهم شده که گاهی اوقات باطن رو فراموش ميکنيم... و ميرم چون به باورهام و اعتقاداتم ميخوام عمل کنم ...


Hey you,
Out there in the cold,
Getting lonely, getting old,
Can you feel me?
Hey you,
Standing in the aisle,
With itchy feet and fading smile,
Can you feel me?

و اما کلام اخر از هر کسی که بنوعی با حرفهام حتی لحظه ای از دستم ناراحت شده و باعث ناراحتيش شدم از همينجا معذرت ميخوام .
در اينجا هميشه مشکلی و يا درگيری بين من و يا ساير دوستان پيش ميومد که فکر کنم ربطی يه رفاقت و دوستيمون نداشت در هر حال هر کسی از دست من حرفی و يا چيزی شنيد ببخشه ...


مرا ببخش اگرچه رفيق و يار نبودم مرا ببخش ....

چون هيچ موقع دوست نداشتم موجبات ناراحتی بقيه رو فراهم کنم . دوست داشتم با همه رفاقت کنم با همه باشم اما...
آه دوستت دارم ها چه کوتاهند...

و تشکر از همه دوستانی که تو اينجا پيدا کردم و به من هم خيلی لطف داشتند و حرفی نمونده به جزحرفی که اولين و اخرين واقعيت زندگی بوده حرفی که شايد زبان حال اين وبلاگ از ابتدا تا انتها بود و گويای همه چيز در زندگی  :
خسته ...خسته ...
در زندگی زخم هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد آنجايی که زندگی با مرگ بهم آميخته می شود و تصوير های منحرف شده به وجود می آيد . ميل های کشته شده ديرين , ميل های محو شده و خفه شده دوباره زنده می شوند و فرياد انتقام می کشند . "
تنها چيزی که از من دلجويی می کرد اميد نيستی پس از مرگ بود فکر زندگی دوباره مرا می ترسانيد و خسته می کرد من هنوز به اين دنيايی که در آن زندگی می کردم انس نگرفته بودم دنيای ديگر به چه درد من می خورد ؟ حس می کنم که اين دنيا برای من نبود برای يک دسته آدم های بی حيا , پر رو , گرا منش , معلومات فروش چاروادار و چشم و دل گرسنه بود برای کسانی که به فراخور دنيا آفريده شده بودند و از زورمندان زمين و آسمان مثل سگ گرسنه جلوی دکان قصابی که برای يک تکه گوشت دم می جنبانيدند , گدايی می کردند و تملق می گفتند فکر زندگی دوباره مرا می ترسانيد و خسته می کرد نه من احتياجی به ديدن اين همه دنيا های قی آور و اين همه قيافه های نکبت بار نداشتم مگر خدا آنقدر نديد بديد بود که دنيا های خودش را به چشم من بکشد ؟ "
تنها مرگ است که دروغ نمی گويد . حضور مرگ همه موهومات را نيست و نابود می کند ما بچه مرگ هستيم و مرگ است که ما را از فريب های زندگی نجات می دهد و در ته زندگی اوست که ما را صدا می زند و به سوی خودش می خواند در سن هايی که ما هنوز زبان مردم را نمی فهميم اگر گاهی در ميان بازی مکث می کنيم برای اين است که صدای مرگ را بشنويم و در تمام مدت زندگی مرگ است که به ما اشاره می کند .


خدا حافظ

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ فروردین ،۱۳۸۳

 

خسته ام !

خسته تر از اينکه بيام اينجا مطلب بدم!

شايد آخرين باشه ....

بیا در کوچه باغ شهر احساس شکست لاله را جدی بگیریم
اگر نیلوفری دیدیم زخمی برای قلب پر دردش بمیریم
بیا در یک شب آرام و مهتاب کمی هم صحبت یک یاس باشیم
اگر صد بار قلبی شکستیم بیا یک بار با احساس باشیم

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ فروردین ،۱۳۸۳

 

برای کرت عزيز!

يکی از موجودات موسيقی راک که براش احترام خاصی قائلم ! همونی بود که بود!

اکثر ستارگان موسيقی چیزی جز يه مشت ادعا نيستند!

 

Come

As you are

As you were

As I want you to be

As a friend

As a friend

As an old enemy

Take your time

Hurry up

The Choice is your

Don’t' be late

Take a rest

As a friend

As an old memoria

Memoria

Memoria

Memoria

Come

Dowsed in mud

Soaked in bleach

As I want you to be

As a trend

As a friend

As an old memoria

Memoria

Memoria

Memoria

And I swear

That I don't have a gun

No I don't have a gun

No I don't have a gun

Memoria

Memoria

Memoria

Memoria {don't have a gun}

And I swear

That I don't have a gun

No I don't have a gun

No I don't have a gun

No I don't have a gun

No I don't have a gun

Memoria

Memoria

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸٢

 

سلام .. بعد از مدتها کرختی در گروه يه سری تغييرات محسوس ديده ميشه

جنگ جهانی دوم ميان وبلاگنويسان گروه موسيقی

ماجرای اين جنگ دوم از اين قراره که يکی از وبلاگهای که ادعای گروه بودن و خيلی حرفهای ديگه داشت چند تا از کارهاشون رو تو وبلاگ ميزارند و ميگن ما گروه حرفه ای داريم و اليم و بليم!!!

اما ميگزره تا مچشون باز ميشه !

اينا ميرن يکی از کارهايی يه گروهی که من تا حالا اسمش رو نشنيده بودم(گروهarch enemy) ! رو رميکس ميکنن عينا ميزارن تو وبلاگ به اسم خودشون بعد از ۵-۶ ماه تابلو ميشه!

بعد برای اينکه بگن نه بابا اين گروهه اومده کار مارو کاور کرده !!!! تب آهنگ رو ميزارند

بنده با وجود خنگ بودن در گيتار تب رو نگاه کردم بجز چند تا ۸-۸-۸- ۹-۹-۹ !!! چيزی نديدم !

اما نتايج قضيه :

۱= کمی هم رو خوبه اما زياد از حدش خيلی ضايعست

۲=آدم ميتونه مودبانه بگه آقا ما اشتباه کرديم (؟؟ ؟؟؟؟؟)و از درگاه آقا ! طلب مغفرت کنه.

۳=واقعا اينقدر تابلو و ضايع شده که ديگه کافيه!

=====================================

در جنگ جهانی ا ول من به سود اين وبلاگ سوت ميزدم !

جالبی قضيه اين بود که من بدنبال صلح و صفا و گل وبلبل بودم .. اونم در جوی متاليسم ! البته جالبتر بودن قضيه اين بود که داوری من بحکم خوندن وبلاگها بود نه کامنتهايی که توی وبلاگهای ديگه ميدادند!

-يک تجربه وبلاگنويسی=

اگه ميخای بفهمی يه وبلاگنويس چه جوری فکر ميکنه و آيا به اون چيزی که مينويسه اعتقاد داره بجای وبلاگش برو کامنتهاش رو تو وبلاگهای ديگه بخون!

اما من دير اين نکته رو فهميدم!

============================================

البته گروههای تخيلی زياد شدند يه وبلاگ ديگه اومده اينجا دختر بازی!

البته خيلی حرفه ايند چون در مورد آدامس جويدن و روابط بين دختر و پسر و انتخاب دختر سال صحبت ميکنند ...تازه دنبال دختر گيتاريست هم ميگردند!

البته يه چند وقتی بقيه ميومدن ميگفتند اينجا وبلاگ موسيقيه يا خيابون وليعصر اونم شب های جمعه! کمم که نياوردند رفتن از ساير سايتهای موسيقی مطلب کپی ميکنند امروز يکی از دوستان گفت يه سر بزن کمی بخند! چون ميخواستند محل و زمان کنسرت رو اعلام کنند کنسرتی که سال پيش برگزار شد رو هم گذاشتند!(حسام دوست دارم!)

 

بابا منم يه زمانی کارم کپی پيست بود اما حداقل تهش ميزدم از کجا سرقت ميکردم!

کمی به کامنتهايی که اين گروه در ساير وبلاگها گذاشته بنگريم!

گروه موسيقی آرتين گروهی نو پا در موسيقی پاپ ايران است که اقدام به احداث وبلاگی متنوع و مطبوع شما نموده است >>>‌ دريافت موسيقی های جديد با بالاترين سرعت در دهکده جهانی <>‌ عکسهايی از شوی لباس و فستيوال زيبايی (فاشيون) دختران ايرونی در هتل آزادی(اوين سابق)Fashion <> تصاويری از پيگيری ساخت کلیپهای خوانندگان مختلف(اين هفته = افشين) به همراه آنچه شما در مورد او نميدانيد <>‌ مصاحبه (این هفته = خانم لیلی افشار) <>‌ متنهايی جالب از روابط دختر و پسر <>‌ انجام نظرسنجی در مورد مسایل مختلف ایران و جهان و اعلام نتایج آن از سایتهای مختلف ( بزودیComing Soon ) و ... آخرين اخبار از گروه آرتين و نقدهايی از وضعيت موسيقی ايران در .......... >>>>>>>>>>>> آرتينيان دات پرشين بلاگ دات کام <<<<<<<< منتظر پيغام(کامنت) و حضور سبز و دوست داشتنی شما دوست عزيز در .....

يا اين کامنت:

نويسنده: :::::::گروه موسیقی آرتین:::::::

چهارشنبه، 22 بهمن 1382، ساعت 18:55

سلام ... اشتباه نکن عزيزم ... ما برای خيلی ها پيغام گذاشتيم حالا که جزو بلاگرها حسابت کرديم خوشت اومده که اينطوری می نالی؟؟‌ نيازی هم نيست که سر بزنی ... ما طرفداران خودموون رو داريم .. همه می دونن گيتار فقط يه ساز جواده !!!!!!!‌ديگه نيا ... بای فور آل تايم ... !!! ...

 

نويسنده: گروه موسیقی آرتین

چهارشنبه، 8 بهمن 1382، ساعت 14:4

سلام شايان جان خوبی عزيزم ؟؟!! اين دعوا خيلی واجب بود چون بعضی ها خيال می کنن موسيقی فقط گيتاره و کلاسيک ولی اينطور نيست ! پاپ هم آدمه واللا !!!!! فکر می کنن وارد شدن حرفه ای تو موسيقی فقط ساز زدنه !!؟؟ نه!! اينطور نيست عزيزان !‌سياست موسيقيايی خيلی مهم تره ! واسه مردم کار می کنيم پس چيزی می سازيم که اونها دوست دارن نه موسيقی دوست داره !!

 

نتيجه گيری :

کمی با دقت کامنتها رو بخونيد ۱= گيتار ساز جواد ( احتمالا اين دوستان حرفه ای با سبيلهاشون میزنند! ۲=عکسهايی از شو لباس ۳=روابط بين دختر و پسر ۴= نقققققققققققد موسسسسسيقی!!!!!!!۵=داشتن سياست موسيقيايی۶=واسه مردم کار می کنيم پس چيزی می سازيم که اونها دوست دارن نه موسيقی دوست داره !!

جمع بندی = خالتور يعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کمی خنده کافيه!

کمی هم به شعرهايی که خوندند بندازيم!

دوستت دارم ... دوستت دارم ... دوست دارم ... ? سال پيش تو شهر غم | تو شهر خورشيد و صنم | همه جا غم و غصه بود | اثري از خوشي نبود | يکهو اومد بوي گلي | تو شهر خورشيد و صنم | صداي پرواز دلي | پيچيد و گفت خوشي منم | کاري تمريني از : گروه آرتين

واقعا شعر گقتنم کار سختيه من اين شعرم تقديم اين گروه ميکنم:

دوست دارم ../دوست دارم( تو دماغی بايد گفته بشه !) /اندازه يه دونه هلو ... /تو شهر مهتاب من واست گلابی ميچيدم/!يادته!/يهو اومدی هول شدم /صداتو شنيدم خل شدم/گفتی من اومدم / من گفتم وای وای وای وااااااااااااااااااااييييی ( از اينجا ميريم تو ريتم شيشو هشت!)...

ادامه شعر با چند هلو + گلابی + دوست دارم + اومدم + نيومدی + ۳-۴ تا و علامت تعجب تموم ميشه

===============================

بر تعداد وبلاگهايی که پسر ها مينويسند به اسم دختر ! هم افزوده شده ! البته جالبه قضيه اينه که من هميشه بهشون سر ميزن !

چون ياد گرفتم بايد کمی هم ديوانه بود !

اصلا چرا من اينجا رو دوباره دارم کثيف ميکنم؟ چون حس وبلاگنويسيم دوباره برگشته ...  مدتها بود حس نداشتم ............... اينجا وبلاگ موسيقی نيست وبلاگ هيچکسی نيست! حتی وبلاگ خودمم نيست !

=================================

برای هستی = هستی ديدی تمام اين افراد نقاب زدند حتی تو وبلاگهاشون ! برای چی ؟ خودت بايد تا ته قضيه رو بگيری ... حتی من ... حتی من هم نقاب زدم..........................................................

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٢

 

روز ولنتاين هم داره ميرسه روز عشاق !

پس اين روز - روز من نيست چون به هيچگاه به عشق نرسيدم ...

تنها دوستتان دارم ... کاش ميشد همه را دوست داشت نه عاشق !

دوستت دارم ها آه چه کوتاهند ............................................


دوستم داشته باش ، بادها ، دلتنگ اند

دست ها بیهوده ، چشم ها بی رنگ اند


دوستم داشته باش ، شهر ها می لرزند

برگ ها می سوزند ، یاد ها می گندند


باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز

آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز


دوستم داشته باش ، عطر ها در راهند

دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند


دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران

گرم تر از لبخند ، داغ چون تابستان


دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد

ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد


دوستم داشته باش ، برگ را باور کن

آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن


دوستم داشته باش ، عطر ها در راهند

دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند


خواب دیدم در خواب ، آب ، آبی تر بود

روز ، پر سوز نبود ، زخم ، شرم آور بود


خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت

تور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت


دوستم داشته باش ...(شهيار قنبری)

برای تمامی کسانی که دوستشان دارم


  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٢

 

يه سر به اين وبلاگ بزنيد و فقط گوش کنيد همين!

نه ديگر شعر مي خوانم ، نه ديگر شعر مي خواني

نه ديگر قدر مي دانم ، نه ديگر قدر مي داني

 

نه ديگر حرفي از مقصد ، نه عشقي واضح و مبهم

نگاهت خوب فهمانده كه تو ديگر نمي ماني

 .................

ادامش رو با دکلمش رو تو وبلاگ ساناز بخونيد!

 =============================================

سی دی قريه من فريدون فروغی رو ديدم! مزخرف بود( شرمنده)

واقعا هم سطح کار اين مرحوم رو پايين اورده بودند و هم يه جوری بت سازی واقعا؟؟؟

در هر حال هميشه از اين حرکات متنفر بودم

ملت مرده پرست - مرده دوست

امروز شهيار قنبری زندست و هيچ کس نه تقديری ازش ميکنه نه تشکری کسی که واقعا خيلی حالا مديون اشعارش هستند

مثلا فرهاد همه ميگن فرهاد - فرهاد -فرهاد

کسی نميگه اين فرهاد با شعرهای شهيار قنبری فرهاد شد ..

منظورم اين نيست که کار فرهاد رو پايين بيارم اما چرا تنها فقط يک نفر رو ميبينيم؟!

مريم هم وبلاگش رو بست !

يکی نيست بگه عزيز بعد از اين همه مدت چرا کم آوردی ؟

کلی به مريم ميخواستم بتوپم ديدم فايده نداره!

وبلاگ شهيار قنبری هميشه برای من تو گروه موسيقی نمونه بود

البته شرط ميبندم بر ميگرده ! مگه ميتونه! بعد از اين همه فعاليت !

مريم بابا بيخيال ! کی رو ميخوای امتحان کنی؟!

او کی ! کمی استراحت خوبه ! آزمايشم ديگه بسه !

اينقدر ملت رو سر کار گذاشتی ...اونم ديگه بسه!

شروع کن!

=================

باز این ترانه ها را عشق است

رخش سرخ باد پا را عشق است


عشق در گیر غروب درد است

باز هم طلوع ها را عشق است


آی از خانه ی زخم و گریه

غربت بغض گشا را عشق است


آی از آب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است


اهل بی مرزترین دریا باش

آی ، اهل همه جا را عشق است


از غزل باختگان می ترسم

شعر های بی هوا را عشق است


ای قشنگ ساز ها ، آواز ها

روز های بی عزا را عشق است ...

 

 

Lake 

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٢

 

قشنگترين جمله ای که تو اين چند وقته خوندم ...

Be the person you are looking for...

يه سری هم به خانم دکتر بزنيد ! البته هنوز دکتر خوبی نشده! آخه هی ازش میپرسم که بابا چرا برای مهلک ترين بيماری دنيای جديد چرا کسی نه دارويی ميسازه نه درمانی هست 

 راستی ميدونيد درمان اين بيماری يعنی تنهايی چيه؟!

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٢

 

سلام اينبار سری به دنيای حقوق بزنيم.

رشته بسيار زيبا اما ... هميشه اين اما و تبصره آخرش باعث دلزدگی های من ميشه در هر حال...

جديدا يه سايت در مورد حقوق درست شده که واقعا برای بنده مفيد بوده و توصيه ميکنم که شما هم سری بزنيد اين مطالب در صفحه اصلی مشاهده ميشه:

majdpub.com

با تاريخچه،  كتابهاي منتشر شده در انتشارات مجد، مديريت و چگونگي همكاري با مجد آشنا
مي شويد.

بيش از هزار عنوان كتاب حقوقي با امكان جستجو در فهرست مطالب آنها به فروش مي رسد

قوانين مهم و جاري كشور با امكان جستجو و اعمال آخرين تغييرات با غلط گيري دقيق ارائه شده است.

با معرفي اساتيد، وكلا و كارشناسان حقوقي شما مي توانيد با افراد مورد نظرتان مشاوره حقوقي كرده يا امور حقوقي تان را به وكلاي انتخابي واگذار نموده و وكالت دهيد.

اخبار مهم حقوقي از قبيل تصويب قوانين مهم، تغيير در نحوه دادرسي و اطلاعات مربوط به آزمونهاي حقوقي (نحوه ثبت نام و اعلام نتايج) ارائه مي گردد

========================================================

يکی از اساتيدم جزوشون

راستی اينم بگم تو دانشگاه ما خدايان حقوق تدريس ميکنند ... مثل دکتر گلدوزيان - دکتر عرفانی و...  اما چه سود!!!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٢

 

گاهی اوقات آدم هيچ چيزی نگه بهتره!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٢

 

امشب يه بار ديگه ترومن شو رو ديدم ....

امشب مثل هميشه ماه در اومد ديوونه ها هم قاط زدند منم قاط زدم....

امشب باز يادم اومد چقدر تنهام...

امشب دارم به فردا شب فکر مينم که چی کار کنم....

امشب هر چی فحش بود دوست داشتم نثار يکی از دوستان صميميم بکنم...

امشب دوست داشتم بميرم به همين راحتی ....

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٢

 

بجايی که به اينجا هی سر بزنيند يه کمی هم به اينجا ها سر بزنيد سربزنيد!!

روزنه : نرگس

 حرف هاش رو خيلی دوست دارم مثل خودم مينويسه !

يه مطلب نوشته بود که واقعا زندگی کردم

گاهي فکر ميکنم که حاضرم در زنداني تاريک ده متر زير زمين ،در جايي که هيچ نوري نرسد محبوس شوم،به شرط اينکه در عوض بتوانم بدانم نور چيست.
                                                                                          برتولت برشت

ای کاش اینجا بودی : سعید

بالای وبلاگ سعيد اين نوشته رو ميبينيد:

لطفا در صورت تمايل تنها به نام SydSaeed لينك بدهيد نه هيچ نام ديگری. با تشكر

 

اما لينکی که من دادم به چه اسميه؟

نميدونم چرا هی بايد ساز مخالف بزنم!!!!

شرمنده سعيد من و ديگه خوب ميشناسی !!!!

اما يه وبلاگ ديگه که هميشه سر ميزم و کامنت نميزارم چون يا رفتم تو حس چون موندم چی بگم

چون اينقدر زيبا مينوسه حرفی برای گفتن نميزاره

ستاره

===========================

دارم ميرم يونيور سيتی! ۲ تا امتحان دارم ... الان دارم آهنگ گوش ميکنم

خوشبختانه تنها چيز مفيدی که تو زندگی نصيبم شده اين خونسردی موقع امتحانات

آخر بيخياليم...فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٢

 

ميزان رای ملت است

يعنی ميزان رای ملت ؟!

يعنی ملت همون  ميزان؟!

يعنی ميزان همون ملت؟!

يعنی من ميزانم؟!

باز يعنی تو هم ميزانی ؟!

يعنی ما ها ميزانی ؟

ما ها که ميزانی يعنی ملتيم؟!

رای من ميزان يا من ميزانم؟!

ميزان رای ملت يا ميزان ملت .. ملت؟!

يعنی ۳۰ مليون رای بدن اين ۳۰ مليون ملتند؟

يعنی اگه ۲ مليون هم رای بدن اونا ملتند؟

يعنی اگه ۵۰ مليون رای ندن ملت نيستن؟

اگه ملت نيستند پس چيند؟!

مگه ما ميزان نبوديم ! پس نتيجه ميزان ملت نيست !

شرمنده سرم گيج رفت مثل آدم

بگين هر کی اومد رای داد ما آدم حسابش ميکنيم اگه ندادين بايد برين بميرين!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٢

 

سلاخی زار زار ميگريست

 

به قناری کوچکی دلباخته بود

 

شاملو

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٢

 

 

Let me be the person that
you walk with in the mountains.

Let me be the person that you
pick flowers with.

Let me be the person that you
tell all your inner feelings to.

Let me be the person that you
talk to in confidence.

Let me be the person that you
turn to in sadness.

Let me be the person that you
smile with in happiness.

Let me be the person
that you love.

 

بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر ميدارد

بگذار آن باشم  که با تو در گلزار گل ميچينيد

بگذار آن باشم که احساس درون با اون می گويی

بگذار آن باشم که بی دغدغه با اون سخن ميگويی

بگذار آن باشم که در غم سوی او می آيی

بگذار آن باشم که در شادی با اون ميخندی

بگذار آن باشم که به او عشق ميورزی

سوزان پوليس شوتز

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ دی ،۱۳۸٢

 

گاهی اوقت واقعا در حيرت ميمونم...

و برامم جالب حالا چی؟

اينکه مطالبی مينويسم که تو اون لحظه اصلا تو يه وادی ديگه دارم قدم ميزنم و منظورم

يه چيز ديگست بعد يکی ديگه دقيقا عکس اون چيزی رو که فکر ميکنی برات پيغام بزاره

.......

اره کيوان بابا قرصام رو هم خوردم الان در آرامش کامل بسر ميبرم ...

۶ صبح پاشدم ...رفتم تو اينترنت با يه دوست که خيلی برام عزيز چتيدم ...۳۰ دقيقه خوابيدم باز پاشودم اومدم به بقيه کارها برسم...

کمی پرشانی .. کمی ديوانگی هم چاشنی کارم بود....

من مينويسم پس هستم ... من نفس ميکشم پس هنوز زنده ام

مردن يا نمردن مساله اينست

صبح بخير خدا ...

دمت گرم .. ميبنم اون بالا نشستی کلی داری حال ميکنی ... ميبينی .. عجب چيزايی ساختی خودتم موندی که اينا چه اعجوبه هايی هستن

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٢

 

رو صندلی نشستم فکر ميکنم سرما تمام وجودم رو گرفته

- آقای قاضی شما رو به اون خدای که اعتقاد داريم بگين اخه اين عدالت ....

دختر من رو ازم گرفته ....با قساوت از بينش برده ...

اين عدالت شماست اين واقععا عدالت......

-حالا چی حامد ميتونی اين گريه ها و اين دردها رو تحمل کنی ..ميتونی ... انسانيت رو زير پا بزاری به اسم ديانت .....

(چندی پيش مردی زنی غير مسلمان رو در حين سرقت به قتل ميرسونه اما با توجه به مواد ۲۰۴ الی ۲۱۲ قانون مجازات اسلاااامی  و تفسيری که علماااا از اون کردن مسلمانی رو نميشه بخاطر قتل عمد غير مسلمانی اعدام کرد تنها ديه و تعزيز بعد از ۲۵ سال قرار ديه يم فرد مسلمان يا يم غير مسلمان برابر بشه!)

پس انسان بودن و انسانيت کجا رفته ؟

حضرت مسيح :

ما برای قضاوت کردن آفريده نشده ايم

Justice Statue

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٢

 

 مذهب شوخی سنگينی بود 

 که

                                                            محيط با من کرد

 

                         ومن سالها مذهبی ماندم       بی آنکه خدايی داشته باشم

سهراب سپهری

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٢

 

بنظر شما اين ۲ جمله چه فرقی با هم دارن!!!!

=وقتی باور ميکنم که ببينم

 

=وقتی   ببينم  باور  ميکنم

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸٢

 

گوگوش دو هزار دولار به زلزله زدگان بم كمك كرد ، شهرام ناظري در فرانسه كنسرت ميدهد

 

آخه چقدر سخاوت!!!!!!!!!!!

اميدورام خبر ذروغ باشه ... که نيست!!!!

خانم گوگوش ممنون  .....

واقعا کمک شما نبود مردم ميمردن !!!

=========================

از موسيقی چه خبر

هيچی همه فعلا دارن کنسرت بنفع زلزله زده ها ميدن

=============================

۵۰ هزار نفر مردن ۱۵ هزار نفر هم فرستادن ساير شهرها برای درمان

بقيه هم کوچ کردن رفتن

اين وسط ۴۰ هزار تا امداد گر دارن بخودشون امداد ميرسونن!!!

اصولا اين موارد تلخ تو مملکت ما بعد از يه مدتی فکاهی ميشه ...تو خارج يه نفر مسوول شده تا به غربی های عزيز بگن که چرا تو ايران هنوز مردم خونه هاشون از خشت و گل!!!!!!

=================

وبلاگهای خوبی هم به گروه اضافه شدن يکيش کنسرواتوار تهران که گل سر سبد وبلاگهای نوپاست

http://khoshnahad.persianblog.ir

هم ======================

در تعجبم فصل امتحانات اما همينطور درخواست برای عضويت مياد!!!!

=========================

دوستی گفته بودند شما که در مورد موسيقی نمينويسی چرا تو گروه موسيقی هستی ؟!!!!

در جواب شما ای دوست عزيز = نميدونم!!!

=========================

اين وبلاگ نويسی هم چيزای جالبی داره بعضيا تا کارشون رونق ميگيره ديگه تحويل نميگيرن!!!!

تازه با اکراه هم بعضی اوقات جوابت رو ميدن ....

==========================

 در انتها بگم آقا اين وبلاگ بندست بنا بر خوشی مذاق شما که مطلب نميدم...در اينجا اختيار دارم حتی بخودمم هم توهين کنم!!!

بابا اصلا تو آمريکا يه پارکی هست که يه دايره وسطش ... طرف هر چقدر فحش که دلش خواست ميتونه اونجا به هرکسی که دوست داره بده و خودش رو راحت کنه حتی رييس جمهور

ما تو وب خودمون نميتونيم راحت باشيم...

=========================

يه روز ما متهم به خالتور بازی ميشديم امروز متحمل به ادای کلاسيک بازی در آوردن و مايه گذاشتن از بتهوون!!!

روزگار ديگه ..... چه ميشه کرد .....

خالتورباز بودن يا نبودن مساله اينست!!!!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ دی ،۱۳۸٢

 

سلام...خواستم مطلب بدم... اما حالم گرفته شد...

زلزله رو ميگم... حرفی ندارم.. هر کسی به هر اندازه که ميتونه بايد کمک کنه ...

...

ضد حال اينه که طرف کل اعضا خانوادش رو از دست بده اما خودش زنده بمونه...

...

اين تسليت گويی های مقامات هم که مزخرف ترين کار...کمی حرکت کنيد ..

۲ هفته نگذشته همه چيز فراموش ميشه ////

دفعه پيش که نواخی قزوين زلزله اومد يادتون چی شد؟

کلی کمک خارجی و... شد اما دريغ از دادن اين کمکها به زلزله زده ها ... معلوم نشد کجا رفت

مجلس فردا پيام تسليت ميده پس فردا سر افزايش حقوقشون لايحه ميدن

........

متاسفانه خيلی وقته که انسانيت داره فراموش ميشه

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ دی ،۱۳۸٢

 

سلام...

سياوش قميشی هم آلبوم جديدش رو داد .... خب که چی؟!!!

بعضی از ترانه واقعا ماندگار ميشن و بعضيا سريع فراموش ... اين آلبوم از جنس دوم ... نميدونم چون ديگه حالم از موسيقی پاپ ايران بهم ميخوره اونم اين آلبوم که همش شده کيبورد!!!

تنها با شهيار قنبری حال ميکنم و گيتار آرميک

ميگفتم = نقاب رو يادتون هست واقعا موندی شد ..يا همين بچه قرتی (شادمهر!!!) با اون شعر دزديش =خيالی نيست چقدر تو ذهن ها موند ....

اما حرف سر اين نقاب هاست الان ميخوان نقابهامو بشمارم:

۱=دانشگاه = شخصيت دانشجو حقوق صحبتها  ... رفتار ..حتی نوع پوشش بايد توی چارچوب مخصوص بخودش باشه نصفی از اين دوستان که منو ميشناسن مطمئن هستم من رو تو دانشگاه يه حامد ديگه ميبنند ...

يه شخص جدی + خشک ....البته برای غير نه با دوستان ....

۲=خونه = يه آدم شلخته + کتابها يه جا انباشته شده ... عصبی و حساس

البته اين عصبانيت همه جا داره دنبالم مياد حتما به وبلاگ سعيد يه سر بزنيد يه داستان جالب نوشته ....

سعيد هنوز دارم ميخ ميکوبم !!!!

۳=محيط بيرون = اگه دارم ميرم باشگاه يا يه جای معمولی .... خيلی بيخيال تیپ ميزم ...بعضی اوقات جوادی

وقتی با اشخاص خاصی بيرون ميرم موها بايد حتما ۲ ساعت تو نرم کننده بمونه و کلی ژل و....

۴= الان به اين نتيجه رسيدم بيکارم که دارم مينويسم !!!پس بيخيال

=======================================

اما واقعا هنوز موندم زندگی يعنی چی ....

بعضی ها زن دارن بچه دارن نميدونم... برا همين زندگی ميکنند .... اما من چی؟؟؟

عشق و حالم شده گيتار ... بعضی اوقات به حرف بقيه فکر ميکنم :

چه کار مسخره ای - حامد مطرب شدی - بابا پاشو پول در بيار - جای گرمو نرم نشستی برا من تز فيلسوفانه ميدی - هنری شدی - وای چه پسر گوگولی !!!!- خجالت بکش بزرگ شدی -۱۰۰۰ حرف ديگه اما خوب که چی ؟

 پول در بيارم که چی؟ ازدواج کنم !!!

اما خداييش الان اين همه دوندگی ميکنم تا ۱ ساعت با خيال راحت بشينم تمرين کنم ...

وقت کمه ...تو يجا خدا خسيس بازيش به اوج رسيد اون تو تقسيم بندی زمان به ۲۴ ساعت يکی نيست بگه بابا ۸ ساعتش رو که خوابيم ۲ ساعت رو داريم ميلومبونيم (غذا ميل فرموده) ۱ ساعت که (بی ادبيه!!!)۳ ساعتم که تو ترافيکی!!!بقيش رو بيخيال شک کردم که ۲۴ ساعت!!!!

در هر حال

از بچگی هميشه فکر ميکردم احساس طنز زيادی دارم ... يعنی ميتونم جای نبوی رو بگيرم!!!!

شب بخير ........

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ دی ،۱۳۸٢

 

شده با يه کامنت حالتون گرفته بشه ... امروز بصورت بسيار بدفرمی حالم با يه کامنت گرفته شد.

مشکل اين بود که دوستی که برامم عزيز بود با يه کامنت من دچار سو تفاهم شد...از يه ديد ديگه ميشه گفت اونم حالش گرفته شد .....

امشب شب يلداست .... چه فرقی ميکنه!!!

من که هر شب تا صبح بيدارم هرشب شب يلدا بوده .......

آدم هر شب بيدار باشه + تخمه آجيل هم ببلعه!!! حس شب يلدا از بين ميره ......

.......

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٢

 

برای هستی

سلام هستی جان .... ميدونم غم سنگينی تمام وجودت رو گرفته ... غمی که هيچ دوا و درمانی نداره جز زمان اما زمان هم تنها کارش پوشاندن زخمهاست نه التيام اون

ميدونم که چقدر از اين جملاتی که اين روزها ميشنوی دلگيری: غم اخرتون باشه

ميدونم هيچ حرفی هيچ کسی نميتونه دلداريت بده ...

اما دردی رو که ميکشی نميدونم....

از دلتنگيهات نميدونم....

از گريه هات ....

از تنهاييت.....

اما اين رو ميدونم که بايد زندگی کرد .... بايد با حقيقت زندگی کنار بيای ...حقيقتی که بهت ميگه :

اين نيز بگذرد

دوباره متولد شدی ... تولد رو تبريک ميگم ميدونم شمعها رو با اشکهات خاموش ميکنی ....  و کيک تولدت تلخترين تلخيهاست....

اما بدون اميد خيلی ها حالا توئی ...بزرگ باش .... قوی باش.... همچون کوه

بگذار ديگران در قله وجودت مغرورانه صعود کنند .....

و ديگر هيچ ....

چيزی ندارم بگم بدون هنوز برای دعا کردن دير نيست......

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٢

 


کلاس دهم
وقتی تو کلاس زبان روی صندلی نشستم به دختری که کنارم نشسته بود خيره شدم اون به اصطلاح بهترين دوستم بود به موهای بلند ابريشم مانندش نگاه کردم و آرزو کردم که کاش اون مال من بود ولی اون اينجوری تصور نميکردو من اينو ميدونستم بعد از کلاس یِ سرپيش من اومد و جزوه ای که روز قبل نوشته بود و از من گرفت من هم اونا رو بهش دادم اون از من تشکر کرد و گونه هامو بوس کرد من ميخواستم بهش بگم من ميخواستم که اون بدونه که من نميخوام فقط يک دوست باشم من عاشقش بودم ولی خيلی هم خجالتی ولی نميدونم چرا؟

 

کلاس يازدهم


تلفن زنگ زد؛اون طرف خط اون بود داشت گريه ميکرد مِن مِن ميکرد در مورد اينکه چه جوری عشق، قلبشو شکونده از من خواست اونجا برم چون نميخواست تنها باشه بنابراين منم رفتم پيشش وقتی رو مبل کنارش نشستم به چشمای عسليش خيره شدم آرزو کردم که ايکاش اون مال من بود بعد از 2 ساعت و ديدن فيلم دراو با ريامور و خوردن 3 تا چيپس تصميم گرفت که به خونه برگرده اون به من نگاه کرد و گفت:ممنون و گونه های منو بوس کرد من ميخواستم بهش بگم من ميخواستم که اون بدونه که من نميخوام فقط يک دوست باشم من عاشقش بودم ولی خيلی هم خجالتی ولی نميدونم چرا؟

 

سال آخر
یِ روز خوب اون به طرف لوکر من اومد و گفت که دوستش مريضه و نميتونه با اون بره خوب من هيچ دوست دختری نداشتم؛و کلاس هفتم ما بهم قول داده بوديم که اگر هر کدوم از ما ها دوستی نداشت ما با هم باشيم ....فقط بعنوان دوستای صميمی بنابراين ما همين کارو کرديم اونشب بعد از اينکه همه چيز تموم شده بود من جلوی پله های در ورودی ايستاده بودم و وقتی که اون به من لبخند زد من بهش خيره شدم و اون هم با چشمای شفافش به من خيره شد گفت:من بهترين لحظاتو داشتم مرسی!و گونه های منو بوس کرد من ميخواستم بهش بگم من ميخواستم که اون بدونه که من نميخوام فقط يک دوست باشم من عاشقش بودم ولی خيلی هم خجالتی ولی نميدونم چرا؟


فارغ التحصيلی
يک روز گذشت بعد يک هفته و بعد يکماه در عرض يک چشم بهم زدن روز فارغ التحصيلی رسيده بود من اونو بهنگام گرفتن مدرک ديپلم که مثل يک فرشته روی سِن بود تماشا ميکردم من ميخواستم که اون مال من باشه ولی اون اينجوری تصور نميکرد قبل از اينکه همه به خونه هاشون برگردن تو لباس جشن و کلاه پيش من اومد و وقتی من بغلش کردم گريه کرد بعد سرشو از روی شونه های من برداشت و گفت:ممنونم ؛تو بهترين دوست منی و بعد گونه های منو بوس کرد من ميخواستم بهش بگم من ميخواستم که اون بدونه که من نميخوام فقط يک دوست باشم من عاشقش بودم ولی خيلی هم خجالتی ولی نميدونم چرا؟

روز ازدواج
الآن روی صندلی کليسا نشستم و اون دختر داره با یِ مرد ديگه ازدواج ميکنه من ميخواستم که اون مال من باشه ولی اون اينجوری تصور نميکرد و من اينو ميدونستم ولی قبل از اينکه اون بره به طرف من اومد و گفت:تو اومدی !و بعد تشکر کرد و گونة منو بوس کرد
من ميخواستم بهش بگم من ميخواستم که اون بدونه که من نميخوام فقط يک دوست باشم من عاشقش بودم ولی خيلی هم خجالتی ولی نميدونم چرا؟

 

مرگ
سالها گذشت من به تابوت دختريکه بهترين دوست من بود نگاه کردم هنگام انجام مراسم اونها دفتر خاطرات اونوخوندن اون اين دفتر رو در دوران دبيرستان نوشته بود و اين چيزيکه اونجا نوشته بود:؛
؛"من به اون پسر خيره شدم در حاليکه آرزو ميکردم که ايکاش اون مال من بود ولی اون اينجوری تصور نميکرد و من اينو ميدونستم من ميخواستم به اون بگم من ميخواستم که اون بدونه که نميخواستم که فقط يک دوست باشم من عاشقش بودم ولی خيلی خجالتی هم و من نميدونم چرا؟
ايکاش اون به من ميگفت که دوستم داره
و ............ايکاش
کاش منم ميتونستم اينو بگم من به خودم فکر کردم و گريه کردم حالا در حق خودتون یِ خوبی کنيد به اون بگين که اونو دوست دارين اونها اونجا نيستن......برای هميشه و تا ابد....."؛

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٢

 

داستان آفرينش

هنگام آفرينش جهان و حيوانات انسان

خدا الاغ رو آفريد

خدا به الاغ : تو الاغ خواهی بود . تو بايد از صبح تا شب کار کنی و بار بر دوش خود قرار دهی و حمل کنی و غذای تو علف خواهد بود  . تو هيچ گونه هوش و زيرکی نخواهی داشت و من به تو ۵۰ سال عمر ميدهم

الاغ جواب داد :من الاغ خواهم بود اما ۵۰ سال برای من خيلی زياد تنها به من ۲۰ سال عمر بده

خدا درخواست او را پذيرفت

خدا سگ رو آفريد.

خدا به سگ : تو از خانه انسان مواظبت خواهی کرد و بهترين دوست او خواهی بود . تو بايد از ته مانده های غذای او اطعام کنی .و تو ۳۰ سال عمر ميکنی

سگ به خدا : خدايا من سگ خواهم بود اما ۳۰ سال زياد من از تو تنها ۱۵ سال ميخواهم

خدا درخواست او را پذيرفت

خدا ميمون را آفريد

خدا به ميمون :تو بايد بالا پايين بپری از اين ور به اونور و موجبات سرگرمی وتفريح انسان رو بوجود بياد تو ۲۰ سال عمر ميکنی

ميمون به خدا : قبول اما ۲۰ سال زياد تنها ۱۰ سال به من عمر بده.

خدا درخواست ميمون رو هم پذيرفت.

در آخر خدا مرد رو آفريد و به او گفت :

تو مرد خواهی بود تنها موجود عاقل در دنيا تو بايد از همه هوشت استفاده کنی تا ارباب و سرور تمام موجودات بی عقل و حيوانات بشوی تو فرمانروای زمين ميشوی من به تو ۲۰ سال عمر ميدهم

اما جواب مرد به خدا :

من مرد خواهم بود اما ۲۰ سال خيلی کمه به من ۳۰ سالی که الاغ+ ۱۵ سالی که سگ  و ۱۰ سالی که ميمون نخواست رو به من بده

خدا هم قبول کرد.

وبعد از اون بود که مردها تنها ۲۰ سال بعنوان يک مرد زندگی ميکنند و بعد از ازدواج ۳۰ سالشون رو مثل الاغ تنها بايد حمالی کنند و بار زندگی رو به دوش بکشند و وقتی بچه ها بزرگ شدند اون وقت بايد مثل يه سگ ۱۵ سال از خونه مواظبت کنه و هر چی اونها بهش دادن بخوره

وقتی هم که پير شد ميتونه بازنشسته بشه و ۱۰ سال مابقی عمرش رو مثل ميمون از اين خونه به اون خونه  بدنبال اين فرزند و اون فرزند و بايد برای نوه هاشون هم دلقک بازی در بيارند و سرگرمشون کنند.

و اين بود داستان  زندگی ...........

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸٢

 

سلام...

حالم گرفتست .....

کيوان هم رفت ...

قديميترين دوست ....

با هم شروع کرديم .....يک ساله وبلاگ مينوشتيم ... کلی خاطره ......

شبهای کوير هم تمام شد ................................

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٢

 

راست يا دروغ؟

چند وقت پيش يکی از فروشندگان سيگار (دکه روزنامه فروشی ) به اين بازداشت شد چون روی برگه ای اين رو نوشته بود :

 

بهمن تمام شد .

آزادی نداريم

تير هست.

 

          

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ،۱۳۸٢

 

سلام....

اينهم منبع مطلب قبلی

اينجا ها هم تا ميشه از اين نوع مباحث ميتونيد پيدا کنيد

هه چيز از شيطان پرستی و...ساير مزخرفات!!!

http://www.av1611.org/tracts.html

http://www.av1611.org/othpubl.html#Crock

http://www.wayoflife.org/fbns/rockmusicandsuicide.htm

 

شيطان پرستی

    

 

برای ساير مباحث و کليات ميتونيد به اين سايت مراجعه کنيد:

http://www.satanservice.org/smackers.html#COS

http://www.satanservice.org/archive/delusion/

سوال و جواب :

http://www.av1611.org/666/index.html

اگه دوست داشتين يه آماری از چگونگی مرگ ستاره های راک پيدا کنيد

http://www.av1611.org/rockdead.html

البته همه تو حالت نئشگی مردن!!!!

خوب اين ها فقط يه سری کوچک از اين موارد بود...

من همينجا ميگم هدف من از طرح اين مسايل اين نيست که بنوعی بخام اينجا نقش هدايت کننده و... رو بازی کنم مطلب قبليمم فقط تلنگری بود به باورهايی که بعضا در ميان ما اشتباه نمود پيدا کرده...

در هر حال بايد قبول کنيد دنيای موسيقی تبديل به منبع بزرگ در امد برای کمپانيهای بزرگ هست هر موقع انگيزه مادی دخيل در هنر شد اون هنر به ابتذال کشيده ميشه

 

نتهای موسيقی بتنهايی ابتذال رو نمياره اين ماها هستيم که ميتونی با اين نتها يک پيام و يا حتی يک حس زيبا رو منتقل کنيم ... و برعکس هم ميتونيم بوسيله اون نيات مادی و اهداف خودمون رو در پس موسيقی قرار بديم ...

اما يه مواردی هست که جدا نميشه با هاش کاری کرد ...

يه سری تعصبات کور ... نميدونم!!!

در هر حال من بيکار نيستم و از اين قبيل مسايل هم لذت نميبر م و وقتم رو بيشتر رو علايقم ميزارم ...در هر حال

با مطالب قبلی تفکر بعضی ها به محک گذاشته شد ... و بنده هم به اون نتيجه دلخواهی که ميخواستم رسيدم.... و بنده نه با مطلب قبلی کاملا موافقم  و مخالف نظری ندارم!!! چون نظر من  اينجا نه خريداری داره و نه مورد علاقه آهنگبازها و متال بازهای عزيز قرار ميگيره...

فعلا

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٢

 

 

موسيقی راک = هواداران پوشالی + عقايد توخالی

سلام....

مطلب رو تموم نکرده ..کاری کردن که بيايم جواب بديم....

همونطور که گفتم اين مطلب ترجمه ايه که من از يک سايت کردم...(البته اون سايت طرفدار شديد مسيح هست و بنوعی تو نقدش تر و خشک رو با هم سوزونده)

اما قبلش يه سری خاطره!!!

 

 ... حدود ۶-۷ سال پيش يه نوار ويدئويی ديدم به اسم face of deat که در اون صحنه های مستندی از کشته شدن انسانها نشون داده ميشد ( فجيع بود )

اما در انتهای فيلم گزارش مستندی بود از کی از خانه های مشکوک که پليس به اين خونه حمله کرد و اعضا رو دور يه ميز گرفت که جلوشون يه جعبه بود...پليسه اومد جعبه رو باز کرد ...بنظرتون چی ديد؟

سر بريده شده انسان.... اين گروه حتی از صحنه های کشتن فيلم برداری ميکردند ( در موقع سربريدن) و در متن فيلم تنها يه صدا شنيده ميشد يه موسيقی متال( البته اون موقع من اصلا موسيقی سرم نميشد ) اما برادرم اهلش بود ...کارشون شده بود متال بازی ( البته ما هم يه زمانی همين شديم!!!)

حتی تو ظرف شوی يشونم دست و پای آدم پيدا ميشد!!! رو ديوارهاشون عکسهای گروههای که نميشناختم بود!!!

=============

چند وقت پيش تو اينترنت يه اگهی همه رو به خودش جلب کرد ... پخش زنده خودکشی!!! .... حتی تو اجرای يکی از همين کنسرتهای گروههای راک کسی تقاضا کرده بود که روی سن خودکشی کنه ( که پليس مخالفت کرد) .....

===========

تا حالا ديدن به الاغ ديناميت ببندن بعد منفجرش کنن ... يا پاشو با اره ببرن!!!جوجه وسط سن بريزن و روشون راه برن ... تا حالا ديدين تو يه کنسرت وسط سن عمل سکس رو با وحشی گری تمام انجام بدن .... تا حالا ديدين کسی وسط سن خود زنی کنه ..... تا حالا ديدين وسط سن طرف بشاشه ( شرمنده) .... تا حالا ديدين طرف لخت مادرزاد بياد جلو چند هزار نفر گيتار بزنه !!!....

==========

ميدونين چند تا از ستاره های راک بطور طبيعی مردند!!!!!!!!!!!!!!!

اگه حال داشتين در آخر يه سری هاشون رو با نوع مرگشون مينويسم ......

راستی ميدونيد سرنوشت اعضای گروههای مشهور راک به کجا کشيد الان در چه وضعيتی هستند ؟

========

اما جواب من ...

در مورد شيطان پرستی و .... هيچ حرفی روش نيست طرفداران بسياری رو داره و چيزيه که رو به گسترش ... و حتی برای خودشون کليسا + کتاب مقدس و آيين های مذهبی ديگه ای هم دارن

در مورد مطلب :

اين مطلب نقد شخصيتی ستاره های راک نه نقد کارهاشون ... و اين مطلب کاری به اهنگساری اين افراد نداريم ... حتی ممکنه از لحاظ ارزش موسيقی کارشون بسيار ارزشمند باشه......

در مورد منسون :

خوب بنوعی ميشه گفت احمق ترين و مضحک ترين ستاره راک ... ستاره ای که با پولهای کلان کمپانيهای آهنگسازی به شهرت رسيد ( واقعا آدم گريش ميگيره يه کسی مثل چاک فقد

 تو دنيای متال باشه

دنيای واقعی

فکر ميکني کدوميکيشون واقعي هستند؟
فکر مي کني کي از خواب بيدار مي شي؟
لامپ نور ميده ؟
بارون خيس ميکنه ؟
به چيزهايي که ميبيني اعتماد داري؟
تو بايد باور کني!
باور کن!
(
سنگ سفته
چيزي تو کله يه احمق نميره.)
اگر همش يه خيال باشه
منتظر بمون تا تموم بشه.
اگر همش يه فيلم باشه
زندوني ها رو ببين که آزاد ميشن ...
من رو ببين که پرواز ميکنم
اونا رو ببين که دارن فرار ميکنند
تو بايد باور کني
باور کن !

با اون افکار انسان دوستانه و...اون موقع به اين حيوان ( البته توهين نيست خودش اين لقب رو دوست داره!!!) ... توجه کرد )

يه سری به وبلاگ يکی از همين بچه ها بزنين:يه چيز جالب نوشته بود :

 آلبوم   Antichrist Superstar در سال ۱۹۹۶ يکی از شاهکارهای باند منسون هست که خودش در اين باره ميگه ؛  وقتی مشغول تهيه اين آلبوم بوديم ،‌در اون دوره از زمان همه ی اعضای باند ((به قول خودمون گفتنی گات دميج شده بودند‌)) به طوری که همه در سکس و دراگ غرق شده بوديم شايد اين يکی از عللل موفق بودن اين آلبوم بود...

 

چه تفسير هاييکه نميشه :يه عده مخالف  = يه عده موافق هر کدوم هم تفسير های جالبی ميکنند که در دنيای فلسفه واقعا يه سفسطه بازی های هر دو طيف کاملا ميشه پی برد .. 

در مطالب بعدی سعی ميکنم بيشتر رو اين بشر متمرکز بشم ....

البته موسيقی راک خيلی وقته مرده ( حالا باز بگين نه من ۱۰۰۰ تا مصاحبه رو ميکنم با ستاره های راک که چرا موسيقی راک به اين وضع افتضاح کشيده شد)

موسيقی اصيل راک رو ميشه در دهه ۷۰-۸۰ تا ۹۰ ديد بعد؟؟؟؟!!!

اميدوارم دوستان بدونن منظور از راک چيه!!!!!

=====

مورد آخر موسيقی راک در ايران اون تاثير مخربش رو نميتونه بزاره ... دلايلشم بسيار

اما متاسفانه اين تاثير مخرب داره از يه راه ديگه ای وارد ميشه ....

اين مباحث که تمام شد .... من يه اعتراف نامه اماده کردم که ميدونم شايد خيلی از دوستان از کاری که تو اين مدت يک ساله انجام دادم و هدفم رو خوششون نياد ...

فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام

مطلب اين بار حادث از يک کامنت گذاری بود بين من و يکی از دوستان مربوط به اثرات مخرب موسيقی راک که طی اون بنده يه سری مقالات رو با کمک اين عزيز در ای نمورد پيدا کردم..البته ميدون گوش شماها به اين حرفها بدهکار نيست..اينم بدونين که برا من هم مهم نيست که شما چه نظری دارين ... حتی ممکنه برای خودم هم قابل قبول نباشه در انتهای اين بحث چند بخشی تمامی منابع استفاده شده ذکر ميشه .

موسيقی راک : طرفدار و حامی شيطان

بر اساس کتابی با عنوان Emerging Generation نو جوانان ( اين مورد مخصوص جوامع غربی ميشه ) ميانگين ۶ ساعت در روز به موسيقی راک گوش ميدهند و بنوعی يک قسمت جدايی ناپذير از زندگی اين نوجوانان قرار ميگيرد .

اون ( موسيقی راک ) تبديل به معلمشون و هدايت کنده آنها ميشه بنوعی ميشه گقت :

نور هدايت کننده اين جوانان در زندگی

تعصب افراطی و کورکورانه =اين موسيقی مورد حمايت شديد و احساسات تند و غالبا بدون نقد پذيری انها ميشود : هيچ چيزی وجود نداره که بتونه اونها به اين شدت هيجان زده و سرخوش کنه و اونها نميتونن هيچ نظر مخالف يا غريبه ای رو و يا تفکری رو مخالف در موسيقی بپذيرند ( (The Closing of the American Mind, p.68)

موسيقی راک چيزی فراتر از موسيقی هست - اون زندگيه

ايندفعه ميخواهم شما رو به دنيای موسيقی راک ببرم شايد بجايی که با شوک اور ترين چيزهايی که تا حالا شنيده ايد رو برو شويد :

ستار معروف و همجنسباز David Bowie در مجله رولينگ استون (Feb. 12, 1976) با حرف خودش موجب حيرت و بهت دنيای موسيقی شد او اظهار داشت :

موسيقی راک هميشه و همواره چيزی نبوده جز موسيقی شيطانی DEVIL'S MUSIC ... من معتقدم راک اند رول خطرناک ...ما هميشه از وقوع چيزی خبر ميديم که تاربک تر از خودمونه بنوعی قاصد و جلودار تاريکی .... پيشقراولان شيطان....

و يه چيزی تاريک و شيطانی بصورت پنهانی هميشه در زير موسيقی راک وجود داشته

فرانک زاپا  با مباهات توضيح ميده :

من نماينده شيطان هستم ...ما پرستندگان مخصوص خودمون رو داريم که 'groupies.خوانده ميشوند ...همونطور که برای خدا قربانی ميکنند دخترها بدنهايشان رو در اختيار نوازندگان قرار ميدهند ...Peters Brothers, What About Christian Rock, p. 17)

و اما ستاره راک مریلين منسون Marilyn Manson با مباهات اين رو افتخار خودش ميدونه و ميگويد :

در آينده نزديک و اميدوار... اسم من بعنوان شخصی که پايانی برای مسيحيت به ارمغان آورد در خاطرها ثبت خواهم شد!!!!(Spin, August 1996, p. 34)

منسون = an ordained "reverend" in the Church of Satan(ببينيد ديگه اين بشر به کجاها که نرسيده!!!)

در کليسای شيطان پرستان و در بالای صحن خودش رو اخته کرد !!!1 Kings 18:28

و کتاب مقدس ( اجيل ) رو پاره کرده و به صورت حضرت مسيح تف کرد.........Marilyn Manson

در لباسهای منسون اين جملات نقش بسته شده ( که هوادارانش هم از همين محصولات استفاده ميکنند) =

پدر و مادرت رو بکش و من=شيطان

منسون اظهار داشته که آلبوم Antichrist Superstar به او الهام ( وحی ) شده است

"I heard this album as finished, I heard it in dreams . . . It was like the revelations of John the Baptist or something." (huH, Oct. 1996, p.34)

و آرزوی منسون از اثر اين آلبوم :

من به اين می انديشم که هر زمانی که مردم به اين آلبوم جديد گوش ميکنند خدا در فکر و ذهن آنها تخريب و از بين ميرود.." (huH, Oct. 1996, p.37)

حرکات توهين اميزش نسبت به مقدسات و کفر گويی تنها يک عمل ساده نيست و حتی اين مساله رو بهش اذعان نموده که تاثير تصوير و رسانه بيش از تاثيرساير چيزهاست :Marilyn Manson

من نميدونم که واقعا کسی کارهايی رو که انجام مديم ميفهمه يا نه ؟ اين کار ما تنها برای شوک دادن به اونها ...ويا اغوا کردن و مبهوت کردن اونها نيست ... ما با اين کار ابتدائا يه چيزی بهاز اونها می گيريم سپس پيامهامون رو به اونها منتقل ميکنيم

========

حامد : در روانشناسی هم اين موضوع يک امر ثابت شدست تخليه روانی و ذهنی شخص که ابتدا بايد ذهنيت فرد رو ذره ذره با اعمال مختلف بنوعی به سرحد گيج کنندگی برسوند بعدش تنها کاری که در انتها بکنين اينه که به مسيری که در نظر دارين اين فرد رو هدايت کنين.

=========

منسون حتی به اين موضوع هم اعتراف ميکنه که در بچگی هم ميل به شيطان در او وجود داشته :

مادرم در گذشته ( بچگی ) به من ميگفت که اگه در شب فحش يا نفرينی کنم شيطان هنگامی که در خواب هستم به سراغم مياد ....من جدا هيجان زده ميشدم چون واقعا دوست داشتم که شيطان به سراغم بياد!!!و ميخواستم .... ميخواتم...بيش از هر خواسته ديگه ای که داشتم.(Rolling Stone, January, 23, 1997 p.52

اين افکار حتی در ساير ستارگان موسيقی راک هم کاملا نمود داره

بون جووی :(Smash Hits magazine)

" . . . I'd kill my mother for rock and roll. I WOULD SELL MY SOUL."

کاری که بوون جوی ناتمومش گذاشت تامی سوليوان اون رو به به اتمام رسوند.....

تامی ..پسر بچهای ۱۴ ساله مثل ساير بچه ها در شبی (شنبه) گردن مادرش رو شکافت سپس چشمهای مادرش رو از حدقه در اورد ... و بعد مچ دستش رو بريد و در انتها گردنش رو شکافت ....با قدرتی که سر از تنش جدا شد .....

در تحقيقاتی که از پدرش به عمل آمد اينطور اظهار نمود که :

پسرش در طول هفته به يه موسيقی راک گوشی ميکرده که آهنگش اين بوده : "about blood and killing your mother

سايت هواداران شيطان

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٢

 

آيا در اينجا کسی حاج صادق  آهنگران رو ميشناسه ؟

به ياد بياور که چکونه ميگفت : کربلا منتظر ماست بيا تا برويم... و همهگی در کنار امام حسين گرد هم مياييم....نصر من الله و فتح قريب!!!

آهنگران چی بر سرت اومد؟

چرا ديگه چيزی نميگی ؟

آيا در ميان شما کسی احساس مرا ميفهمد؟

 

سلام....بالاخره بعد از مدتها فرصتی شد تا از پينک بگم ... تا الان خيلی چيزها در مورد پينک شنيدم اما چيزی نبود که ميخواستم... همش بيوگرافی تحسين آلبومها و موسيقيشون

اما کسی نفهميد که پينک تنها موسيقی نبود ..پينک تنها اين نبود سيگاری گوشه لبت آويزون کنی ...

البته من پينک رو تنها با راجر واترز ميشناسم و بعد از اون پنک برام ارزشی نداره

راجر واترز کسی که همهيشه در دنيای مفاهيم برا من هم شخصيتش و هم آثارش ارزشمند ... يه هنرمند واقعی که هم کار و هم روحش در خلق آثارش دخيل

يه چيز رو رک و راست بگم اينجا همه زياد نوشتن اما من بشخصه خوشم نيومد چون از پنک ظاهرش رو درک کردن .......

برای شناخت پينک فلويد و اشعارش ( من از موسيقی صحبت نميکنم ) بايد قبل از هر چيز جامعه شناس خوب و مطلع از امور سياسی و تاريخی باشی وگرنه نميشه اشعارش رو درک کنين ... نيتونين سر خود هر معنايی که ميخاين از يه اشعارش داشته باشين

اما مطلب اصلی : قبل از هر چيز برين کتاب ديوار : ابراهيم نبوی رو بگيرين ... تا الان هر چی کتاب بيرون اومده بنظر من مزخرف بتمام معنا بود ... تنها اين کتاب تو نسته تا حدودی رسالت خودش رو در مورد افکار اين گروه روشن کنه

آلبوم ديوار رو ميدونم که همه خوردين باهاش زندگی کردين و...فلان و فلان ( مهم نيست!!!) ..آهنگ Vera رو اگه گوش کرده باشين :

Does anybody here remember Vera Lynn?
Remember how she said,
That we would meet again,
Some sunny day.

Vera!
Vera!
What has become of you?
Does anybody else in here feel the way I do?

 

...ميدونين که ( خودمم تا قبل از خوندن اين کتاب نميدونستم)در مورد شخصی به نام ويرالين : اين زنی بوده که قبل از عزيمت سربازان از بندگاه برای اونها شعرهای حماسی وميخونده و بنوعی اونا رو به هيجان مياورده ...سخن اصلی راجرز هم با اونه ... بنوعی نفرت از سياستهای حاکمان و استفاده از تعصبات و هيجانات مردم با توسل به اسخاص هنری ( نه هنرمند!!!) ..در تک تک شعرهای واترز نمايانه

اينقدر کوته فکر نباشيد و سطحی به دنيای موسيقی نگاه نکنيد

نيچه مي‌گويد: بدون موسيقي زندگي اشتباهي بيش نيست

اما نگاه من به خود کشورم ... ما نسل راجر واترزيم ...ما نسل جنگيم ...

فرزندان جنگ.......

در جنگ هم هميشه سرودهای انقلابی  وسيله ای بود در جهت تهييج عواطف جوانان اون موقع  : همين اهنگران ها بودند که با اين اشعارشون چه فکرهايی رو اسير  و چه تنهايی رو مصلوب انديشه های  کثيف سياستمداران و چگونه افراد  رو با اشعار مذهبی و با  استفاده از مقدسات و باورهای دينی به ميدانهای جنگ نفرستادند

يادم فيلم گاهی به آسمان نگاه کن رفته بود يه ديالوگ بود که خيلی زيبا بود

۱= تو چرا رفتی جبهه ؟

۲= برای اينکه شهيد بشم ...

۱= نه تو رفتی جبهه بجنگی اگرم کشته شدی که .....

خوب چرا اين تفکر بوجود اومد ... سو استفاده از باورهای انسانها ...باورهايی که گاهی ازش بعنوان آزادی .... شهادت... رفتن به بهشت .... کمال .... دفاع مقدس ... انسانيت ... عدالت و ....

الان هم مد شده : آزادی ...

نسل ما چی از آب در اومد : دقيقا داريم تجربه نسل واترز رو انجام ميديم همون آدمها همون گرايشات فکری ...همون مشکلات و معضل ها ...

زياد نوشتم ... ميدونم...پس تا مطلب بعدی

..........خوش باشين.....

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٢

 

 

The Land Of  Dreams

سلام گفتيم بيايم يه توضيحی در مورد قالب بديم

قبلش يه چيز جالب تو مطلب قبلی همه کامنت گذاشتن گفتم متون اسلامی چيزی نيست بيخيال راحت ميشه پاسش کرد!!! من گفتم متون اسلامی چيه ... ديدم بجای متون فقهههههههههههههههههه ( ه رو همينطوری ادامه دار بخونين ) .. نوشتم متون اسلامی....در هر حال فرقی نمکرد هر دو منشا شون يکيه .....

تا حالا نظرای جالبی در مورد قالب  دادن ... همه به اين اعتقاد داشتن يا ياد کارتونهای والت ديسنی ميوفتن - يا هری پاتر - سيندرلا ( من خودم تا حالا اصلا توجه به اين موارد  جلب نشده بود )

اما بنوعی  درست حدش زديد... البته با توجه به اون فکری که تو ذهنتون بود

 

ايتدا اون دو سپر بالا بنظر من فوق العادست سپر + شمشير + گلی که رو اون نقش بسته من نميخام اينجا بشيم فلسفه بافی کنم اما واقعا پارادوکس زيبايی رو ميشه ديد

در مورد وبلاگ هم در مورد موسيقی هم زندگی هم تخيلات و تصورات درونی من

اگه به تصوير هم نگاه کنيد نوشته شده : سرزمين روياها

رويا چيزی نيست که بشه با واقعيت تطبيقش داد ( بحث نکنيد!!!)

پس تصوير هم يه چيزی انتخاب شد که همين تخيل رو تقويت کنه ... دليل اينکه ياد فيلمها و کارتونهای فانتزی و... ميوفتيد چون دراون فيلمها از همين حس و درک انسان استفاده شده يه چيزی که ميشه گفت دنيای فانتزی ... دنيايی که با واقعيت ها جور در نمياد ...

و من دوست دارم از اين دنيای تخيلی صحبت کنم .... و بيشتر به اين بخش بپردازم...

اما وبلاگی برای همه کس و هيچکس ( کتاب چنين گفت زرتشت نيچه رو خوندين ؟)

 

چون برا من مهم نيست که کسی مياد - نمياد - من محکومم به نوشتن حتی اگه کسی اينجا پيداش نشه...................

====================

ديشب برای ۱ ساعت درس خوندم  اين برای خودش حرکت بسيار بزرگی بود ....

===================

من بيشتر وب گرد هستم ... يعنی زندگی وب گرديه و بيشتر وقتمم سر همين ميزارم ... خيلی لذت بخش ...دنيايی پر از اطلاعات ... عقيده های مختلف

=================

نصف شب داشتم با آرش بحث ميکردم .... يکی از کارهای شبانه من و اونه ساعت ۱ شب ميشينيم بحث ميکنيم .....

ديشب به پوچی رسيديم ....

سارتر  - فوکو - مارکس - افلاطون - ارسطو - بودا  و ...............

چقدر تفکر چه قدر ايدئولوژی

هر چقدر جلوتر ميريم بيشتر به حيرت نزديک ميشيم ....

نتيجه که فعلا گرفتم

خدا ... چيزی نيست جز بهت و حيرت انسان ...

در مطلب بعدی بيشتر به اين موضوع میپردازم

يه جمله از مسيح : ما برای قضاوت کردن آفريده نشده ايم

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ آبان ،۱۳۸٢

 

...باز متاليکا !!!

باز اين دعواهای خنده دار!!!

کلی مطلب نوشته بودم منصرف شدم بنويسم = که چی بشه ... !!!!

از دوستان يه تقاضا دارم... نظرتون رو نسبت به قالب بگين .... اما دقيق !!!

الانم آهنگ Deep purple  =   Soldier of fortune

رو گوش ميکنم ... سوت شدم رو هوا ..... واقعا آهنگ محشريه ... هر چی بگم کم گفتم .... متنشون ميزارم ميخواستم ترجمه کنم اما ديدم بايد هر کسی خودش معناشو بفهمه   :

I have often told you stories about the way
I lived the life of a drifter waiting for the day
When I'd take your hand and sing you songs
May be you would say
Come lay with me and love me
And I would surely stay
But I feel I'm growing older
And the songs that I have sung
Echo in the distance
Like the sound
Of a windmill going round
Guess I'll always be
A soldier of fortune.

 

Many times I've been a traveller
I looked for something new
In days of old when nights were cold
I wandered without you
Those days I thought my eyes
Had seen you standing near
Though blindness is confusing
It shows that you're not here.

 

Now I feel I'm growing older
And the songs that I have sung
Echo in the distance
Like the sound
Of a windmill going round
Guess I'll always be
A soldier of fortune

 

Yes, I can hear the sound
of a windmill going round
I guess I'll always be
a soldier of fortune.
I guess I'll always be
a soldier of fortune.

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام...

امروز کلاس گيتار رفتم...فاجعه بود.... منظورم استادم نيست خودم رو ميگم... بيخيال

 هر دفعه بدتر از قبل .. البته اين هفته بايد خودم رو سروسامونی بدم...

درسها هم از يه طرف سنگين از يه طرف فشار روحی ...

۳ سال دارم ميخونم و ميخونم دريغ از يکجای پا از آزادی يا عدالت ....همه حال اين رشته يه طرف  = اين متون اسلاميش يه طرف ...  اصلا شکنجه روحيه ... استادمون هم يک اخوند تشريف دارند !!!( ببينيد من چی ميکشم )

اما خوشبختانه سر کلاس هميشه مشغول خوندن کتاب و روزنامه هستم ... اين ۲ هفته قبلم که فقط تئوری موسيقی ميخوندم!!!

در آينده ( اگه عمری بود و زنده بوديم ) ... يه تيکه های از اين متون فقه ميارم فقط بخندين ...بعد بشينين گريه کنين .. چون کل حقوق ما به همين کتاب بنده!!!

والسلام و رحمتولا!!!( لطفا  ح  رو غليظ تلفظ کنيد )

===

سری به وبلاگ ضحاک زدم ... مطلبی داغ دل آدم رو تازه ميکنه ...

نميدونم تا کی بايد مردم ما خواب بمونن ... تا کی؟

به چه چيزايی افتخار که نميکنن ... يه مشت خرافات ... يه مشت سنت ... سنتی که چيزی نيست جز فرهنگ جاهليت ...

اصلا واژه فرهنگ عرب رو نبايد بکار برد .... دوران وحشی گری بگيم بهتره ....

بجای اينکه نام کورش  کبير رو به نيکی ياد کنيم چه اسمهايی جايگزين شده.....

تنها همين و ميگم و ميرم   =       محمد هم يک عرب بود ................

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام...

آقا ما نه دعوايی با کسی داريم نه مشکل ...........

بعضی اوقات اين سو تفاهم ها کارو به  کجا ها که نميکشونه ....  من و رضا هم آشتی کرديم ... با هم نشستيم منطقی .. مثل ۲ تا آدم !!! صحبت کرديم .. ديديم اصلا موضوع اين بحث ها نبوده که کلی سرش بهم توپيديم!!!

همش سو تفاهم بود....

در هر حال داش رضا به دل نگير ... ما هم نميگيريم ... اگه توهينی شد شما ببخش ....

 

در هر حال  اگه حرفی زده شد کسی ناراحت شد بزاره به حساب من و اعصاب خوردم!!

شما جدا فکر کنيد با ۲۰۰ تا کاربر سر و کله زدن .... توانی رو برای آدم ميزاره

۲۰۰ تا سليقه مختلف !!!!!

 

 

اين هفته رو خودم تعطيل کردم

نه حال دانشگاه رو دارم نه استاد نه ....

اين رشته حقوق هم چيزی برای ما نداشت جز اينکه مثل سوهان بر  روح ما!!!

فقط تنها چيزی که ياد گرفتيم بحث کلامی !!!.... يکی از مواردی هم که منو آدم انعطاف پذيری کرده هم همين خصوصيا ت  خاص  اين رشته هست ..

...............

تعطيل = به همه گفتيم که ميخايم درس بخونيم ... درس چيه ؟؟؟؟؟؟؟

تعطيله که گيتار تمرين کنم !!!! آهنگ گوش بدم... کتاب بخونم ... زندگی کنم!!!

آقا فعلا تعطيليم ... عشقست چای خوردن + سيقار!!! = بام تهران

...فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام بر ملت هميشه در صحنه پرشين بلاگ

 

امروز ميخام !!!تجربياتم رو به شما انتقال بدم بخصوص تازه کار ها

چگونه ميتوانيد تعداد بازديد کننده هاتون رو به روزی ۱۰۰ نفر و کامنتها رو به ۱۰۱ !!!برسونيد.

اگه تو گروه موسيقی باشيد

۱=يه وبلاگ با اسم خفن !! (مرد قاتل -  خدای متال - مردی که در شب گم شده و..)خودتون رو هم گيتاريست معرفی کنين که ديگه عاليه

۲= برای شروع گير بدين به وبلاگهايی که توش رفت و آمد زياد!...= طرف کار درسته

بتوپين بهش و فحش خوار مادر حوالش کنيد ..بعد بهش بگين بياد به وبلاگتون تا ببينه چی گفتين تو وبلاگتون هم بايد ۲ هر جمله ای که مينويسيد کم کم ۵ عدد فحش مودبانه وجود داشته باشه

با اين روش هم تعداد کامنتهاتون  زياد ميشه ... هم جلب توجه ميکنه ... بعد از يه مدت هم کلی هوادار پيدا ميکنيد !!!

بعد يک ماه هم يه نگاه به کنتور بندازين

========

۱= ميتونين در مورد متاليکا بنويسين بعد برين  تو وبلاگ های ديگه مثل آيرون ميدن بگين  من حالم از آيرون بهم ميخوره گروه که نيست در پيته !!! فقط متاليکا و....

بعد تو وبلاگ در مورد زن و بچه جيمز و مضحک بازيای لارس و رو تختی خونشون مطلب بدين ( البته بقيش بی ادبيه اما شما ميتونين بنويسين)

چون نصف وبلاگهای گروه موسيقی رو  فاکتور بگيرين همه تو کار متاليکا هستن  ... حتی ميتونيد قشون کشی کنيد !!!

با اين کار ميدونيد چقدر آمارتون زياد ميشه!!!!!!!

====

۱=مورد بعدی اينه که يه وبلاگ بزنين گير اول کار گير بدين به متاليکا و ۳ سوت از بيوگرافی اين گروهها بنويسين

۱=اسلاير

۲=سپولترا

۳=منووار

۴=آخرشم اختصاص بدين به خفن ترين گروه های بلک متال!!!

در اين هنگام شما بعنوان خدای موسيقی متال شناخته ميشين و همه دورادور پاچه های شما رو ميجوند

بعدشم اين وسط يه موجوری به اسم کرک همت وجود داره که جون ميده برای گير دادن

تفاوت گينک با کرک ؟ .. آيا کينگ از کرک بهتر است ...؟ کرک کيست؟؟؟!!!

آخه کرک هم گيتاريسته!!!( در اين قسمت ميتونيد از گيتاريست بودن خودتون  در لابلای متن برای بالا بردن وجه خودتون  استفاده کنيد

 

========

۱= راه ديگه اينه که مثل بچه سر بزير بری هر تک تک وبلاگ ها اين جمله رو بنويسی:

وای... خدايا ...عجب وبلاگی داری ... خيلی خدا مينوسی ... فکر کنم معجزه ای شده و من اينجا رو کشف کردم... سری هم به من حقير بزن ... خوشحالم ميکنيم

 ......

بعد از کامنت گذاشتن اين مطلب در تمامی وبلاگهای موسيقی ..بدون اينکه حتی مطلب وبلاگها رو بخونين به وبلاگی محبوب تبديل ميشين

البته ميتونی يکی از روشهای بالا رو با اين ميکس کنيد نتيجش ديگه دو برابر ميشه!!!

=======

مورد آخر

سری به وبلاگ خبرنامه موسيقی بزنين که مدير بيکار و دلخوش گروه موسيقی بوجو آورده و خيلی متشخصانه وبلاگتون رو اونجا معرفی کنيد ( اين مورد خيلی اخلاقيه و با روحيات متال بازی شما جور در نمياد!!! پس کمتر نتيجه ميده!!!)

 

===========================================

جدی

غرض از اين بحث اين بود که من بعضی موقع ها واقعا متعجب ميمونم اين موارد بالا دقيقا اتفاق افتاده !!! و همشم کارها احساسی بوده

نميدونم ..بعضی اوقات خودمم سر اين موضوعات شاکی ميشم ....

از اين ببعد سعی ميکنم وارد وبلاگی بشم که از مطالبش خوشم مياد ...آخه چه مرضی داريم بريم وبلاگی که با عقايد طرفش مخالفيم ....

نميدونم اخر چه نتيجه ای ميخايم بگيريم

تو جامعه ای داريم زندگی ميکنيم که از همه طرفش با محدوديت دچاريم اما همينجا ...بخودمونم رحم نميکنيم ..... وقتی خودمون که اکثرا همسنيم اينطوری با هم برخورد کنيم نبايد از برخود اطذافيان گله ای داشت

 

اميدوارم مطلب با لا رو کسی بخودش نگيره چون به هيچ کسی ربطش ندادم ...کاملا شخصيه ...

پس بنويسيد و بخونيد و بنظرات هم احترام بگذاريم ... بجای اين کارا سعی کنيم مطالبمون زيبا باشن مطمئن باشين اگه مطلبتون خوب باشه احتياجی به اين کارا نيست...فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ آبان ،۱۳۸٢

 

يه اتفاق جالب باعث شد که يه سايت رديف پيدا کنم اونم به فارسی و درمورد کريس دی برگ

 

اين سايتشه = البته زياد من با اين کريس حال نميکنم اما شعرهای بسيار زيبايی داره

نميدونم کجا بود که نوشته بود که قبلا کشيش بوده و بعد خواننده شده ...

تو اين سايت کلی مطلب ميتونيد پيدا کنيد در مورد اين خواننده از بيوگرافی تا مصاحبه و .....

******

فعلا من زدم تو کار بلوز .... از حميد رفيق صميميم ( آقا خيلی مخلصيم ) يه سی دی از بوچانان گرفتيم ... امشب حااااالی ببريم.....

حيف قرار بود اين د فلش !!! مرد بزرگ راجر واترز رو بگيرم که سی دی کم آورديم!!!!

تو خماری ميمونيم .... تو نئشگی بلوز جون ميديم!!!( البته فرق اين دو تا رو اساتيد که بهتر از بنده ميدونن!!!)

******

کيوان ميدونم آدم بد قولی هستم و لی جان تو بد قول نيستم!!!.... آقا سی دی ها رو برات ميارم .... ما رو  به بزرگی و سخاوت و هنرمند بودنت  ببخش ( آمين)

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ آبان ،۱۳۸٢

 

کاوه يغمايی

متولد ۴۷ تهران - آهنگساز و تنظيم کننده موسيقی راک - نوازنده گيتار الکتريک - آکوستيک فلوت - کيبورد - - خواننده 

 وورد به هنرستان عالی موسيقی در ۸ سالگی آموزرش تخصصی پيانو کلاسيک نزد نوين افروز / آموزش همزمان آهنگسازی  و تنظيم موسيقی و نوازندگی در سبک های مختلف بويژه  راک به عنوان سبک تخصصی و مورد علاقه نزد پدر( کوروش ) و عموهايش - کامران کامبيز -

 توقف اجباری تحصيلات آکادميک ( بعلت انقلاب و انحلال هنرستان موسيقی )  ادامه تحصيل بعد از انقلاب در هنرستان موسيقی پسران ...و فارغ التحصيل با ساز تخصصی فلوت..

 ورود به دانشگاه در سال ۷۳ و نواختن تخصصی گيتار کلاسيک .. در دانشگاه .... فعاليتهای حرفه ای در زمينه . .ضبط مو سيقی  بعنوان اهنگساز  .. تنظيم کننده ... و نوازنده گيتار..فلوت. کيبورد... درام ..پرکاشن ..

اجرای اولین کنسرت رسمی موسيقی  راک پس از انقلاب با بابک امينی  در فرهنگسرای بهمن...۱۳۷۲ و اجرای کنسرتهای متعدد موسيقی راک در کشور ... و پی ريزی يکی از معتبرترين گروههای موسيقی راک تحت عنوان کاوه...................

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ آبان ،۱۳۸٢

 

خنده رو با غصه نميشه نوشت .....

                                            

جاتون خالی جمعه کنسرت کاوه يغمايی بودم

اولين کنسرت واقعا حرفه ای که بنظرم ديدم همين بود همه چيز در حد عالی!!!

البته خوب خانواده هنرمندی هستند کوروش پدر - ساتگين - کاميل - کاوه

همشونم موسيقی رو ادامه دادن و تو سازهای مختلف هم مهارت دارن

البته کنسرت به سبک راک بود و کاوه هم قطعاتی رو از آلبوم جديدش خوند

البته اگه يادتون باشه قبلا هم يه کار به اسم مسافر کوير اومده بود که اهنگسازيش کار کاوه بود که يکی از بهترين آلبومهايی بود که من بشخصه گوش دادم

در هر حال

در بين قطعات هم کاميل چند قطعه رو زد که يکيش يه آهنگ از جو ساتريانی بود و يه قطعه خدا از دريم تياتر Dream Theater - Pull me under که عالی بود

همسر کاوه هم کيبورد ميزد که کاوه معرفيش کرد و گفت که سبک اصليشون کلاسيک و...که ايشون هم يه قطعه کلاسيک با کيبورد!!!!( به ناچاری ) = که حتی کاوه هم از اين موضوع گله داشت که چرا بهترين سالن ايران يه پيانو نداره

که کلی حاشيه داشت ...باز هم موسيقی کلاسيک و جو خاص حاکم بر اين سبک که متاسفانه تماشاگران رعايت نکردند ..کلی شلوغ بازی در آوردن

کاوه هم بعد از اجرا اومد حالشون رو گرفت!!!

اتفاقا به خوب نکاتی اشاره کرد واقعا فرهنگ بعضی چيزها برای ما هنوز مشخص نيست و من کنسرت گيتار کلاسيکی هم که رفته بودم همين مورد وجود داشت يا حتی کنسرت خانم لی لی افشار ....

يه قطعه هم خود کاوه اجرا کرد به اسم شوشتری که فوق العاده بود  .

 

۲ قطعه هم بهمراه ويلونسل اجرا کرد با يکی از نوازندگان ميهمان

يه قطعه هم بود که برام جالب بود هر ۳ نفر اعضای خانواده با هم اجراش کردن- بنظر من خيلی قشنگ بود ( جای پدر خالی بود!!!)

و حتما توصيه ميکنم آلبوم جديدش رو بگيرين = مترسک

واقعا اگه ميخاين موسيقی خوب گوش کنين چون بنظر من کار بسيار حرفه ای و خوبيه

سر جمع نوازندگان حرفه ای = گروه حرفه ای = اجرای حرفه ای

و يه نکتهمهم اينکه متاسفانه سياست وزارت ارشاد اينه که جلوی موسيقی خوب گرفته بشه !!! حالا دلايلش  هم داستان هزار و يکشب

راستی ما داريم ميريم تئاتر هزار يک شب بيضايی جاتون خالی !!!!

فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٢

عشق بورزيد دوست بداريد(سالگرد در گذشت استاد فريدون مشيری)

عشق بورزيد دوست بداريد ( سالروز درگذشت استاد فريدون مشيری )

     

امروز رو بايد به ياد استاد فريدون مشيری گرامی بداريم

نميدونم چقدر آشنا هستين اما مگه کسی وجود داره که شعر کوچه ايشون رو نشنيده باشه .......و خاطره ای نداشته باشه .... واقعا جاشون خاليه..................................



بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق ديوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتی بر لب آن جوی نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام،بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آمد تو به من گفتی از اين عشق حذر کن

لحظه ای چند بر اين آب نظر کن

آب آينه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از اين شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم ، نتوانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی ، من نه رميدم نه گسستم

باز گفتم که تو صيادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم ، نتوانم

اشکی از شاخه فرو ريخت،

مرغ شب ناله تلخی زد و بگريخت،

اشک در چشم تو لرزيد،ماه بر عشق تو خنديد

يادم آمد که دگر از تو جوابی نشنيدم

پای در دامن اندوه کشيدم، نه گسستم نه رميدم

رفت در ظلمت شب آن شب و شبهای دگر هم ،

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نکنی ديگر از آن کوچه گذر هم،

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...! 

دکلمه شعر با صدای شاعرkoocheh.ram

زندگی نامه         اشعار        

        

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ آبان ،۱۳۸٢

 

سلام...قصد داشتم مطلب رو با عنوانی زيبا شروع کنم

چه چيزی از اينکه بهتر

افق روشن

روزی ما دوباره کبوترهای مان را پيدا خواهيم کرد

ومهربانی دست زيبايی را خواهدگرفت

روزی که کمترين سرود، بوسه است

وهرانسان برای انسان برادری ست.

روزی که ديگر درهای خانه را نمی بندند

قفل،افسانه ئی ست

وقلب برای زندگی، بس است.

روزی که معنای هرسخن،دوست داشتن است

تاتوبه خاطرآخرين حرف،دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هرحرف،زندگی ست

تامن به خاطرآخرين شعر، رنج جست و جوی قافيه نبرم.

روزی که هرلب،ترانه ئی ست

تا کم ترين سرود، بوسه باشد.

روزی که توبيائی؛ برای هميشه بيائی

ومهربانی با زيبائی يکسان شود.

روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان، دانه بريزيم....( شاملو)

برای اطلاعات بيشتر ميتونی به وبلاگ نگين سری بزنيد

اين هم وبلاگ خود مهرانه هست اون هم مثل ما ها يه وبلاگنويس

و برای اطلاعات کاملتر سری به اين وبلاگ بزنيد

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٢

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٢

 

بعلت فرمت کردن مغز و پارتيشن بندی جديد

 

اين وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطيل ميباشد

درش رو تخته کرديم

کرکره رو کشيديم پايين

 

ديس وبلاگ واس کلوزد!!!

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٢

 

افتخاری بزرگ برای ايران و ايرانيان

شيرين عبادي، وكيل و نويسنده‌ي ايراني كه نوشته‌هايش را در موضوعاتي مانند حقوق بشر و مبارزه براي احقاق حقوق زنان و كودكان معطوف كرده، جايزه‌ي صلح نوبل سال ‌٢٠٠٣ را به خود اختصاص داد.

وی از پيشگامان حقوق زنان و کودکان است و در صدد ايجاد تغييراتی در قوانين طلاق و ارث در ايران برآمده است.

شيرين عبادی به عنوان اولين قاضی زن در ايران که پس از انقلاب اسلامی سال 1979، مجبور به کناره گيری از اين سمت شد، توجه جامعه بين المللی را به خود جلب کرد.

خانم عبادی قبل از انقلاب به عنوان اولين قاضی زن ايران منصوب شد. وی پس از انقلاب به تدريس حقوق در دانشگاه تهران اشتغال داشت.

 

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٢

 

سلام!

معلوم شد خيلی ها تو اينجا کسی رو قبول ندارن... واقعا اگه شما به يه جايی ميرسيديد چيکار ميکرديد... الان که فقط آهنگبازيد اينطوری رفتار ميکنيد وای بحال اون روزی که....

خوب دوست خوبم حميد يه مطلبی نوشته که بنظر من همه جواب ها رو داده ... و همه چيزهايی که من دوست داشتم بگم !

 Troy Stetina :

شهرت يعنی تغذيه غرور خودتون...

فکر می کنم اين خيلی مهمه که بفهميم واقعا موفقيت در صنعت موسيقی چی هست و چی نيست...

مطمئنا من ترجيح ميدم که CD های بيشتری بفروشم. اما اين مهمترين چيز در زندگی من نيست...

اهداف من راجع به گسترش يه کمی بيشتر مهربونی تو اين دنياست= متاسفانه مورديه که خيلی ها اصلا بهش توجه ندارند

من احساس خوش شانسی می کنم که يه سابقه ۲۳ ساله تو موسيقی دارم= بيشتر از سن خيلی هايی که تنها ادعا دارند و ديگر .. هيچ!!!

جدای از موسيقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فيزيک کوانتوم، پديده های روانی، مطالعات اسرار آميز و ورای درک انسانی می شود....

چيز مهم ديگه اين جهنمی که در اطراف دنيای ما وجود داره...

من می دونم که مهربونی با مهربونی عمومی Heavy Rock ناسازگاری داره. اين پارادوکسی رو من حدس می زنم، شايد هم نباشه...

 

من شما رو تشويق می کنم که در موسيقی ای که خلق می کنيد بر عليه ستايش بی خردانه اعتياد و خشونت که اسطوره رو جاودان می کنه...

 

 اين جمله بنظر من ختم کلام تمامی مباحث ..متاسفانه تنها شدين پيرو گروههای که در غرب مضحکه ای بيش نيستند و حتی حاضر ید بخاطر اون همديگر رو لگد مال کنند

همانطور که قبلا از زبان نويسنده ای گفتم :

در غرب برای رسيدن بهدفی از ابتذال استفا ده ميکنند اما در ايران هدف ما شده ابتذال!!!!

 

حتی بلد نيستيد چگونه نقد کنيد.... شما ها که اين همه دم از کمبود آزادی ميزنيد... اينجا که آزاديد بنويسيد نظر بدين...شما هايی که ميگيد اين حکومت فلانه خودتون در اينجا به همون مسلک و روش زور و بی منطقی محض عمل ميکنيد

سخنی با آنتی ميوزيک :    نقد در موسيقی  لازمه .. اما نه آنتی ميوزيکی که تنها شده وبلاگی برای رفع خصومتهای شخصی ... در طی اين مدت هيچ پاراگرافی رو مشاهده نکردم که با دليل و مدرک باشه ... جالبيش اين بود که مطلبی علمی که از بی بی سی ترجمه شده بود به تمسخر و ... گرفته شد!!!!..اگه کسی مطلبی نوشت و ايراد داشت شما ها مطلبی قوی بنويسين تا طرف پی به اشتباهش ببره-ايراداتش رو کامل ذکر کنيد ..اما نقد از طرف چه کسی : کسی که سالها تجربه در موسيقی داشته باشه - حداقل به يه ساز تسلط کامل داشته باشه - اطلاعات کافی در مورد موسيقی ( نه شايعه !!!نه...) و جرات اين و داشته باشه که خودش رو معرفی کنه نه پشت يک هويت جعلی خودش رو پنهان کنه .

و... اما با اين روش به هيج جا نخواهيد رسيد ....جز از بين بردن همان فرهنگی که هميشه ادعای داشتن اون رو داريم.

===============

اما سخن آخر از تروی :

 

برخيزيد و همينطور شما تشويق می کنم که حداقل به موجهائی که خلق می کنين فکر کنين، وقتی که دارين در جريان زندگی می کنين.
برای تک تکنون بهترين آرزوها برای موسيقيتون و کار موسيقيتون دارم. صلح، عشق و تمام چيزهای خوب."

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ مهر ،۱۳۸٢

 

 

سلام.....

کامنت ميزارين اينقدر توش سوتی ندين ....

بعضی اوقات آنتی ميوزيک واقعا لازمه!!!!!

مطالب رو کامل بخونين بعد بگين .... مطلب نميدم يه سوال دارم؟

 

آقايان... خانومها ... اساتيد موسيقی ... هنرمندان بزرگ

بابا متال باز ها و......

يه سوال فلسفی!!! جدا يه سوال مهم که جوابش شايد تمام اين بحث ها رو حل کنه

 

شما حرف چه کسی رو قبول دارين؟( در مو سيقی متااااااااال)

از سايت معتبر نظر سنجی ميشه ... قبولش ندارين....!!!!

فلانی مطلب ترجمه ميکنه ميزاره مطلب رو قبول ندارين!!!!

از زبون خود اعضای گروهها مطلب ميزارن ...قبول ندارين!!!

اين بابا اديب وحدانی اومد کتاب داد ...قبولش ندارين!!!!

يه سری آدم بيکار مطلب ميدن ... قبول ندارين

خودتون هم خودتون رو قبول ندارين!!!!

...سر گيجه گرفتم

 

بابا شما کی رو قبول دارين .....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 ============================================

يه عکس رديف از يکی ديگه از گروههای مورد علاقم

گروهی که صدای خوانندش بنظرم جادوئيه .... ما که حال ميکنيم!!!!شما هم که به من ؟؟؟

Alice in Chains

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸٢

 

به قول نيچه فيلسوف شهير آلمانی :

هرگاه انسان از دنيا خسته ميشه به ۳ چيز روی مياره : موسيقی - شعر - داستان

 

اميدوارم مطالب رو کامل بخونين

اما ادامه مطلب:

يه بحثی اينجا اتفاق افتاد به اين صورت که عده ای گفتن موسيقی فقط موسيقی دهه ۸۰- ۷۰ و عده گفتن که ديگه اين موسيقی تموم شدست و شما ها مرده پرستين

و کار به فحش وفحش کاری کشيد

 

بحث دوم در مورد متاليکا بود که ماجرا از اينجا شروع شد که هر کسی اومد اسم وبلاگش رو زد موسيقی تراش متال بعد که ميرفتی در مورد متاليکا نوشته بود!!!

در اين بين ۲ تا دختر هم وبلاگ زدن که ديگه دعواها سر همين مورد بالا رفت  يه عده ای که  ميدين طرف دختر می رفتن چاپلوسی .... طرف مقابل هم چون کامل ضد دختر بودن ( خودتون حدس بزنيد چی ميشه !!!!!!!!!!!!) که کلی ماجرا داره سر موقع مينويسم

 

البته اين مباحث که تموم بشه من ديگه تو اين وبلاگ در مورد موسيقی تنها فعاليت نميکنم و کار اين وبلاگ و مباحث بنده تموم ميشه....

 

اما بحث اصلی :

موسيقی اصيل متال يعنی موسيقی دهه ۸۰

موسيقی که به پختگی و اوج خودش رسيد ... موسيقی که از تمام ظرفيت هاش استفاده کرد و بنوعی به بلوغ کامل رسيد چه در آهنگسازی و چه در اشعار و...

اما چرا موسيقی دهه۹۰ و حال اونم در سبک متال اينقدر به افتضاح کشيده شده؟

چرا گروههای بسيار خوب دهه ۸۰ ديگه نتونستن فعاليت کنن و خيلی هاشون پاشيده شدن و بدست فراموشی سپرده شدند؟

چرا گروه متاليکا به اين وضعيت مضحک دچار شده؟!!!

===========

نسل موسيقی متال نسل عصيان گری بود نسلی که برخواسته از جنگ بودند

نسل راجر واترز

  نسلی که  دوران جوانيشون با خاطرات و اثرات جنگ ها زندگی ميکردند

به مطلب آتنا توجه کنيد :

 

گاه تظاهراتی را بر ضد جنگ،تبعيض،ظلم و ستم و قدرتمندان زمان خود به راه می انداختند!در آن سالها اکثر مردم هیپيها را با افکاری پوچ،نااميد از زندگی،معتاد،خطرناک،منحرف جنسی و بر هم زدگان نظم شهر میپنداشتند ولی حقيقت چيز ديگری بود....:هیپيها زاده دردهای جامعه کنونی بوده و بر عليه همين دردها قيام کرده اند.جهان شامه خود را برای شناخت ارزشها از دست داده است،حال چه جای شگفتی هست اگر جوانان ارزشهايی جديد را برای خود بيافرينند؟

 

اينها بوجود آورندگان و هوارداران اصلی اين سبک بودند همينها بودند که اين سبک رو طی ساليان به بلوغ خودش رسوند

انها نسل راجر واترز بودند= نسل جنگ

دقيق برين فيلم ديوار پينک فلويد رو ببينين تا بهتر متوجه بشين

ارزشهای معمول برای انها قابل احترام نبود... رسوايی های قدرتمندان ... جنگهای طاقت فرسا - جنگ سرد .... فقر .. خشونت ... بی دينی و مهمتر از همه

نبود معنويت

پوچی .= طرفداران نهيليسم در اين دوره بيشترين هوادارن خودش رو کسب کرد ...

افکار پوچ ... بی هويتی و ...

اين عده هيچ مرزی برای خود نميشناختند= افکار فرويد تاثر گذارترين فلسفه در روابط جنسی بود ...

به صاحب منصبان قدرت بی اعتماد بودند=رسوايی ها بزرگ در دهه های مختلف مويد اين حرف

از بين رفتن تفکر دينی = انديشه سکولار .... عدم قدرت کلام مبلغان دينی در ارائه مفاهيم تازه از دين ( سنت گرايانه بودن )

جنگ = کودکانی که پدرانشون رو در جنگ جهانی از دست داده بودند ... جنگهای داخلی ... جنگ ويتنام و...... همه و همه باعث اضمحلال انديشه و فکر شده بود

حال همه اينها ديواری شده بود ميان اين جوانان و مردم

خوب در اون زمان اين افکار بود که اين موسيقی رو تشکيل داد و تنها اين سبک از موسيقی بود که ميتونست خشونت و هيجان و پوچی و سکس و.... بيکباره نشون بده در اين ميان گروههای مختلفی با تفکرات مخصوص به خودش شکل گرفت

پنک فلويد - مگادث و گروههای ديگه در اشعارشون عمدتا هدفشون قدرتمندان بود اين در اشعار اين ۲ گروه نمود کاملی داره

و گروههای هم بودن که به سکس و ... پرداختند ( اسم نميبرم چون ميدونم عده ای متعصب و نقد ناپذير در اينجا وجود دارند!!!

حال اينا رو داشته باشين

دهه ۹۰ .... تاثيرات بزرگ جهانی :

فروپاشی ديوار برلين .... پايان جنگ سرد ... فروپاشی شوروی... پايان دو قطبی بودن ... و....

بقدرت رسيدن حکومت سرمايه داری در جهان

سرمايه داری = تبليغ و تبليغ .... = ماديگرايی محض = استفاده ابزاری از انسان = پول = رفاه بيشتر

جوانان اين دوره ديگه از نسل واترز نبودند معنای جنگ براشون بيگانه بود ... اسطوره های اونا کسان ديگری بودند ... ديگه مباحثی مثل روابط جنسی و... براشون به ثبات رسيده بود

پس اين موسيقی ديگه به تاريخ انقضاش نزديک شد...

گروههای معروف متلاشی شدند چون سن اين گروهها بالا رفته بود و تفکر اين نسل با نسل جديد بسيار متفاوت بود ... خوانندهای معروفی که خودکشی کردن يا بر اثر استعمال مواد مردند....

اين عده ديگه نميتونست سمبل قرار بگيره... اشعار اين گروهها و مايه های فکريشون باب طبع اين نسل نيست

خواننده ها ديگه مثل سابق بر اساس نبوغشون مطرح نمشدند

بلکه تبلغ و کمپانيهای آهنگسازی و پول حرف اول رو ميزنه... و نبوغ ... موسيقی ... و کمال( توضيح ميدم).... ديگه جايی نداره

نمونه کاملا بارزش بريتنی اسپيرز = پولساز  ترين  و يکی ار ثروتمندترين خوانندگان در جهان!!!

کمال : بنظر بنده هر چيزی در دنيا برای کمال انسان بنوعی پيشرفت و ارتقای انسان چه از لحاظ انديشه - علم و چه ساير موارد ... حتی موسيقی هم يه چنين هدفی رو در بطن خودش قرار داده

 

اين بحث ادامه دارد!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٢

 

به کسی بر نخوره!!!!!!!!

 

سلام

مطلبی رو تو وبلاگ آتنا    ديد م   که در نوع خودش جالب بود

حالا ميخواد اين مطلب رو يه دختر بنويسه يا يه ؟؟؟!!! مهم مطلب

حالا ميخواد متاليکا باز باشه ... يا .................

اما يه سری حرفها بود که بايد ميزدم

البته خيلی ها تازه واردن و از خيلی جريانات خبر ندارن

خوب مهم نيست اما چند تا موضوع رو کاملا بايد شرح بدم ......

من خيلی وقته دست از متال بازی اين جور بساطا برداشتم .... و ديگه اين موسيقی فقط حکم تفريح رو برام داره و اونم محدود به چند تا گروه بيشتر نميشه...

و کارم رو بيشتر رو مسايل مهمتر از اين بچه بازيا گذاشتم

ميگن تو که طرفدار سلنديون و کورش يغمايی و فريدون فروغی هستی .. تو رو چه به متال !!!!!!!!!!!!

آقا ما جوات ... شما ها آخرش

کسی که شعورش نميرسه چه کسی گيتار رو تو ايران آور = ويگن

کسی که ۳۰ سال پيش گيتار الکتريک ميزد و متدهای روز اون زمان رو تو ايران آورد همين جناب يغمايی بود

کسی که بيشتر عمرش رو تو کار اهنگسازی بوده.

حالا همين بچه کوچولوهای متال باز ميان ميگن اين بابا کيه

اين بابا کسيه که ۲ برابر سن تو  موسيقی خونده... هنوزم ميخان موسيقی پاپ رو معرفی کنن از کارهای کوروش يغمايی اسم ميبرن .. کسی که تکنيک ساخت موسيقی پاپ رو تو ايران گسترش داد ....

=====================

فريدون فروغی : البته نصفيها همين الان دارن جلال همتی گوش ميکننن در مورد اسلير مينويسن!!!

اول از هر چيز سبک پاپ سبکی که تو دنيا شناخته شدست و بعنوان يک سبک همه قبول دارن ... حالا ايرانی اونو به گند کشيدن که نبايد خط قرمز رو همه کشيد

فريدون فروغی هم از همين اشخاص بود

===============

سلنديون خوب من يادمه ۱۵-۱۶ سالم بود يه کاستی که گرفتم چند تا آهنگ از اين خواننده داشت ...

اصولا آدم با بعضی از آهنگ ها خاطره داره برای منم همينطور و هيچ عيب نميدونم بگم از اين خواننده خوشم مياد!!!!!!!!!!!

================

موسيقی سنتی و علی تجويدی

کسی که اينقدر شعورش ايين باشه که به شخصی که سالها برای موسيقی اين مملکت زحمت کشيده توهين کنه اصلا قابل توجه نيست....

برين مطلب رو بخونين

بحال خودتون و فرهنگ از دست رفتتون افسوس بخورين

 

بحال خودتون آدمايی که معبودشون شده يه گروه ....

آدمايی که بجای احترام با فحش به آغوش هم ميرن

واقعا وضعيت مزخرف اين مملکت رو بايد از آينده سازانش که ماها باشيم فهميد!!!

افسوس بر شما ها که نام ايرانی روتونه ... با تاريخ چنديدن هزار ساله

يه نگاه بخودمون       بکنين ببينين چقدر پست و خوار شديم

خوار فرهنگ غرب

 

==============

من با کوهن هم حال ميگنم - با  ERA - يانی -

و خيلی های ديگه حتی مزخرفترين نوع موسيقی رو هم گوش دادم

 

الان تنها يه افسوس ميخورم که چند سال از عمرم رو با گوش کردن آهنگ هدر دادم

بجای درک صحيح تنها شده بودم يه آهنگباز !!!

 

 

==============

بقول ونجليس  سطلان بزرگ ( مطمئن بيشتريا نميشناسن ) :

من از آدمهايی که از موسيقی چيزی جز گرفتن ايرادهای تکنيکی ياد گرفتن متنفرم

کسی برای من ارزشمند که موسيقی رو با دلش گوش کنه

بخش ۱=

اما موسيقی متال تو ايران :( از لحاظ شکل گيری و تعاريف موجود )

موسيقی نو پا ... هنوز شکل نگرفته

من برای هوادارانشم متاسفم که اين موسيقی رو در ايران دارن به لجن ميکشن

موسيقی راک - متال ( هر چيزی حال ميکنين) برای چيه ؟؟؟!!!!

غرق در مفاهيمی شدين که خودتون ساختين ... و جالبيشم اينه که هر کسی ميخاد خودش رو بهترين با نوعی خداترين معرفی کنه .....

شما که دم از اسلير و مادث ميزنين  شما که عشق پينک کورتون کرده

تا ميخان حرف بزنن .... = من تو کف سولوی فلان آهنگ موندم - آقا اين ليدشون خداست ...

يه کسی به من بگه متال يعنی چی ؟؟؟ يعنی فلان گروه !!!!

 

شما ها که خوره متال شدين - البته نصفياتون فقط برای قيافه آوردن دنبال اين بازيا ميرين .... متالم مد شده!!!

 

کسی اومده تو اينجا بگه مگادث  چرا گروه خدائيه ؟

جواب همه اينه که از لحاظ اهنگسازی و گيتار زدن در سطح بالايی هستن!!

اما حال ندارين يه سرچ بکنين ببينين اين گروه بيشترين محبوبيتش رو در بين طرفدارانش و در سطح جهان ( بغير از ايران !!!) بخاطر مفاهيم کاملا سياسی اشعارش بدست آورده

 

متال يعنی چی ... يعنی يه سولوی خفن؟ يعنی اينکه پدرت رو با گيتار در بياری

نه جناب !

موسيقی متال محدود به گروه اسلير و منووار و متاليکا نميشه

موسيقی متال و کلا موسيقی فراتر از اين حرفهاست

فعلا کافيه مطلب بعدی:

چرا همه ميگن ما مرده پرست شديم - چرا گروههای دهه۸۰ بهترين بودن

چرا متاليکا از اون ابهت به اينجا رسيد

مشکل و ضعف اساسی گروههای ايران چيه

مشکل فرهنگ موسيقی ما چيه

=========================================

قابل توجه همه:

اينجا يا ننويسين يا فکر کنين و بنويسين همينطور رو هوا کامنت نزارين....

من حال و حوصله ندارم از با يه اسم قلابی برا همه شاخ و شونه بکشم پس جوابای همه رو تو همينجا ميدم ... فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٢

 

سلام

 

خوب میخام هر بار از گروههای مورد علاقم صحبت کنم شايدم خيلی ها تا حالا اسمشو نشنيده باشند و شايدم خوشتون نياد اما بنظر من گروه خدائيه.....

بخصوص از گيتاريست ليدشون خيلی خوشم مياد آدم کار بيستيه

 

پس مطلب بعدی :

 

 AC / DC

 

                    

                                 

 

 

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ مهر ،۱۳۸٢

 

سلام... ما هم گير داديم به متاليکا!!!

البته کسی در متاليکا باز بودن بنده... يا بحرفی ديگر جواديکا بودن بنده شکی نداره !!!

آقا ما ناتينگ باز هم هستيم!!!

 

          

از چپ به راست نميدونم راست بچپ:

جيسون مرحوم!!! يا از گروه رانده شده... نابخشوده

لارس.. ايشون يکی از طرفداران جمع کردم مجلات و فيلمهای پورنو هستن

جيمز ... که من بدليل علاقه زياد حرفی نميزنم

کرک ... قيافه بد فرمی داره ... بقول خودم مثل جن زده هاست!!!

و مهم تر  از همه

گاهی اوقات جواد يساری هم گوش ميدم....

فارغ از بحث های اضافی نظرم رو در مورد آلبوم جديدش و خود گروه رو بعدا مينويسم البته قصد نداشتم مطلب بدم.. اما ديدم نميشه!!!

در مورد اينکه چرا جيسون از گروه رفت:

خودش تو مصاحبش دلايل شخصی و جسمی رو مطرح کرده و بخاطر سلامتيش!!!( مثل اينکه اين لارس بچه شلوغی بوده اعصاب جيسون رو خورد کرده!)

                                     

اول که به گروه Echobrain رفت که من همون اول کلی فحش بهش دادم.....

بعد  Voivod   البته قبل از اينکه به گروه اوزی بزرگ بپيونده  من زياد با اين مردک حال نميکنم اما صداش جالبه!!!

 

البته از وقتی از بلاک سباط - سبد !!! سباث - سوباسا نميدونم رفت اين گروه خدا تر شد

آلبوم بهشت و جهنم اين گروه خداست... ( اين نظر شخصی منه شايد شما نظر ديگه ای داشته باشين !!!)

ميگفتيم اين بابا جيسون وقتی حالشو برو بچ متاليکا ميگيرن مياد بيرون کلی شاخ بازی در مياره ولی خداييش يه موضوعی هست شما اگه به کارهايی که کليف انجام داده نگاه بندازين اون زمان کليف مرحوم کلی آهنگ ساخته بود چون بنوعی رهبر گروه بود اما به اين جيسون فلک زده اجازه خودنمايی ندادند!!!

به هر حال گفته که من تو متاليکا فقط برای انجام وظيفه گيتار ميزدم و ... خسته کننده شده بود و مغزم پکيده بود

الان اومدم پيش اوزی کلی اين رو به اون رو شدن متاليکا  قطعات خسته کنندش کجا و قطعات اين گروه کجا .. نواختن گيتار در اين گروه چيزيه که من نميتونم باور کنم... الان يه جوری رو هوا دارم راه ميرم!!!

البته واقعيت هم اينه که حرف اول و آخر رو تو متاليکا جيمز و لارس ميزنن بقيه... هيچی!!!

=================

اما چرا اين کار آخر متاليکا ( که بنظر من تر بزرگی بود = گير الکی ندين نظر شخصيم رو گفتم ) سولو - سلو - سلولز!!! نداره ... لارس اومده حرف جالبی زده :

گفتم تو اين آلبوم بر خلاف آلبومهای ديگه که کرک رو آدم حساب نميکرديم اينبار در جريان نوشتن قطعات کرک يکی از پای ثابت قطعات بوده!!!بر خلاف قبل که بعد از اينکه من و جيمز کارا رو انجام ميداديم بعدزنگ ميزديم  .. کرک بدو بيا نوبت توست  کرک ميومد سولو ميزد ايندفعه در تمام زمان رکورد اين آلبوم کرک حضور داشت

===: اينم حرفيه حضور داشت که داشت بابا مگه ميشه آهنگ سولو نداشته باشه !!! يه دفعه برين رپ متال کار کنين که سولو هم نخاين!!! البته با اين تور جديدشون هيچ بعيد نيست

البته در مورد حضور کرک شک نکنيد احتمالا او ن اطراف داشته برا خودش کاری دست و پا ميکرده!!!

باز لارس ميگه :

شما در کارها متیونيد حضور کرک رو بفهيد... اگه شما به سمت چپ برگرديد جيمز رو ميبينيد و طرف راست هم کرک

===: وسط رو نگاه کنيد من رو ميبينيد...

===: بد بخت اين باسيييت ... بيسيست!!! جديدشون !!! ميترسم به سرنوشت جيسون دچار شه!

اما قضيه اينجاش جالبه :

لارس اقرار ميکنه که برای اين آلبوم و حدود نصف قطعات خود کرک سولو زده و رکورد هم شده اما گروه!!!

                                           

( چه گروهی بابا ... جيمز و لارس) جميعا!!!! به اين نظر رسيدند که آهنگها بدون سولو بهتره ( خوره بازی تا چه حد )

باز اومده گفته شايد يه روزی :

so maybe one day I'll do the Kirk Hammett Guitar Solo Outtake St. Anger album."

اينم منبعش

سری هم به اين سايت بزنين کلی کلیپ تصويری داره!!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٢

 

   

 

سلام....

چی بنويسم...

نميدونم ... حال ندارم يه مشت مزخرف بنويسم .. حتی از موسيقی

شب ... شب ...

سکوت ... سکوت ..

 آرامشی که غرق دود....

بويی که تو اتاق پيچيده

آرامش

دود

بدون ترس از ....

امروز رفيقم جمله ای رو خوند

کدوم خدای نفرين شده ای بود که زن رو خلق کرد ... يه شعر از شاعر آشفته روشی - کلی حال کردم .. يکی هم تو روسيه مثل ما خل و ديوونه بوده

به خانوما بر نخوره!!!!

الان دارم به کارای مديريتی ميرسم.... حالم از هر چی وبلاگ بهم ميخوره.... يه زمانی وبلاگ برا من خيلی قشنگ تر از اين حرفا بود

الان شدم عين گور کن ... هر چند بار مرگ يکی از اين وبلاگ ها رو ميبينم

مثل مرگ آدما ...سريع ميان ميرن .. .بدون هيچ اثری ... بدون هيچ فايده...

بنظر من آدما همه مغرورن.....يعنی من تو رو ميخواهم فقط برای خودم!!!

خودم... مال من باشی .... آرامش بدی ...

حالم از اين آرامش بهم خورده .. نميخام!!!!!!!!!!!

و باز هم سکوت... کسی نيست جواب من و بده ... بچه همه خوابيد... خوش بحالتون

به!... قرار بود مزخرف ننويسم!!!

اصولا ذات آدم- اون کاری رو که ميگه هيچ موقع انجام نميده!!!

شب خوش

شب بخير لورا!!!

شب بخير حامد

راستی  ستاره های آسمون کجا رفتم ... شما ميدونين؟

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٢

 

خبری که خيلی ها نخوندن !!!

جيمی هندريکس 'خدای گيتار راك' لقب گرفت
 

                       
 

در فهرستی از بهترين نوازندگان گيتار در جهان که از سوی مجله "رولينگ استون" تهيه شده است، جيمی هندريکس به عنوان برترين نوازنده گيتار در تاريخ موسيقی راک برگزيده شد.
 
هندريکس پيش از مرگ با سبک زنده و متنوع خود، عالم گيتار برقی و راک را منقلب کرد.

اين نوازنده پرآوازه ، که در سال 1970 درگذشت، در هنگام مرگ فقط 27 سال داشت.

او برای کسب رتبه اول در فهرست رولينگ استون از "دوان الن" از گروه "الن برادرز" پيشی گرفت.

بی بی کينگ، يکی از نوازندگان مورد ستايش هندريکس، در رده سوم قرار گرفت و اريک کلپتون چهارم شد.
                            

پيتر تانزند، از گروه "هو" (The Who) که خود در رده پنجاهم ايستاد در نشريه رولينگ استون نوشت که هندريکس "به گيتار برقی چهره ای زيبا داد."

وی نوشت يکی از برنامه های هندريکس "چنان قدرتمند و ژرف" بود که او ناخودآگاه متوجه شد دست اريک کلپتون را می فشارد.

مجله رولينگ استون در ادامه می نويسد آقای کينگ،77ساله،
 
 
                        
 
 در اين فهرست جای گرفت چون " مهارت او در به لرزه درآوردن سيم های گيتار به گونه ای بود که باعث می شد لوسيل، گيتار معروفش، مانند يک زن گريه کند."

رابرت جانسون، که در سال 1938 در سن 27 سالگی درگذشت درجای پنجم قرار گرفت. وی يکی از پرنفوذترين نوازندگان سبک بلوز محسوب می شود.

جيمی پيج از گروه "لد زپلين"، کيت ريچاردز از گروه "رولينگ استون"، چاک بری، استيوی ری ووفن و رای کوودر هم جز ده نفر اول اين فهرست قرار گرفتند
 
بنقل از سايت ايران فلامنکو.
 
 
 
اينم آدرس سايت هندريکس :www.jimi-hendrix.com
 
اين يکی فتو گالری هنريکس :
 
 
 
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٢

 

سکوت... سکوت ... بعضی موقع ننوشتن بهتره

==============================================

يه حادثه ... به وبلاگی سر زدم که نويسندش سرطان داشت ... الانم فوت کرده... بهمين سادگی ..................................................................................................

==============================================

 

 عشق اما پيداست

 شهيار قنبري




سازهاي غربت ، سازهاي ناكوك
شعر، بادامي تلخ ، سوگوارِ دلپوك
برگها زردِ زرد ، وقتي هوا نيست
بوسه سردِ سرد ، صدا صدا نيست
زخم هم چه بيهوش ، هيچ كس با ما نيست
شب چنان تيره ، كه شب پيدا نيست
شب هم پيدا نيست،...
شب هم پيدا نيست....
عشق اما پيداست
عشق اما پيداست
حرف حرفِ فرداست
كارِ بچه هاست
طاق ها بي كاشي ، راه ها مثل هم
حرف ها شاعر كش ، بغض ها بي شبنم
دست ها افتاده ، سرها خميده
چشم ها خشكيده، عطرها پريده
ماه هم دورِ دور ، آه اما نزديك
روز هم بي روزن ، سرد ، سرد و تاريك
چه سرد و تاريك، چه سرد و تاريك
عشق اما پيداست
عشق اما پيداست
حرف حرفِ فرداست
كارِ بچه هاست
دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زيرِ باران
آخرين شاعر پريد و دود شد ، شعرش از هر دشنه اي آويزان
شاپرك افتاده در جوهردان ، ياسِ بي سر، وقفِ مرهم گاه
اي يقين سبز مثلِ معجزه ، سايه ي آمدنِ تو در راه
روز بايد باشد ، عشق اما پيداست ....

امشب شب شهيار.....

کسی که عشق رو برام معنی کرد

                           

سری هم به اين وبلاگ بزنيد

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٢

بی عنوان!!!

۱=بهترين راه برای پيروزی در بحث : خودداری از وارد شدن به بحث است

 

۲=به محض شروع بحث نظر طرف مقابل را بپذير

 

 ۳= دو نفر که بحث ميکنند مانند دو خط موازيند که هيچ وقت بهم نميرسند

 

۴=در هر موضوعی که اطلاعات شما کافی است و زياد ميدانيد سعی نکنيد علم خود را به رخ ديگری بکشيد که : تو نميدانی > من ميدانم ... موفق باشی

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢

نقش موسيقی در مغز انسان

                                                                                        

سلام

خوب باز اومديم که بنويسيم ... چه کنيم به وبلاگنويسی معتاد شدم!!!خوب بعد از يه وقفه کوتاه...يه نگاهی که به گذشته انداختم ديدم بيشتر کسانی که اينجا ميومدن واقعا من و شرمنده کردن ... خوب عده ای هم بودن که مخالف بودن اما شايد به ۲-۳ نفر نميرسيدن!!!و غرض ورزی و دشمنی با انتقاد اصولی و مستدل خيلی تفاوت داره.

و باز هم موسيقی و باز هم هنر و اين = زندگی من!!!

خوب از اين ببعد سعی ميکنم بيشتر رو مطالب علمی و نقدهای تخصصی موسيقی + اخبار و ... استفاده کنم .. و در اکثر مواقع هم از منابع مختلف

در مورد موسيقی و سبکهای اون اظهار نظر زياده!!! و هر کسی خودش رو متخصص ميدونه اما من بعد ازا ين همه متوجه شدم در بعضی از سبکها اطلاعات ما تنها در حد محيط ترجمه ای خودمون ... مثلا موسيقی راک خوب بيشتر اطلاعات رو از ترجمه اين سايت و اون سايت بدست مياريم و کمتر کسی هم هست که به اين سبک اشراف کامل داشته باشه ... البته در ایران گروههای حرفهای خوبی پيدا ميشه مثل کهتمايان  و بنظر من کسی ميتونه تخصصی در اين مورد صحبت کنه که ۱= اصول بنيادی موسيقی ( سلفژ) رو گذرونده باشه ۲= به يک ساز تسلط کامل داشته باشه ۳=تجربه!! که در بين گروههای ايران اين مورد کم کم داره بيشتر نمايان ميشه

و چون موارد بالا رو ندارم!!!پس بحث تخصصی تعطيل ... و تنها اظهار نظر شخصی و احساسی!!! ميگم ( زنده باد متاليکا ... جواد يساری!!!) 

و اينکه اين وبلاگ يک وبلاگ عمومی!!!يعنی از هر سبکی و براساس عقيدم مطلب ميدم ...

اما بحث امروز : خيلی ها به موسيقی به ديده تفنن نگاه ميکن ... و شايد بنوعی پر کردن وقت اضافی !!! ... و بنوعی بيشتر به آهنگبازی روی ميارن ... البته تقصير کسی نيست... مشکل جای ديگست...و وقتی که صحبت ميشه يک موسيقی ميتونه چقدر روی روان و حتی جسم آدم تاثير بزاره به ديده ترديد و شک ! با اون برخورد ميکنن و حتی بعضيا خندشونم ميگيره!

George Frideric Handel

فعلا بخش اول : نقش موسيقی در مغز انسان

منبع : مجله تايم   - مترجم مهرک فيض ساکت 

دانشمندان دریافته اند که مغز انسان از پیش برای درک و یادگیری نواختن موسیقی، آمادگی یافته و در خلقت آن به این امر توجه شده است. به بیان دیگر، مغز انسان از همان لحظه شکل گیری، به نوعی خلق شده که جای خاصی برای فهم و یادگیری موسیقی در آن در نظر گرفته شده است.

آيا بخشی از بيولوژی هنر ناميده ميشود؟

اگر نگای به آزمايشگاه ساندراتری هوبز بيندازيد احتمال دارد آنرا بنوعی کلاسهای هنری برای نوزادان باهوش در نظر آوريد!

 نوزادان 6 تا 9 ماهه در حالیکه در آغوش والدینشان قرار دارند، زمانی که موسیقی از بلندگوها پخش میشود، مبهوت نگاه می کنند و همراه با تغيير گام و سرعت آهنگ  آثار تغییراتی هوشیارانه در چهره و حرکت نوزادان مشاهده می شود.

بدیهی است که دانشمندان دانشگاه تورنتو قصد آموزش نواختن پيانو يا يک قطعه موسيقی را ندارند  

برعکس خانم «هوبز» سعی دارد مشخص کند که از قبل ، موسیقی روی مغز انسان بارگذاری شده همانند کامپوتری که برنامه ويندوز آن از قبل بر روی آن نصب شده يا خير ؟

خانم هوبز انواع صداهای زير و بم - گام و سرعت - ملودی يا آهنگ را با فواصل متفاوت موسيقی برای نوزادان پخش کرد و دريافت نوزادان قادر هستند تغييرات را در هر سه مورد دنبال کرده و تشخيص دهند .به همين خاطر فرض شد که نوزادان با اجزای اوليه موسيقی آشنايی دارند .

اما شگفت آور این بود که زمانی که او قطعات هماهنگ و زیبا و در مقابل، قطعه ای فاقد هماهنگی و آزاردهنده را برای کشف سیستم شناسایی و درک موسیقی در مغز نوزادان پخش کرد، متوجه شد که نوزادان در برابر پخش قطعات زیبا و هماهنگ لبخند می زنند؛ بخصوص هنگام استفاده از فواصل چهارم مانند: CوF یا G-C نواخته ميشد احساس خوشايندی  به کودک دست ميداد

اما نوزادان بشدت از صداهای ناهماهنگ و آزاردهنده متنفر بوده و واکنشهای ناخوشایندی بروز می دادند. بخصوص زمانی که نت ها در فواصل شش پرده يا نيم که تيز و تند نواخته ميشوند و قطعه ای که بنام شيطان پخش ميشد احساس ناخوشايندی از خود بروز دادند .

 

و چند سوال : بنظر شما موسيقی چيه؟و چرا بهش گوش ميدين(تفنن و...) ؟ آيا تا حالا به اين فکر کردين که چه تاثيراتی ميتونه روی شما بگذاره ؟ اگر گذاشته چی بوده - مثبت - منفی

و تاثير گذار ترين قطعه موسيقی برای شما چه آهنگی  بوده ؟ و از چه کسی يا گروهی ....

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢

 

خوب يه چند وقتی بود خيلی گرفتار شده بودم جالبيش همين گرفتاريم برای بعضيا هم شده بود موضوع برای وبلاگشون ...

من بازم ميگم متاسفم دليلشم اينه هم سطح وبلاگم رو بخاطر چند تا تازه کار و چند نفر ديگه پايين آوردم ...

اما مورد بعدی اين بود که از وقتی کار به فحش و فحش کاری شد چرا من دست از کار نکشيدم چرا منم مثل بعضيا دنباله کار رو گرفتم ..

البته بعضيا رو بايد با زبون خودشو باهاشون صحبت ... اما بازم به اين نتيجه رسيدم که چی بشه؟ من بحد کافی دوست تو وبلاگم پيدا کردم اوليش مهدی از ايران متال بود

و هنوز هم مديونشم کسی بود که بنظر من از همه حرفه ای تر بود و يادمه وارد اين بحث ها نشد و هميشه هم همين رويه رو ادامه داده و موفق بوده

دوميش آيدا بود که خودشم يه جورايی با من استارت وبلاگنويسی رو زد  و هميشه هم ازش تشکر کردم چون راهنمای خوبی بود البته اينطور نبود اولا همه هوای همديگر رو داشتيم و دلمون به همين موضوع خوش بود تعدا کامنتها شايد به ۱۰ تا نميرسيد اما هيچ موقع به فکرم نميرسيد برم وبلاگش و بهش دری وری بگم که بازم دليل داشت اما اينجای کار اشتباه بود و بنوعی برای خودم متاسف شدم

من هميشه طرفدار اخلاق به معنای مطلق بودم بنظر من کسی که دنبال هنر نبايد وسوسه ها و دلخوريهای اطرافيان و حتی دشمنی هاشون رو با رفتاری مثل خودشون مقابله به مثل بکنه

جواب - های هوی نيست!

ديشب داشتم تارخچه موسيقی رو مطالعه ميکرد و اون موسيقی ايران

به مطالبی رسيدم که واقعا من با خوندنش برای خودم متاسف شدم - من هميشه عاشق موسيقی ايران بودم دليلش اينه که هميشه با عرفان و اخلاق همراه بود موسيقی که يک روح متعالی  در اون وجود داره

روح معنويت

موسيقی مشرق زمين همواره ماهيت آيين برای مردم داشته برای شناخت خدا و نزديک شدن به او بوده

موسيقی که شخص برای رها شدن از تعلقات مادی و نه رسيدن به موقعيتهای مادی بنا شده

====

اما وقتی وارد اين وموضوعات بی ارزش شدم فهميدم يه چيزی رو دارم از دست ميدم و بخاطر بعضی چيزها از يک سری عقايدم در زندگی دارم بر ميگردم

ديدم چه بحثی رو قبلا در وبلاگ گذاشتم = اخلاق ( به معنای عام کلمه ) در موسيقی

و بحث الان چی شده

البته شايد برای بعضيا مسخره باشه .. درست هم هست جامعه ای که جوونهاش تنها به سمت موسيقی غربی گرايش پيدا کردن

بی هويتی 

 بی ايمانی غير قابل انکار

بی احساسی

و ... پست شدن

درمورد موسيقی

آنهم سبک هايی مانند رپ و متال که عمده طرفداران رو بخودش جذب کرده

اما اين فرهنگ موسيقی که وارد مملکت ما شد مثل خيلی چيزهای ديگه نتونستيم درست بکار ببنديمش و تنها آميزههای غير اخلاقی و رفتارهای خارج ار عرف اون رو گرفتيم

برای حمايت از گروهی که نميشناسيمش حاضريم با تمام قدرت حيثيت همديگر رو به بازی بگيريم

البته بعضيا واقعا مطالبشون ارزش نداره اما پربيننده هستن !!! دليلش

يه نگاهی به وضعيت فرهنگ مملکت بندازين

تنها چيزی که توجه مردم رو بهش جلب ميکنه ابتذاله اونم در همه چيزش -

سری به کتابفروشيها بزنين ببينی چه کتابهای پرفروشترينه

 - به دکه روزنامه فروشی بزنين ببينين چه مجله های رو بيشتر ميخرن

يه نگاهی به تلويزيون بندازين = مجموعه ها و فيلمها ببينيد کدوم بر بيننده ترينه

يه سری به سينما بزنيد = ببينيد که گلزارها شدن هنرمند و استاد داوود رشيدی اومدن مسابقه اجرا ميکنن

به موسيقی مملکت = موسيقی شده شادمهرها و بتهايی که از اون ساخته اند

پس جای استاد ملک و صبا ها کجاست ؟

به وبلاگها بيندازيد عدهای نان خود رو از مسخره کردن و طعنه به ديگران بدست می آورند

پس بهترينها کجا هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کيه برای من بشه نمونه = گلزار - شادمهر - جيمز هتفيلد !

کجاست سابقه جندين هزار ساله فرهنگ اين مملکت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کجاست مردمان با فرهنگ و انديشمند ايران ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به هر طرف نگاه ميکنی دنيايی مادی و پر از خااااااااالی !!!

شايد درد همه شده بی هويتی - بی دينی ( دين چيزی که بعضی موقع اسمش حال آدم رو بهم ميزنه - مثل عشق !!!

هر دو واژه رو بگند کشيدن !!!)

من تنها در مورد بخش   موسيقی صحبت کنم ؟

موسيقی برای شما حکم چی رو داره ؟ چرا به موسيقی گوش ميدين ؟ چرا ؟

اسطوره های زندگی شما کی هستن ؟بريتنی - جيمز !!!

===

اينجا همه پينک فلويد بازن ؟

اما تا بحال سوال کردين چرا پينک بوجود اومد؟

چرا به اين شهرت رسيد؟

و چرا پاشيده شد؟

چرا همه ميگين از دهه ۸۰ موسيقی تموم شد چرا؟

چرا سبک راک متولد؟

برای چی شما بهش گوش ميدين -؟

شايد برای  دود کردن يه   نخ  سيگار !!!

===

خيليها که وارد بحث ميشن نميتونن باور کنن که هر موسيقی برگرفته از موقعيت اجتماعی دوره از تاريخ يک ملت بوده اين موسيقی ميتونه اخلاق - عرف - فرهنگ يک جامعه رو نشون بده .

سبک راک واقعی  بنوعی در حال حاضر تموم شدست - شما در ايران نشستيد و بنوعی ديواری از جهل دور خودتون کشيدی

دنيای ماديگرای امروز به شما اجازه نميده محصول واقعی موسيقی بشنويد يه نگاهی به پرفروش ترين آلبونمها و مشهورترين خوانندها در سايتهای موسيقی ( نه بچ بچ های اطرافيا ن ) بيندازيد

چرا در اين دهه ديگه گروههای تاثير گذار پيدا نميشه گروهی مانند پينک که با آلبوم ديوار زمانی بقدر در کشورهای آفرقايی تاثير داشت که موجب دگرگونی بافت آموزششی شد

اما تاثيری که تو ايران گذاشت چی بوده ؟

جز اينکه هر موقع به پينک گوش ميدیم سيگاری بر لب می اندازيم و مهبوت ميشويم

چرا سبک موسيقی که چندين دهه زمان برد تا به پختگی برسد در ايران حتی به مرز ۱۰ سال هم نميرسد؟

در مطلب بعدی کاملا رو اين موضوع مفصلا بحث ميکنم .چون فعلا بايد بعضی مسايل رو روشن کنم

 

 من نه از موسيقی سر رشته ای دارم نه خودم رو متخصص ميدونم

اما هميشه علاقه مند بودم

مثل بعضيا به ديده تفنن بهش نگاه نکردم

نيچه فيلسوف بزرگ آلمانی :

زمانی که انسان از دنيای اطرفش خسته ميشه به ۳ چيز روی ميا ورد :

موسيقی - شعر - داستان

در اين بين موسيقی رو انتخاب کردم

و يک ساز هم برای درک بيشتر موسيقی انتخاب کردم

موسيقی برای من دنيای که تمومی نداره محدود به يه سبک و يه گروه نميشه

هميشه انعطاف اين داشتم که سعی کنم تمامی سبکها رو تجربه کنم

 

قبل از هر چيز بگم روزی که من وبلاگنويسی رو شروع کردم با وبلاگ Unforgiven بود که اينو حتی پارسا هم نميدونه !

تو اون موقع ۱۰ تا وبلاگ بيشتر نبود تازه از اين ۱۰ تا بيشترشون تو وبلاگ هيچی ننوشته بودن!

پرشين بلاگ تازه راه افتاده بود و کسی نميدونست وبلاگ چيه!

اون موقع شرايط جوری بود که يه مدتی مطلب دادم اما چون انگيزه ای نداشتم بی خيال شدم و وبلاگ رو حذف کردم اما بعد از ۲-۳ ماه برگشتم اونم با وبلاگ هی يو

و هميشه سعی کردم که به افکار و عقايدم ايمان داشته باشم و تحت تاثير اطراف قرار نگيرم اما متاسفنه انديشه ای ناپاک منو از هدفم منحرف کرد

 

وبلاگ محيطي است که به شما امکان انتشار ايده ها، افکار و ديدگاههاﯼ خود، همانند يک روزنامه نگار را مي دهد. احتياجي نيست که يک مقاله و يا داستان طولاني بنويسيد، بلکه يک وبلاگ نويس ذهنيات خود پيرامون مسايل مورد علاقه اش را ارائه مي کند، بدون اينکه اين ايده ها به طور کامل بررسي شده باشند

 

اما متاسفانه خودم رو درگير موضوعی کردم که مورد علاقم نبوده

و در اينجا از دو چيز واقعا ناراحتم

دو دوستی که تقريبا يکسال باهاشون دوست بودم از وبلاگنويس خاطر هاش رو با اينها بياد دارم  البته کيوان هم هست کسی که هيچ موقع نه افکارش تغيير کرد نه مطالبش

و واقعا متاسف شدم که به بادی اين رشته دوستی از هم گگسسته شد و بهمين راحتی دشمن همديگه شديم و با الفاظ نا شايست به ديدار هم رفتيم...

کسی گفت ايا با يه تاسف همه چيز حل ميشه ؟

برای من مطمئن باش اين تاسف سخت تر از اونيه که فکرش رو ميکنی

و بزودی با وبلاگی جديد شروع بکار ميکنم وبلاگی که کنتورش صفر باشه و تنها علاقه مندان و دوستداران سبک و ايده من واردش بشن نه وبلاگی با آماری که نميدونم چقدرش دوست بودن چند نفرش دشمن وبلاگی با نام:

                         موسيقی    -   هنر   =    زندگی

 وديگر هيچ ...

در هر حال اين نوشته های من ميتونه وبلاگ سعيد رو برای مسخره کردن پر کنه - حداقل اين يه فايده رو داره!!! 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٢

 

سلام

قبل هر چيز من نميدونم مديريت بنده چه ربطی به وبلاگم داره!!!

و دوم خوب بحثی  پيش اومد و تموم شده

در مورد پارسا هنوزم ميگم قبولش دارم اما نبايد خوش رو قاطی بعضی مسايل ميکرد

بر فرض من آماتور .. و نابلد .. پار  سا تو که حرفه ای بودی چرا وارد اين جفنگيات شدی؟

الانم حال بهم ميخوره اصلا اسم متاليکار  رو  بيارم انقدر در موردش حرفهای آشغال شنيدم که ديدم واقعا جوادش کردن!!!

يه مشت  آدم که فقط بلندن از موی سر جيمز و شورتی که پوشيده صحبت کنن

در مورد اينکه گفتی اگه من بگم تو ايران گيتاريستي پيدا ميشه كه كرك همتو قورت ميده، شما چي ميگين؟.....99درصدتون اصلا باورتون نمي شه و مي زنين زيرش...آخه مگه ميشه؟؟

من ميگم ميشه اما اينايی رو که ازشون حرف ميزنی کجا هستن

وقتی مسابقه راک زير زمينی راه انداختين و برند ه آهنگ پشه شد آدم چطوری  می تونه اين حرف تو رو باور کنه

و يه مورد ديگه که خودتم موافقی که واقعا کسانی که در اين مسابقه شرکت کردن در سطح بالايی نبودن

کسانی هم که نظر دادن که ديگه هيچی !!!

من ميگم سطح سواد همه از اين بالاتر نيست من نيومدم بگم که فلانم گفتم همه مثل هميم هيچ کسی از کس ديگه ای بالاتر نيست همه در يه سطحيم !!!

فقط همه آهنگ بازيم و تو آهنگ بازی هم که خدای کل انداختنيم و هنرمونم شده جمع کردن آرشيو (منظور مطلب قبليمم همين بود بعضيا نگرفتن !!!)

من بازم ميگم که کارت درست حداقل من هميشه وبلاگت رو ميخوندم اما يه مورد وقتی رفتی وبلاگهای ديگه با بعضيا بحث را انداختی اشتباه کردی

آدم هميشه بايد سطح خودشو رو بالا و بالاتر ببره اگه ميخواستی درستشون کنی بايد اينقدر مطلب پخته تو وبلاگت ميزاشتی که طرف وقتی اومد تو وبلاگت روش نشه مزخرف تحويل ملت بده

رفتار حرفه ای به چی ميگن؟

 

من گفتم رشد!!! اما تو قسمت راک فکر نکنم ! دليلشم اينه که همه تازه کارن و هنوز مونده وارد بشن بعدشم کسی که کارش درست باشه بجای اين کارا ميره به کارای مهم تری ميرسه

منم زياد خودمو جر نميدم و کارهم به   اين ملت فخر فروش و آدم فروش!!!ندارم .. و برامم نه نظر ديگران ديگه مهمه نه آمار بازديد کننده هام بحد کافی تو اين ۱ سال اومدن

ووقت خودم هم با اين کارا نميگيرم

من هميشه موسيقی رو برای آرامش گوش ميدادم نه فخر فروختن و ادعا من هر سبکی رو بگين تجربه کردم و هميشه هم نظرم اين بوده هر کسی به هر چی علاقه داره بايد بهش احترام گذاشت

اما وقتی بحث تخصص   شد      کسی نتونست ۲ تا۱ حرف درست بزنه!!!

و نظرات بيشتريا همه رو غرض ورزی شخصی بود و کسی هيچ موقع نظر واقعی       خودش رو نداد

و يه مورد من هيچ موقع شرمنده اين نيستم که معذرت بخام چون هيچ موقع نميخواستم کار به توهين و اين جور مسايل بکشه

وبازهم در اينجا از کسانی که بهشون چيزی يا فحشی دادم معذرت ميخام

==============================

کاری به آيدا ندارم که خودش اصلا دوست داره با اين سبک باهاش برخورد بشه نميدونه کی بود ... و الانم خودش رو با يه مشت آدم   ؟   سرگرم کرده و فراموش کار خوبی هم شده

البته خاصيت مردم ايران اينه که فراموش کارای خوبين

 

=============================

 

و بنوعی پرشين بلاگ برای من مثل قبرستان وبلاگهاست هميشه بهترين وبلاگها بعد از يه مدتی دست از کار ميکشن

منظور منو تنها پارسا ميفهمه خودش تو اين يه سال بوده و همه چيز رو ميدونه

در هر حال من هنوز وبلاگ پارسا رو جزو بهترينها ميدونم و خودشم هم برای من محترمه

و اميدوارم هم که تو کارش موفق بشه و بجای اينکه با يک مشت آدم که از هيچی ... از هيچی حاليشون نيست وقتشو تلف نکنه

منم فعلا کار بحد کافی دارم و گرفتاريامم

همين کار مديريت برام کلی وقت بره

..

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٢

 

  SO CLOSE NO MATTER HOW FAR
  COULDN'T BE MUCH MORE FROM THE HEART
  FOREVER TRUSTING WHO WE ARE
  AND NOTHING ELSE MATTERS

  NEVER OPENED MYSELF THIS WAY
  LIFE IS OURS, WE LIVE IT OUR WAY
  ALL THESE WORDS I DON'T JUST SAY
  AND NOTHING ELSE MATTERS

  TRUST I SEEK AND I FIND IN YOU
  EVERY DAY FOR US SOMTHING NEW
  OPEN MIND FOR A DIFFRENT VIEW
  AND NOTHING ELSE MATTERS

      NEVER CARED FOR WHAT THEY DO
      NEVER CARED FOR WHAT THEY KNOW
      BUT I KNOW

  SO CLOSE NO MATTER HOW FAR
  COULDN'T BE MUCH MORE FROM THE HEART
  FOREVER TRUSTING WHO WE ARE
  AND NOTHING ELSE MATTERS
  
      NEVER CARED FOR WHAT THEY DO
      NEVER CARED FOR WHAT THEY KNOW
      BUT I KNOW

  NEVER OPENED MY SELF THIS WAY
  LIFE IS OURS, WE LIVE IT OUR WAY
  ALL THESE WORDS I DON'T JUST SAY
  AND NOTHING ELSE MATTERS

  TRUST I SEEK AND I FIND IN YOU
  EVERY DAY FOR US SOMTHING NEW
  OPEN MIND FOR A DIFFRENT VIEW
  AND NOTHING ELSE MATTERS 

      NEVER CARED FOR WHAT THEY SAY
      NEVER CARED FOR GAMES THEY PLAY
      NEVER CARED FOR WHAT THEY DO
      NEVER CARED FOR WHAT THEY KNOW
      BUT I KNOW

  SO CLOSE NO MATTER HOW FAR
  COULDN'T BE MUCH MORE FROM THE HEART
  FOREVER TRUSTING WHO WE ARE
  NO NOTHING ELSE MATTERS...

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٢

تو غم اين دل تنگ و نميدونی



سلام يه سری آهنگ ار ترانه های ۳۰ سال پبش خواننده عزيز و محبوبم سياوش قميشی بدستم رسيد که واقعا فوق العاده بود با اينکه کيفيت پايينی داشت اما بسيار زيبا بود و آرزو ميکن که اين کاراش رو هم اجرای جديد بکنه چون محشره اگه ميشد حتما يه جوری ميذاشتم دانلود کنيد شرمنده.


تو غم اين دل تنگ و نميدونی

قصه این خسته رنگ و نميدونی

تو پر از رهايی فکرهای آبی

تو گرفتاری سنگ و نميدونی

نميدونی چه غم تلخیه موندن


موندن و درا رو به روی خود بستن


رفتن از ياد غمت مثل يه قصه

تا فراموشی به مرگ خود نشستن


غم رو قلب خسته من خزه بسته

طاقتم مثل دلم در هم شکسته

دوست دارم جاری بشم

مثل ...

نميتونم خسته ام خسته خسته

کاش منو یه جوری از من میگرفتی

کاش منو بدست موجا ميسپردی

من تو اين دلخستگیها دارم میپوسم

ولی این خسته رو میبردی

نميدونی چه سختيه موندن

موندن و به روی خود درا رو بستن
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٢

براستي موسيقي چيست؟

سلام

خوب همچنان از بحث اخلاق در موسيقی و... دست برنداشتم خوب نظرات جالبه اما هنوز هم اينو ميگم:

هنر چيزی نيست جز زاييده احساس انسان که در جهت تعالی روح انسان به سمت کمال در حال حرکت و اين مسير هيچموقع و با هيچ تفسيری قابل تنزل نيست


اين مطلب از جناب آقای نريمان روحی هست که چندی پيش د وبلاگ يکی از دوستان گذاشته شد وبلاگی که خيلی زود هم کارشو تمام کرد.

براستي موسيقي چيست؟ چگونه تعريف مي‌شود؟ آيا واقعا موسيقي ملودي تكنواخت و نواي سازهاي مختلف است، كه طنيني به صداي خواننده بدهد و دنگ و دونگي باشد براي پوشاندن صداي ناهنجارش؟

ولي نه، موسيقي فراتر از تعريف در الفاظ است و شگفتي آن نيز در همين است. موسيقي جبران ناكامي‌هاي زبان است و شيوه‌اي براي بيان احساسات ناملموس. احساساتي كه نمي‌دانيم چه هستند... آنجا كه زبان از گفتن باز مي‌ماند، موسيقي مأمني مي‌شود براي روح، و زباني مي‌شود براي بيان احساسات و ناگفته‌هاي ناشناخته...

موسيقي هرچه هست، سرچشمه‌اي از درون انسان دارد و مخلوقي است كه «از روح آدمي جان گرفته و به روح آدمي جان مي‌دهد» موسيقي، طنين از دل برآمده‌اي است كه لاجرم بر دل مي‌نشيند. ولي از چه دلي برآمده و بر چه دلي مي‌نشيند؟

روح پويا و احساسات متغير كه ارتباطي مستقيم با شرايط سني، حوادث گوناگون و ... دارد چه مي‌گويد و چه مي‌خواهد؟ شايد نداند «چه مي‌خواهد» ولي آنچه را كه مي‌خواهد مي‌شناسد. در هر لحظه به موسيقي گوش مي‌دهيم، از آن لذت مي‌بريم و همين كافيست...

البته موسيقي فقط غذاي روح و زبان احساسات نيست، بلكه درماني براي جسم نيز هست. تحقيقات نشان داده است موسيقي كه تركيبي از صداهاي گوناگون است، بر روي عملكرد و متابوليسم بدن تأثير مي‌گذارد و اثري مستقيم بر روي بخشهاي اصلي بدن از جمله غدد گوناگون، قلب، دستگاه تنفسي، مغز و ... دارد و موسيقي به عنوان تركيبي «منظم» و «زيبا» از اصوات، تأثيري مثبت بر روي جسم نيز مي‌گذارد.

ولي شناخت تأثيرات مستقيم آن بر روي بدن نياز به ورود به دنياي علم موسيقي درماني دارد. البته ارتباط روح و جسم انسان باز هم به ما مي‌گويد كه در هر لحظه، لذت بردن روح از يك موسيقي مترادف است با تأثير مثبت آن بر روي جسم انسان...

روح انسان است كه زيبايي موسيقي را مي‌فهمد و اين روح است كه مانند يك استاد خبره‌ي زيباشناسي در مورد موسيقي قضاوت مي‌كند.

زيبايي‌شناسي در موسيقي داراي دو جنبه‌ي تحليلي و تركيبي است. زيبايي‌شناسي تحليلي مربوط به زيبايي اصوات و نواي سازهاست و موج برخاسته از پيانو و ناله و افغان ويولن و كمانچه و ... همه واژه‌هاي زيبايي هستند براي گفتن سخني زيبا، ولي بعد تركيبي موسيقي برمي‌گردد به «نظم» و «آهنگي» كه هنرمند با كنار هم چيدن نت‌ها و آواها مي‌آفريند.

در جنبه‌ي تركيبي است كه هنرمند معنا پيدا مي‌كند و موسيقي سخن مي‌گويد و جمله‌اي زيبا مي‌شود از واژه‌هاي زيبا... حتي اگر واژه‌هاي اصوات نيز زيبا نباشند، جمله زيباست و اگر صداي ساز زيبا نيست، هنرمند آهنگي زيبا از آن مي‌آفريند، براستي كه هنر همين است و نه نواختن ساز و نه دامبول و ديمبول...

دريغا كه اين هنر در سرزمين هنر و موسيقي گم شده است، اگر هم هست، محو، ثابت و بي‌حركت است و اين ثبوت در گذر زمان و تحول انسان از بين خواهد رفت. افسوس كه آوايي از «چنگ» و «عود» و «ناي» و ... توسط «نکيسا» و «باربد» زمان آفريده نمي‌شود...

و باز افسوس كه در طاق بستان زمان، تصويري از خسرو پرويزي نيست كه به نواي چنگ و عود گوش بسپارد و به هنرمندان ارج نهد... دريغا كه آواي سه‌گاه، ماهور و شور در هياهوي روزگار محو و بي‌نشان شده است...

ولي «كجاست حركت؟»، «كو اقدام؟»... شايد افسوس را بايد به همين دليل خورد...
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٢

ليلی افشار + بی بليطی + امتحان + اعصاب خورد و....

سلام حالم بد گرفتست بليط کنسرت تموم شد اينم از ما چی بگم؟؟؟

ليلی افشار
ليلي افشار توصيف شده توسط واشنگتن پست به عنوان ؛عالي-بي عيب و نقص .برنده جايزه بهترين گيتاريست کلاسيک زن در سال ۲۰۰۰ توسطGibson Award . سفير هنري آمريکا.برنده ده و يازده و دوازدهمين جايزه Premier Guitarist (اعطا شده توسط Memphis Chapter of the National Academy of Recording Arts & Sciences, Inc. )

ليلي هم اکنون شخص اول و شاخص دانشگاه Memphis. تا کنون جايزه هاي زيادي رو نصيب خود نموده از جمله:
1=2000 Eminent Faculty Award
2=Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music
3=National Endowment for the Arts Recording Award
4=Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition
5=Grand Prize in the Aspen Music Festival Guitar Competition
6=First Prizes in both the Music Teachers' National Association and the American String Teachers' Association Guitar Competitions.

ليلي يکي از شاگردان Andres Segovia ميباشد (يکي از بهترين گيتاريستهاي دنيا).که ليلي رو از بين ۱۲ گيتاريست بین المللی براي master classes انتخاب نمود که در همان زمان بود که سگوويا پيشبيني کرد واین حرف رو در مورد لیلی افشار گفت :او در آينده شهرت درخشاني رو کسب خواهد کرد؛she will be a beautiful celebrity.

و پس از اون ليلي در برنامه شبانگاهي NBC Nightly News شرکت کرد که شايد ميشه گفت اولين مرحله شهرت او بود.
ليلي تا اکنون کنسرتهاي زيادي رو در دنيا برگزار کرده (ايران -استراليا ايتاليا کانادا آفريقا و...)

ليلي افشار متولد تهران اولين زني که داراي دکترا در گيتار ميباشد و همچنين مدارج بسياري از مراکز مهم هنري دنيا دريافت نموده:و مدرک پرفسورای نوازندگی گیتار.

۱=degrees in Guitar Performance from the Boston Conservatory of Music
۲=the New England Conservatory of Music, and Florida State University
۳= the Diplomas of Merit from the Accademia Musicale Chigiana in Siena, Italy
و آثار او عبارتست از:

۱=24 Caprichos de Goya
۲= A Jug of Wine and Thou
۳=Five Popular Persian Ballads




  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٢

اخلاق در موسيقی (۳)

بعضی ها فقط چشمشون خواننده رو ميبينه - نميدونم - شهيار قنبری هم از اين مطلب گفت همه بهش توپيدن در صورتی که واقعیت رو گفت

- من همون طور که تو مبحث (بررسی موسیقی پاپ و موسیقی پاپ یا ترانه پاپ )قبلی گفتم من موسیقی رو به چند بخش تقسیم کردم

۱=موسیقی زمینه ۲= شعر ۳= صدا (خواننده ) تو اینجا همه فقط متاسفانه خواننده رو میبینن که با کمک موسیقی و شعر و با صدای خودش احساس رو به شنونده منتقل میکنه تو ایرانم همه بیشتر حسی کار میکنن بقول چکناواریان:

الان موسيقي علمي و صرفا تكنيكي يا كامپيوتري در غرب رواج دارد اما مردم شرق به دليل احساس شرقي خود، رابطه‌اي با اين موسيقي پيدا نمي‌كنند در حالي كه از آثار با ملودي و سازبندي مناسب با احساس خود استقبال مي‌كنند. لذا در اجراهاي شرقي بايد تلاش كرد كه در موسيقي احساس انعكاس داشته باشد نه اين كه فقط مبتني بر علم باشد

بعد بدليل اين حسی بودن گاهی اوقات همه اجزای ديگرو فراموش ميکنن اصلا کسی نميدونه شاعر کی بوده يا آهنگسازش کی هست .

تو بيشتر آهنگهای ايرانی وضع به اين فجيعيه يعنی يه ترانه با ريتم ۸/۶ رو هم سوار ميکنن ميدن به خورد مرد به اسم موسيقی پاپ و عامه پسند بعد آخه همچین کسی رو میشه هنر مند بهش گفت


اصلا رسالت هنر چیه و همچنین یک هنر مند چه خصوصیتی داره ؟

نمیشه که هر کسی که مثلا به یه ساز آشناست و صدا هم داره هنر مند شناختش اصلا این میتونه معیار خوبی باشه؟

اما خوب تو اينا کارای قابل قبولی هم پيدا ميشه آثار فريدون فروغی - فرهاد - هایده-شهيار قنبری - گوگوش -سياوش قميشی و ... و ترانه سرايانی چون جنتی عطايی و شهيار قنبری و... و آهنگسازانی مانند بيات و واروژان و ...(البته بعنوان مثال پس گير ندين ).


خوب الان ميگين اينا به اخلاق چه ربطی داره ؟ خوانند های بالا چرا ماندگار شدن چرا؟

خوب اگه اينا هم ميخواستن مثل بقیه بيان آهنگای ۸/۶ که فقط قر داره بخونن آهنگهايی که فقط بدرد عروسی ميخورن نه چيزه ديگه نه به شما چيزی اضافه ميکنن تازه هيچ پيامی هم ندارن اسمشون ماندنی میشد حداقل به بعضی از مسایل پایبند بودند .

و تو ايرانم نصفيها فقط بدنبال پول هستند بنظر من کسی که برای پول کاری رو انجام ميده اصلا نميشه بهش لفظ هنرمند و اطلاق داد چون هنر مند کسيه که در هنر و کارش بدنبال خلق اثر هنری و همواره هنرمندان اصيل در هنر بفکر ماديات نبودن و هدف های اخلاقی براشون مهمتر بود.

نمونه کامل بی محتوايی و ضد ارزش بودن يک ترانه رو در ايران در کاست نازی جون ميبيد کاری که فقط هدف مادی ملاک بود همين و بس اوج ابتذال و يا در صدا و سيما از کسانی بعنوان هنرمند استفاده ميکنن
مثل بردران خواجه نوری که واقعا بايد تاسف خورد در مقابل اشخاصی مانند استادان لطفی و تجويدی و مرحوم خليل عالی نژاد و... اجازه دادن ک ه لفظ هنرمند رو يدک بکشن حالا شما ميگين اينا فقط سنتی هستند تو خود سبک فلامنکو که اينا نماينده سبک فلامنکو ايران خودشئونو ميدونن استادان بنامی وجود دارن که کسی حتی اسمشو نو نميدونن
( برای اطلاعات بيشتر به سايت ايران فلامنکو مراجعه کنيد )البته مادیات مهم اما در درجه دوم در درجه اول یه شخص باید از روی عشق و علاقش بکار بپردازه نه مادیات.

و بحال وضعیت موسیقی و هنری و هنرمند این مملکت باید سوخت که چنین اشخاصی که هیچ صلاحیتی ندارند فکر و اندیشه مردم رو به بازی گرفته اند.

و یه مثال دیگه نمیخواستم اینو بگم در مطلب قبلیم ۲ تا عکس گذاشته بودم و بیدلیل نبود و برای شناخت هنر وهنرمند نمونه واضح و کامل اون میشه از موسیقی اصیل ایرانیو هنرمندانی مانند استار لطفی - صبا - ملک و... رو نامید


موسیقی ایرانی موسیقی که با فلسفه آمیخته شده موسیقی که اخلاق رکن اصلی اون رو تشکیل میده و بقول معروف موسیقی که روح انسان رو پرورش میده تمام ارکان موسیقی و... همه سعی د ر بوجود آوردن اثری ماندگار هست .

من همیشه تاسف میخورم به حال خودمون که خیلی وقته از خودمون و فرهنگمون دور شدیم اینقدر دور که باهاش بیگانه شدیم .

معنی اصیل موسیقی و هنر و هنر مند رو در این موسیقی میشه پیدا کرد

حالا جوری شده که نمیدونم به چه جراتی بر سر اینکه اشخاصی مثل ( اسم نمیبرم = نمیخام توهین بشه ) دعواست بر سر هنری که هیچ بوی از اون نبردن

هنر همیشه در جهت تعالی روح انسان و بشریت و هدفش همیشه همین بوده

و هنر تنها در موسیقی ختم نمیشه در تمامی شاخه های هنر میشه این تعالی رو دید .


اما همیشه انگ ابتذال به سوی موسیقی پاپ در ایران بوده چرا؟

در در سبک پاپ هم باید همین وضعیت باشه خوب خواننده ای که رسالت هنری رو درک کردهاست هميشه ماندنی ميشه شما آثار سياوش قمشی رو توجه کنيد اکثر آثار دارای کيفيت بالا هم از لحاظ آهنگسازی و هم از لحاظ ترانه و صدا خوب وسواس ايشون برای انتخاب موضوعاتشون واقعا قابل تقدير و هدف هنرشونو انتخاب کردن .

مطلب بعدی اینکه من میتونم صدای خوبی داشته باشم و قیافه خوبی اما از لحاظ اخلاقی آدم فاسدی باشم ( لطفل لطفا اخلاق مطلق هست نه نسبی ) اما میام یه شعر رو با آهنگسازی فوق العاده میخونم = خوب تو ایران فردا به ایشون هنرمند والا و ... ام میبرند!!!!!

متاسفانه همیشه همه برای اینکه این موضوع رو ماست مالی کنن میگن هدف انتقال پیام و محتواست اما یه موضوع هم مطرح یکی از شخصیتهایی که در یک جوان الگو قرار میگیره همین اشخاص هستند - بعضیا میگن این معضل اجتماعیه و ربطی نداره

اما بنظر من کسی که اسم هنرمند رو میخاد یدک بکشه باید خودش از همه وجه وجهه خوبی داشته باشه

کسی که میاد از عشق و پاکی صحبت میکنه اما درکی از این مسایل نداره اجازه نداره با این مفاهیم بازی کنه(توضیح در مطلب بعدی )

یه مثال میزنم و فعلا این بحث رو تا اینجا میذارم البته ادامه داره !!!

شاملو شاعر خوبی بود همه هم اینو میدونن یعنی شعر گو بود

یه زمانی تو یه مهمونی وقتی داشت غذا میخورد گفت من میتونم در موقعی که سیر هم هستم یه شعر سوزناک و تلخ از گرسنگی بگم

زمان گذشت و گذشت و یه روز بار دیگه شاملو گفت هنرمند ( توجه کنید وقتی از لفظ هنرمند استفاده کرد ) واقعی باید احساست واقعی باشه اگه من سیر هستم حق اینو ندارم که شعری در مورد گرسنگی بگم یک هنرمند حق چنین کاری رو نداره .

در بحث بعدی بیشتر رو موسیقی غرب تکیه دارم:فعلا



========================================================
خبر

يه همايش در مورد موسيقی در مانی در فرهنگسرای نياوران به مدت ۲ روز قراره انجام بشه روز همايش هم ۸و۹خرداد همايش مفيدی به همراه اجرای قطعات کلاسيک و سنتی

اساتيد معروف ايران هم در اينجا شرکت ميکنن و قطعاتی هم از جمله استاد خودم در گيتار کلاسيک و استاد فرزاد دانشمند و استاد و لطفی و...

در هر صورت موقعیت خوبیه از دست ندین
=======================================================   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ خرداد ،۱۳۸٢

اخلاق در موسيقی ( ۲ )

سلام خوب حدودا ۲۰-۲۵ روز مطلب ندادم که دليل داشت اينکه موضوع بنظرم جالب بود و ميخواستم نظر بيشتری در اين مورد کسب کنم .
البته همه دوستان نظرات قابل توجه و قابل قبولی دادن .

و خوب من بهتر ديدم نظرات همه رو هم تو صفحه بذارم(البته خلاصه) در انتها نظر خودمم ميدم.

البته برای هر کدام از اینها جواب دارم که چون طولانیه دفعه دیگه میدم و هنوز هم منتظرم که نظر بقیه رو هم بدونم.
<>

کیوان:اين بحثها در موسيقي "با كلام" مطرح ميشه!...به نظر من...اخلاقيات ميتونن كاملا از موسيقي جدا باشن!...من اگر بدونم فلان نوازنده،آدم فاسديه ولي موسيقي خوبي داره،برام فرقي نداره!...اما اگر كسي،اخلاقيات رو وارد موسيقيش كنه...مثل بعضي خواننده ها،اونوقت مهمه!...اما تا زماني كه بحث اخلاقي و موسيقي از هم جدا باشن،به نظر من مهم نيست!...اگر بخواي با فلان هنرمند ارتباط داشته باشي...اونوقت ديگه بحث هنري مطرح نيست!...بحث اجتماعيه و معيارها متفاوت!...و اينكه...توجه به مضمون آهنگ (با كلام) حتما لازمه!...تو خيلي آهنگها،بيش از نيمي از پيام،در كلامشه...مثل پينك...متاليكا...

نويسنده: شیطان رجیم

با سلام اینکه موسیقی می تونه فضیلت انسانی را انتقال بده بستگی به تعریف از فضیلت و اخلاقیات داره مسلما کسی از یک خواننده یا اهنگساز انتظار تبلیغ پیام هایی که صدها بار در کتابهای مقدس تکرار شده رو نداره کار یک دست اندرکار موسیقی گشودن یک افق تازه پیش روی شنونده هستش نشون دادن دنیایی که قبلا درموردش فکر نمی کردیم ولی حالا کسی در موردش داره صحبت میکنه حالا یا با ساز یا با کلام . صدا اولین ابزار بشر برای ارتباط بوده موسیقی با جان دادن به صدا حالات مختلفی که شاید معادل واژه ای هم نداشته باشه رو بیان میکنه از دل بیان همین حالات نتیجه هایی گرفته میشه که البته در بطن خود اخلاقی هم هستند چون از شنیدن صدای دیگری که کسی خارج از دنیای ماست گرفته شده حال برای هر کس با توجه به روحیات و سلیقه و خیلی چیزها حدی برای ابتذال و کمال موسیقی وجود داره از لذت گرایی صرف تا نگرشهای استعلایی به جهان هر کدام پیامی از این چینش صدا اصوات در کنار هم (موسیقی) جستجو می کننند که هریک در نوعی خاص از موسیقی ان را می یابند
قضاوت در مورد خواننده از ان هم پیچیده تره نمونه حاضر ان جیمز هتفیلد که از نوابغ موسیقی با دامنه وسیعی از اهنگهای درخشان با موضوعات مختلف که هرکدام واقعا از شاهکارهای موسیقی به حساب می ایند ولی خود جیمز شاید از نظر اخلاق رسمی ادم سالمی نباشه یا بسیاری دیگر از خواننده های اواخر دهه 80 و دهه 90 که علیرغم سطح بالای کار هنری ,اعتیاد و خیلی از مسائل جانبی را با خود داشتند ولی به نظر من زیبایی دنیا به طور اعم و موسیقی به طور اخص به این تفاوتها و تازگیهاست هرچند زشتی یا بهتر بگویم نازیبایی هم در ان باشد

نويسنده: شاهین

سلام حامد جان .به نظر من نه تنها موسیقی که کلا هنر محمل فضیلته.خوب اخلاق به نظر من مطلق نیست و با فضایل انسانی فرق داره.بنابر این هر کسی میتونه برداشت خودشو از اخلاق داشته باشه.مثلا دوستمون اون پایین گفته که هتفیلد آدم سالمی از نظر اخلاقی نیست چون معتاد الکلیه .در حالی که اعتیاد چه ربطی به خوب و بد بودن آدم داره.حتی به نظر من اعتیاد بیشتر مال آدمهای خوبه چون حداقل استعدادشون بیشتره.از طرف دیگه چیزی که کیوان گفته رو هم قبول ندارم .اینکه این فضایل رو فقط کلامه که میتونه انتقال بده .درسته که بسته به شناخت انسانها از موسیقی برداشتها متفاوته ولی دست کم کسی که موسیقی رو میشناسه میتونه منظور کسی رو که با موسیقی افکارشو بیان میکنه بهتر بفهمه.در مورد شخصیتم بگم که مطمین باشید کسی که موسیقی برتر میسازه شخصیت برتری هم داره.مگه میشه یه آدم فاسد موسیقی خوب بسازه.بازم میگم فاسد نه معتاد الکلیه نه کسی که حشیش میکشه.تعریفش باشه برای بعد... .در نهایت میگم که اصلا موسیقی که محتوای معنوی نداشته باشه و در پی اظهار فضل نباشه موسیقی نیست.موسیقی که در پی درمان دردی روحی نباشه (نه تنها در کلام که در متن ملودی ها)به درد خوکهای پرواری میخوره تا پروارتر بشن

نويسنده: فرزانه

دفعه ي اولي كه موسيقي رو ميشنوم، بيشتر از همه خود موزيك برام جذابيت داره و خيلي راحت ميتونم بگم موزيكي رو كه به دلم نميشينه، هيچ وقت به خاطر مفهومِ زيبايي كه توش مطرح ميشه، گوش نميدم. اما… گوش دادنِ چند باره ي يه موزيك مفاهيمش رو هم مطرح ميكنه و اگه مفهومي زيبا داشته باشه، دقتم موقعِ گوش دادن بهش بيشتر ميشه. ببين، به عنوانِ مثال، موريسون آهنگي داره با نامِ ؛“people are starnge موزيكي بسيار زيبا با مفهومي بسيار زيباتر. بارِ اولي كه اين آهنگ رو شنيدم، فقط جذب موزيكش شدم، اما الان مفهومش هم بسيار برام جذابه. و اما در مورد شخصيتِ اجرا كننده ي موسيقي… ميدوني فساد رو در مورد اين طرز آدم ها اگه اصلا مطرح نكني بهتره، البته اين نظر منه، ببين، به نظر من يه سري چيز ها به خودِ آدم ها مربوطه و (احتمالا به يه آدمِ ديگه) ولي نه به من و شما. اعتيادِ يك فرد، رابطه اش (به قول بعضي ها غيرِ مشروع)، و هر چيزِ ديگه اي كه ما فساد ميناميم، تا جايي كه به خودِ فرد مربوط باشه و نه به من و شما، اون آدم رو براي من يه شخصيت بد نميكنه. جنبه هايِ مختلف يك آدم، بسيار فرا تر از عدم اعتياد و عدم داشتن روابطِ خاص و … اين جور چيز هاست.
چون در مورد موريسون گفتم، يه چيزِ ديگه هم در موردِ اون ميگم، موريسون رو نميشه به علت مصرف بسيار زيادِ مواد مخدر و مشروباتِ الكلي (كه باعث مرگ او در 27 سالگي شد) و يا حتي روابط بسيار زياد با افراد بسيار وتعدد (منظورم يك نوع رابطه ي خاصه) انساني فاسد دانست، اين انسان با چيز هايي كه تويِ سفرش به بيابون ها به دست آورده و شعر هايي كه اونجا گفته، يك انسانِ فوق العاده محسوب ميشه و نه فاسد. شايد اين رو هم بد نباشه كه بگم اونهايي كه ميخوان موريسون رو فاسد بدونن، اين رو هم بدونن كه موريسون با همه ي دوست دختر هاش به اون بيابون رفته.

نويسنده: banoyeordibehesht
می دونی حامد اگه ادم بخواد بر اساس اصول اخلاقی خوانندهء مورد علاقشو بسنجه...ممکنه مجبور شه ديگه به اهنگهای اون گوش نده!

نويسنده: mona
به نظر من فساد اخلاقی وجود نداره...معيارای رفتاری هر کسی بر می گرده به خودش و بس..و کاملا معلومه که آهنگی رو که می سازه تکه ای از خودشه..پس توی اون به طور واضح می شه ديد...

ويسنده: masiha

سلام. اجازه هست؟.... اين اولين باريه که اومدم اينجا اما همين اول می خوام کلی حرف بزنم.....اول در جواب جناب کيوان(اولين کامنت) بگم که خير! اين طور نيست...اين بحث در هر شاخه و نوعی از موسيقی و کلا هنر قابل طرحه و خيلی هم جذابه....بعد اينکه بايد هنر رو از هنر مند کاملا جدا کرد.... البته اينجا يه نکته ی ديگه هم هست که ميگم. مثلا ..من اهنگهای ساتريانی رو خيلی دوست دارم و از نظر روحی هم خيلی از اونا استفاه می کنم اما کلیپی رو که برای يکی از همين اهنگ ها ساختن ديدم و خيلی بدم اومد چون من درک عميق تر و جدی تر از اون اهنگ

نويسنده: arash

هيچ ربطی به اين چرنديات نداره مگه ادم می تونه به خاطر اين چيزا کارای هتفيلد و کوبين و...رو گوش نکنه

نويسنده: muhammad

به نظر موسيقی که توش اخلاق و... نباشه کاملا بی مفهومه

نويسنده: MehrannicA

به نظره من حق با توه ولی تا حالا مرلين منسون رو با کريس دی برگ مقايسه کردی؟؟؟ اصلا قابل مقايسه نيستند چه برسه به نيروانا اخلاق يعنی چی ؟




  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢

اخلاق در موسيقی

سلام
یه بحثی رو که مدتها دنبالش بودم مطرح کنم رو این دفعه میخام بگم :


اخلاق در موسیقی

بنظر شما آیا اخلاق ( فضیلت انسانی - اخلاق به معنای اعم ) جزیی از موسیقی است یا بنظر شما هدف اخلاقی در موسیقی چقدر ارزش داره و مکان و رتبه اون در چه سطحیه؟

و بنظر شما آیا انتقال مفاهیم اخلاقی میتونه جزئی اصلی از هدف های موسیقی باشه یا خیر؟

و اینکه آیا برای شما مهمه که خواننده محبوبتون چه شخصیتی داره و آیا اصولا شخصیت فرد در هنر او تاثیر میذاره ( در موسیقی بیشتر مورد نظر است ).

براتون مهمه این شخص معتاد باشه یا فاسد الاخلاق و .....

و وقتی به موسیقی گوش میدید حالا هر سبکی آیا به مفاهیم اون هم توجه میکنید یا براتون زیاد مهم نیست.
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٢

سلنديون

سلام
امروز میخام در مورد یکی از خواننده های محبوبم بنویسم سلندیون یکی از کسانی که من همیشه با صدای زیباش احساس آرامش میکنم


البته یه موضوعی رو بگم دیگه برای من مهم نیست که کسی چیزی بگه - فحش بده - من رو

متهم به خالتور بازی اینجور چیزا بکنه چون ارزش و اهمیتی نداره

اگه شماهایی که اینارو میگین از موسیقی درکی داشتین وضعیت اینطوری نبود

در هر صورت بنظر من موسیقی یعنی احاس - آرامش - همین حالا این آرامش رو هر آهنگ و صدایی به من بتونه بده

بهش گوش میدم چون خواسته من از موسیقی همین هست.

اما
در مورد سلندیون بنظر من صدایی فوقالعاده زیبا و جادویی داره در هر صورت من لذت میبرم .


و در مورد آلبومها بنظر من بهترینشون آلبوم

CELINE DI0N 1998-LET'S TALK ABOUT LOVE

هستش بخصوص آهنگ بسیار زیبای

Tell Him

و بهترین کنسرتی هم که تا حالا اجرا کرده کنسرت فرانسه بوده .

ور یه مورد جالب شخصیت ایشون هست بر خلاف سایر خواننده های زن دیگه مثل لوپز - ماریا کری - بریتنی و شکیرا و...

که از لحاظ اخلاقی فاسد هستن دارای تعصبات مذهبی و پایبندی به خا نواده یکی از خصوصیات بارز دیون هست

چون عموما در غرب خواننده ها هم یک نوع کالای تجاری محسوب میشن و تاریخ مصرف دارن و عمده

شهرتشون هم بخاطر مسایل حاشیه ای و نوع رفتارشون و کمتر از هنرشون ( چیزی که ندارن )

مایه میزارن در هر صورت در این وادی همچین شخصیتی کمتر پیدا میشه:


او داراي 13 خواهر و برادر و از يك خانواده كانادايي است .سلن ديون در 12 سالگي با كمك كيوبيك ديون اولين ضبط صدايش را در راديوانجام دادو در 22 سالگي ژهار البوم معروف به زبان فرانسه بيرون داد در سال 1991 ديون اولين قرار داد رسمي خود را براي البومي به زبان انگليسي امضا كرد او توانست در مدت 2 سال زبان انگليسي را به طور كامل ياد بگيرد و مسلط به ان صحبت كند .
در سال 1992 البوم جديدش با استقبال باور نكردني امريكايي ها روبرو شد و به دنبال ان در فيلم ديو و دلبر با همكاري پيابو بريسون در صداگذاري اين فيلم با شركت وات ديسني قرار داد بست و در ان سال اين فيلم در صدر پرفروشترين فيلمهاي سال قرار گرفت.
اولين تور ديون با مايكل بولتون اغاز شد و پس از ان البوم جديدش را با موفقيت اجرا كرد.وي در سال 1994 با همكاري جنيفر لوپز با يك البوم با نام قدرتِ عشق ادامه داد و از ان پس به شهرت جهاني دست يافت.او در سال 1994 با مدير 54 ساله شركتش ازدواج كرد وچند البوم ديگر را هم منتشر ساخت.
ديون بعد از اجراي موسيقي فيلم تايتانيك ودريافت جايزه اسكار و يك البوم به نام زمانهاي ويژه بر شهرتش افزود وي پس از البومي كه در سال 2000 به صورت گلچين به بازار عرضه كرد براي مدت دو سال از صحنه موسيقي مرخصي گرفت تا به زندگي خصوصي خودش بپردازد و منتظر تولد فرزندش باشد .
اكنون ديون پس از وقفه اي با البوم جديدش با فروش 15 ميليون در صدر بهترين و پر فروشترين البوم در جدول قرار دارد بعد از ديون گروه يو 2 و شكيرا و پينك قرار دارند.

برگردان : فاطمه پاكزاد


::Discography::.................................................................
Title Year
A New Day Has Come 2002
All the Way...A Decade of Song 1999
These Are Special Times 1998
S'il Suffisait D'aimer 1998
Let's Talk About Love 1997
Falling Into You 1996
D'eux 1995
Celine Dion A L'Olympia 1994
The Colour Of My Love 1993
Celine Dion 1992
Dion Chante Plamondon 1991
Unison 1990
Incognito 1988
I'm Your Angel (w/R. Kelly) 1998


  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٢

 

سلام اين چند وقته صد بار اومدم مطلب بدم پاک کردم ديگه خسته شدم يه مطلبی از يه وبلاگ خوندم کلی کيف کردم براتون ميزارم البته با اجازه صاحبش.
تو اين چند وقته که سری به وبلاگ ها ميزدم نه وبلاگای موسيقی عمومی - زندگی - شخصی يه چيزه جالبی که بهش برخورد کردم اين بود که همه از يه چيزی ميناليدن از عشق
يکی از اينکه تو عشقش شکشت خورده بود گله داشت اون يکی داشت از غم هاش مينوشت يه وبلاگهای ديگه هم که رابطه دختر وپس داشتن نقد ميکردن اون يکی داشت حال همه دخترا رو ميگرفت نميدون وا... خودمم موندم مثل اينکه مشکل همه تو اين سن اينه خودم کلی نوشتم و نوشتم تا تو وبلاگ بزارم ديدم نميشه يه کتاب بايد در موردش نوشت. یه چند تا لینک گذاشتم که کلی وقتو مختون کار میگیره اگه دنبال ایجور چیزا هستین یه سری بزنین.
اما فعلا هميشه که من اينو آويزه گوشم کردم

من بتنهائی خويش معتادم.

tootfarangi.blogspot.com
اين وبلاگ رو همه برن که کلی هميشه توش دعوا بوده

وبلاگ زير شلواری نرفی عمرت بر فنا رفته خيلی باحاله ما که کلی خنديديم.

اما یه مطلب از یک دوست که با اجازه تو وبلاگ میزارم


با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم توی دستش.
او یک شکلات گذاشت توی دستم.من بچه بودم، او هم بچه بود.
سرم را بالا کردم .سرش را بالا کرد .دید که مرا می شناسد .
خندیدم .
گفت: " دوستیم؟ " .
گفتم:" دوست دوست."
گفت: " تا کجا ؟ "
گفتم: "دوستی که «تا» ندارد. "
گفت: " تا مرگ! "
خندیدم و گفتم: "من که گفتم «تا» ندارد! "
گفت: "باشد،تا پس از مرگ!"
گفتم: "نه،نه،نه، تا ندارد."
گفت: "قبول، تا آنجا که همه دوباره زنده می شوند، یعنی زندگی
پس از مرگ، باز هم با هم دوستیم. تا بهشت .تا جهنم .تا هر جا
که باشد من و تو با هم دوستیم."
خندیدم.گفتم: "تو برایش تا هر کجا که دلت می خواهد یک تا بگذار .
اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا آن دنیا . اما من اصلا
تا نمی گذارم ."
نگاهم کرد. نگاهش کردم. باور نمی کرد . می دانستم. او می خواست
حتما دوستی مان تا داشته باشد. دوستی بدون تا را نمی فهمید .

****
گفت: "بیا برای دوستی مان یک نشانه بگذاریم."
گفتم: "باشد. تو بگذار."
گفت: "شکلات . هر بار که همدیگر را می بینیم یک شکلات مال تو ،
یکی مال من . باشد؟ "
گفتم: "باشد."

هر بار یک شکلات می گذاشتم توی دستش، او هم یک شکلات توی
دست من .باز همدیگر را نگاه می کردیم .یعنی که دوستیم .دوست دوست .
من تندی شکلاتم را باز می کردم و می گذاشتم توی دهانم و تند تند آن را
می مکیدم.
می گفت:"شکمو! تو دوست شکمویی هستی." و شکلاتش را می گذاشت
توی یک صندوق کوچولوی قشنگ.
می گفتم: "بخورش! "
می گفت:"تمام می شود. می خواهم تمام نشود. برای همیشه بماند .

صندوقش پر از شکلات شده بود . هیچ کدامش را نمی خورد. من همه اش
را خورده بودم.
گفتم: "اگر یک روز شکلات هایت را مورچه ها بخورند یا کرم ها .آن وقت
چه کار می کنی؟"
گفت: "مواظب شان هستم." می گفت می خواهم نگه شان دارم تا موقعی
که دوست هستیم و من شکلات را می گذاشتم توی دهانم و
می گفتم:"نه،نه، تا ندارد. دوستی که تا ندارد."

****
یک سال، دو سال، چهار سال، هفت سال، ده سال و بیست سال شده است.
او بزرگ شده است. من بزرگ شده ام. من همه شکلات ها را خورده ام. او همه
شکلات ها را نگه داشته است. او آمده است امشب تا خداحافظی کند.
می خواهد برود .برود آن دور دورها.
می گوید :"می روم اما زود بر می گردم." من می دانم که می رود و بر نمی گردد.
یادش رفت شکلات را به من بدهد. من یادم نرفت. یک شکلات گذاشتم کف دستش.
گفتم :"این برای خوردن." یک شکلات هم گذاشتم کف آن دستش :"این هم آخرین
شکلات برای صندوق کوچکت." یادش رفته بود که صندوقی دارد برای شکلات هایش.
هر دو را خورد .خندیدم. می دانستم دوستی من «تا» ندارد. می دانستم دوستی او
«تا» دارد. مثل همیشه. خوب شد همه شکلات هایم را خوردم. اما او هیچ کدامشان
را نخورد.
حالا با یک صندوق پر از شکلات نخورده چه خواهد کرد؟؟!
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٢

سال نو + جنگ + بدبختی + لباس شب عيد + موسيقی دارم خل ميشم؟؟؟

سلام
عيد نوروز مبارک
و از اين حرفا صد سال به اين سالها و

اما يه حرف که خيلی معنا داره
پارسال دوست امسال آشنا

در هر صورت امسالم گذشت اما برای من هم سال بسيار خوب وهم بدی بودی نصفش خوب بود همينم جای شکر داره!

اوضاع موسيقی بحمدا... هر روز خوب تر و بدتر ميشه اخه تو اين مملکت چی داره خوب ميشه که موسيقيش خوب شه

فعلا از لحاظ روحی هم همه قاط هستن

اما يه چيز جدی من واقعا بعنوان يه انسان بيشترين تاسفم برای جنگيه که شاید فردا يا پس فردا اتفاق بيفته
جنگ کثيف ترين واژه ای که شايد بشه شناخت در هر صورت اميدوارم سال خوبی رو داشته باشين.


  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸۱

چرند پرند

سلام
یه چند .وقتی استراحت کردم اما خداییش حال نوشتن ندارم نمیدونم چم شده اما زورکی هم که شده مطلب میدم البته همیشه سعی کردم چرت و پرت نگم خالی هم نبندم اما این دفعه رو شرمنده.
داش کیوان ما همیشه و همه جا ۴کرتیم آیدا هم که خیلی بی معرفت شده (از راه دور نفرینت میکنم)
فعلا ماه محرمه و خبر موسيقی داخلی نيست از بنده هم خبری نیست

اما يه چند تا خبر:
کوروش يغمايی کاست تفنگ دسته نقره رو پخش کرد چيزی خوبی از آب در نيومد.
به نظر من ايشون بجای اينکه اينهمه کارو يه جا بکنه بيشتر به فکر کيفيت کارش باشه.

متاليکا هم که بالاخره جون کند و يه باسيست آورد.


يه خبرم از يکی از بچه های وبلاگ که کف کردم
رکورد دستمزد در موسيقی ايران توسط شهرام ناظری شکسته شد !
۱۰ ميليون تومان برای ۱۵ دقيقه(بازم بگين کاری برا موسيقی نميکنن!!!)
اما خوداييش با اين پول چند تا گروه نوپا رو مينونن سرو سامان بدن -وضع مملکت که همينطوری درام هست چه برسه به موسيقی وهنر.

وبلاگ نوازندگان سازهای مدرنم در مورد تاریخچه موسیقی چیزای جالبی نوشته یه تریپ تشریف ببرید!

تکلیف موسیقی پاپ هم مشخص نشد ؟؟؟
هر چی نوشتیم دریغ از ۲ تا پاسخ درست حسابی و قانع کننده.

==================================================
یه خبر داغ داغ اگر در فصل زمستان برید موهاتون از ته با تییغ بزنید در دانشگاه ما بعنوان دانشجوی هنر مورد تکریم دیگران قرار میگیرید.ماشالاه جو گرفتشون همه تا ترم پیش موها رو دم اسبی کرده بودن این ترم یه آن دیدیم ووواه ۵ تا کله عین هم همه با سیبیل کچل تازه یواش یواش داره به بقیه م سرایت میکنه.

این دانشگاه ما هم برا خودش کلی جینبولک بازی داره
ما نفهمیدیم هنری بودن یعنی موها رو بلند کردن+سیگار کشیدن+بجای نشستن مثل آدم رو نیمکت برن رو زمین بنشینن(تو ایران همه فقط قیاف آوردن رو بلد شدن).

=====================================================
عید داره میاد و ما لختیم!!!!
هر چی پول داشتیم ریختیم بحساب این زایشگاه(ببخشید دانشگاه محترم)
البته تا جیب منو بابا یکیه هیچ خیالی نیست

=====================================================
هر چی هم فکر میکنم این وبلاگ نویسی هم شده اعتیاد اما میخام بذارمش کنار
ترک اعتیاد کنم
فعلا یه چند وقتیه فقط وبگردی میکنم کمتر مینویسم و بیشتر میخونم

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۱

روزگار غريبيست نازنين

خيلی خسته ام از همه چيز و همه کس

خدائيش زندگی چه چيزه مزخرفيه

خيلی وقته دارم زندگيمو در همون لحظه احساس مينم اسمشو ميزارم حس آنی

کاری هم ندارم که فردا ميخاد چه اتفاقی بيفته اما بعضی اوقات يه چيزائی آدمو تکون ميده

يک اشتباه يک حس يه غم يه مکان خاطره انگيز يه آهنگ همه و همه ميتونه زجر دهنده بشه

امروز يه آهنگ از شادمهر گوش دادم کلی خاطره برام زنده شد همشم خاطره بد البته اون زمان کلی خوب بود اما الان حسرت میخورم که چه زود گذشت همه چیز عوض شد آدما - حرفاشون - احساسشون
آره به بهانه بزرگ شدن چه غلطا که نکردیم چه دلایی این وسط شکست

آدم هر چقدر بزرگ ميشه چه قدر پست ميشه من من من من
همش من يه آدم پست خودخواه اين خدا هم که فعلا ما رو پيچونده به قول يکی موبايلش ديگه در دسترس نيست

حالم از همه کس وهمه چیز بهم میخوره از مردم حکومت دختر پسر نمیدونم یواش یواش دارم دور خودم دیوار میکشم
دیواری از تنهائی

فعلان زديم به سيم آخر

زندگی رسم غريبيست

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۱

موسيقی پاپ يا ترانه پاپ؟

سلام
خوب من نظر دوستانو خوندم و حالا ميخام يه چيزو بگم که مطلب قبليم يه چند تا نکته گذاشته بودم ميخاستم ببينم کسی متوجه ميشه يا نه.
اما نظر اصلی خودم اولا من در ايران چيزی به اسم موسيقی پاپ نميشناسم ۹۸ درصد کارا اصلان موسيقی نيست که بخايم بگيم پاپ.

يه چند تا چيز بگم تا بهتر بفهميم موسيقی يعنی چی؟در يک سبک تا چه حد موسيقی ميتونه نقشی داشته باشه؟

به نظر من موسيقی يعنی يک هنر هنری که وظيفه اش انتقال حس به شنونده و تسکين خود فرد هست اين يه معنی- معنی ديگشم اينکه ما ميتونيم توسط موسيقی يه نوع ارتباط با شنونده برقرار کنيم.

شما موسيقی برای چی گوش ميکنيد و اگه نوازنده هستيد چرا مينوازيد؟
چرا؟لطفا جواب بديد.


پس عامل حس - برقراری ارتباط - انتقال پيام و آرامش يافتن و...
اگه يک قطعه موسيقی جدا از خوانندش بتونه اين حس رو بده من ميتونم اسمشو موسيقی بزارم يعنی رکن اصلی آهنگسازی باشه (کارهايی مانند موسيقی کلاسيک رو ميشه حس آميز ترين موسيقی گفت)
و بخاطر همين هم هست که اصيل ترين موسيقی رو موسيقی کلاسيک ميدونن چون عامل آهنگسازی در درجه اول قرار داشته(اگه ۴ فصل ويوالدی رو گوش کرده باشين ميتونين بفهمين اين حس و درک موسيقی الهام از طبيعت و محيط چقدر هوشمندانه و با لطا فت انجام گرفته)
اما موسيقی پاپ که بنظر من اشتباه که بگيم موسيقی چون ايراد اصلی همينه -موسيقی در کار نيست-بگيم ترانه پاپ بهتره .
اگه توجه کرده باشين الان بهترين خواننده های پاپ ايران کيا هستند(چه خارج چه داخل)
گوگوش-ابی-داريوش-ستار-هايده-سياوش شمس - شهيار قنبری (که در مورد ايشون مفصلا بعدا بحث ميکنم)شکيلا و شادمهر عقلی - محمد اصفهانی - عصار - زمان و.......................(حالا گير بيخود ندين که چرا فلانی نيست و چرا اين هسن -بعنوان مثال ميگم)
عمده کار رو ۲ محوره صدای خواننده با شعر(موسيقی کوشش؟ فقط نقش پر کنندرو بازی ميکنه)
هدف انتقال يه حس به شنونده/کدومتون تو عروسیتون میاین سپوترا یا پنترا - امینم- یا .. بذارین نه میرین شهرام کی و سندی نمیدونم آهنگای قری میزارین/یا مثلا اين آهنگ خيالی نيست شادمهر رو توجه کنيد به نظر من خيلی جالبه چون برای بيشتر جوونا تداعی کننده خيلی چيزا ميتونه باشه يه جور احساس همدری - درد دل(بخصوص اونايی که تو عشقولان بازيشون مجنون بازی زياد در آوردن).
پس صدای شادمهر با ترانه ترکيب شده کنارشم يه کيبورد مياد بقيه کارو جمع و جور ميکنه.
پس چيزی به عنوان پاپ مبتذل نداريم اگه عنوان موسيقی بهش بشه داد (که بنظرم نميشه)ميشه گفت مبتذل.
در این ترانه های پاپ آهنگ ها هم فقط تو کار همنوایی با شعر و ترانه حرکت میکنند پس رکن سوم هست و میشه هر نوع موسیقی روش گذاشت (با سیتی سایزر - کیبورد - گیتار و...)
من تو ایران کمتر کاری رو دیدم که طرف کار اصلیشو بزاره رو دوش اهنگ بیشتر میزارن رو صدای خواننده .

نتیجه:
چیزی که الان بعنوان موسیقی پاپ شناخته میشه چیزی جز ترانه ای زیبا توسط صدایی دلنشین نیست (این صدا میتونه گوگوش باشه برای من و تو یا حتی جواد یساری!!! برای قدیمیا)
موسیقی که در اون بکار میره تنها سعی میکنه به ترانه کمک کنه همین نه چیز بیشتری پس لفظ موسیقی دادن به اون با توجه به موسیقی های اصیلی که رکن اصلیشون موسیقی هست کار کاملا اشتباهیه


در آخر بگم این قسمتی از نظراتم بود نه همش در ادامه اگه لازم بود بیشتر توضیح میدم.   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٢:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۱

بررسی موسيقی پاپ در ايران

سلام خوب مثل اينکه بيشتريا اومدن مصاحبه رو خوندنو نظر ندادن (بيشتريها هم که اصلان نخوندن)يه روزی آخر در اين وبلاگ خودمو ميبندم!

اما ميخام دوباره نقد های خودمو شروع کنم اول بريم ببينيم موسيقی پاپ چيه؟(البته قابل ذکره که من فقط منظورم پاپ ايرانی هستش.)

موسيقی عامه پسند و مردمی popular پس مهترين وجهش مردمی بودنشه
حالا يه نکته پس يه آلبوم مثلا کلاسيک يا رپ اگه همه مردم بهش گوش بدن ( از فردا بياين خيابون ببينين همه متاليکا گذاشتن ) ميشه پاپ؟

من خودم هميشه موسيقی رو با اجزاء اون تفکيک ميکنم:
يک آهنگ تشکيل شده از ۱=ترانهlyrics (شعر) ۲=خواننده(صدا) ۳=موسيقی
که بنظر من ميشه با اين روش هر موسيقی رو در جای خودش شناخت.

حالا تو پاپ ترانه ها معمولا موضوعات مطرح روزه و مسايل اجتماعی وعشق و عاشقی و...
خواننده صداش خيلی مهمه بخصوص در اين نوع سبک البته بنوعی ميشه گفت هم شعر هم صدا و عامل موفقيت هم بيشتر همينه ( تو ايران ميشه از گروه آريان اسم برد )
و سومين عامل در اين نوع سبک هميشه در درجه سوم قرار داره که بیشترین آهنگا رو هم با یه کیبورد سرو تهشو هم میارن(بازم آریان)

پس تا اینجا بگم این نوع موسیقی رو اصلان نمیشه بهش ارزش موسیقی داد البته شاید یه آهنگی بیاد خاطره انگیزو نمیدونم مثلا خدا اما ارزش آهنگسازی نداشته باشه ( تو پاپ ایرانی بیشتر رو حس کار میکنن تا چیزای دیگه)

متاسفانه همین عامله که میشه گفت پاپ ایرانی چیزی جز ابتذال نیستش البته نه همشون اما بیشترشون مثلا من خودم ترانه های گوگوش - شهیار قنبری - داریوش - سیاوش قمیشی رو هیچ موقع نتونستم مبتذل بدونم چون به سه فاکتور گفته شده دقیق عمل کردن جالبیشم اینه این ۳ نفر رو میشه لس آنجلسی با محتوا و با ارزش قبول کرد .

تو ایران هم بنظر من تنها علیرضا عصار کار پاپ حرفه ای انجام میده چون هم از ترانه های قوی استفاده میکنه صدای خوبی هم داره فواد حجازی هم در کنارش تو آهنگسازی دخالت داره اما مثلا به آریان نگاه کنید هیچ کدوم از موارد دیده نمیشه از لحاظ ارزش موسیقی به نظر من چیزی برای گفتن ندارن تنها عامل موفقیتشون مسایل جانبیشون بود(بودن محمد گلزار + استفاده کردن از دختر در گروه به عنوان گیتاریست برای اولین بار تو ایران و یه اسپانسر با نفوذ و قوی و اخرین عامل هم گروه بودنشونه چون تو ایران کمتر به گروهی کار کردن توجه شده که بنظر من در جای خودش کار باارزشیه)

من اومدم گفتم آریان چون فعلا تو ایران اینا مطرحن پس منظورم تنها این گروه نیست .
بدبختی کار تو ایران اینه که بعضی ها کارشون با یه آهنگ میگیره!!!مثلا یه آهنگ ۸/۶ قری میدن بیرون یه شبه معروف میشن البته بیشتری ها تو پاپ دنبال شهرت و پول هستن تا بالا بردن فرهنگ موسیقیایی مردم
خوب حالا اسم این موسیقی رو چی میشه گذاشت ؟
مبتذل و بی ارزش

یکی از دلایلی هم که این نوع سبک از طرف سبکهای دیگ تحقیر میشه یا از طرف موسیقیدانان همینه چون ارزش کار موسیقی در اون پائینه البته تو بعضی از کارها میشه شمه ای از حرفه ای بودن رو دید اما مقطعیه
تو ایران تنها کسانی یو که من قبول دارم علیرضا عصار با محمد اصفهانیه
(شادمهر عقیلی هم بنظر من تو موسیقی پاپ ایرانی خیلی مهم بود یه نوع استارت برای گروههای دیگه و متاسفانه برای آهنگهای ۸/۶
البته در مورد شادمهر بگم من خودم تو آلبومهایی که داده تو ایران مثل دهاتی و مسافر میشه پاپ حرفه ای رو دید چون با بضاعتی که اون زمان داشت تونست کار قوی بیرون بده بعدشم کارها تکراری نبود سبک جدیدی داشت یه توجهی کنید به سیاوش قمیشی که من میگم بنوعی خداترین و حرفه ای ترین کسی هست که در حال حاظر تو پاپ هست چون همیشه سعی کرده روش و تکنیک جدیدی به آهنگهاش اضافه کنه
در آخرم بگم بابا تو ایران نمیتونی کار حرفه ای بکنی آقا نمیشه تو اینجا ۹۵ درصد مرم از آهنگ فقط قری بودنشو کافی میدونن پس من بیام بگن آقا بیا مثلا برو سمفونی شماره ۳ بتهوون گوش بده یا برو فلان کارو گوش بده نه اینجا کسی نه ارزش این چیزارو میدونه نه بدبختانه گناهی دارند چون اینجوری گوششونو عادت به این چیزا دادن چون توایران الان دیگه هنر مطرح نیست شکم رو کردن راس تمام امور پس بنظر من کار عبثی بخایم مردمو تغییر بدیم ذات ایرانی تو حس همین حالا کسانی هم که فکر ميکنند ميشه کاری کرد بيان بگن چيکار؟؟؟؟

در آخر بگم الان ساعت ۶ صبح من ۱ ساعتی هست دارم تایپ ميکنم اگه اشتباه تایپی بود ببخشيد نميدونم ديگه باز حامد چت کرده


منتظر نظرتون هستم   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ،۱۳۸۱

مصاحبه (۲)

اگر در بين اين همه آ لبوم پاپ که وجود دارد هيچ کد ام خوب نيست پس چرا اينقدر مخاطب دارد؟

اولا که مخاطبها آگا هی ندارند و دليل اين هم اينست که خيلی ها که بايد به مردم آگاهی ميدادند اين کار را نکردند چون اين بازار تعطيل ميشود و پول کمتری به جيب ميزدند و ثانيا اشکال از خود مخاطبان است من واقعا سوالم اينست که جوانها چرا اين موسيقی را گوش ميدهند مگر چه چيزی برايشان دارد ؟ چه به آموخت هايشان اضافه مميکند ؟ به غير از اينست که يکی دو هفته گوش ميدهند بعر کنارش مي اندازند؟

موسيقی ايرانی در چه جايگاهی است؟

اين موسيقی هيچ ارزشی ندارد و در هيچ طبقه بندی و تقسيم بندی بين المللی نمي گنجد . چون سبکی ندارد . وقتی موسيقی ترکی استانبولی به عنوان پاپ ايرانی از تلويزيون پخش ميشود چه بايد گفت!فاجعه است کجای دنيا اين کار را ميکنند؟

حالا به نظر شما چه بايد کرد؟
دو راه بيشتر وجود ندارد يکی اينکه يا شورای وزارت ارشاد درست عمل کند و کارهيی را مجوز دهد که ارزش هنری داشته باشد و هم اين کارها را در سطل آشغال بريزد و کار را چند نفر که موجه هستند شروع کنند . يکی دو تا آلبوم داشته باشيم بهتر از اين وضع است و به قول معروف يک ده آباد به از صد شهر خراب.
اين کارها باعث آبروريزی بين المللی است.

و راه دوم؟
راه دوم همين است . اينکه اين موضوع را رها کنيم تا راهش را برود و خدا ميداند چقدر طول ميکشد که مردم اگاهی پيدا کنند در اين بين هم خيلی ها جيبشان را پر کنند.

يکی از دلايلش ميتواند اين باشد که ما نزديک بيست سال به طور جدی موسيقی نداشته ايم.

بله يکی از دلايلش اين است اما مگر آنهايی که رفتند لس آنجلس وسی سال دارند کارشان را آنچا دنبال ميکنند به جايی رسيدند؟< سی سال کم نيست اگر قرار بود تحولی اتفاق بيفتد تا به حال ميافتاد و جای تاسف اينجاستکه آنهايی که اينجا کار ميکنند آنان را الگو قرار ميدهند.

شما چرا سعی نکرديد ديگران را آگاه کنيد؟مثلا چند نفر را آموزش ميداديد که حداقل تا امروز چند نوازنده خوب داشته باشيم.

مدتی چهار سالی تدريس ميکردم اما از زمانی که توانستم آلبوم بدهم اين کارها را رها کردم.چون فکر کردم آگاهی به وسيله آلبوم گستردهتر است مگر من به تنهايی چه کار ميتوانم بکنم.
با يک گل بهار نميشود . برای اين ابتذال من کاری نميتوانم بکنم. راستش را بخواهيد ديگر خسته شده ام احتمال دارد يک آلبوم ديگر کار کنم -ديگر آلبوم نخواهم داد شايد تک و توک اهنگ هايی بسازم .
حالا اين موسيقی پاپ و اين هم مردم ... نه اينکه بخواهم موسيقی را رها کنم اما صبر و تحمل هم اندازه ای دارد.

آلبوم جديدتان (تفنگ دسته نقره ) تا چه اندازه به کارهايتان نزديک است؟

در آلبومهای قبلی آنقدر محدوديت داشتم که نميتوانستم کاری را که بخواهم ارائه دهم . آن زمان ريتم ممنوع بود - صدای گيتار ممنوع بود - شعر محاورهای هم نبايد استفده ميشد اما تفنگ دسته نقره تقريبا به کارهای خودم نزديک است چيزی حدود ۸۰ درصد.

و حرف آخر؟
به جوانها توصيه ميکنم که اين کارهای مبتذل را نخرند هيچ تفاوتی برايشان ندارد . اگر اين بازار از بين برود آنها هم ميروند سر کار اصليشان.
از جوانها ميخواهم آگاهانه عمل کنند وبه خاطر سلامت گوش و ذهنيت موسيقی که بخشی از ساختار شخصيتی هر فرد را به خود اختصاص ميدهد و به ويژه برای حفظ هويت ملی از خريد موسيقی پاپ مبتذل خودداری کنند و پول خود را بی جهت به دلالان و شيادان که لطمات جبران ناپذيری به فرهنگ اين کشور زده اند نريزند.
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸۱

مصاحبه(۱)

غم میون دو تا چشمون قشنگت لونه کرده
شب تو موهای سیاهت خونه کرده
دو تا چشمون سیاهت مث شبهای منه
سیاهی‌های دو چشمت مث غم‌های منه
وقتی اشک از مژه‌هات پایین می‌آد بارون می‌شه
سیل غم ........ ویرونه کرده
وقتی با من می‌مونی تنهاییمو باد می‌بره
دو تا چشمام بارون شبونه کرده
بهار از دستهای من پر زد و رفت
گل یخ توی دلم جوونه کرده
تو اتاقم دارم از تنهایی آتیش می‌گیرم
دل شکوفه توی این زمونه کرده
چی بخونم جوونیم رفته صدام رفته دیگه
گل یخ توی دلم جوونه کرده
====================================
روزی این حنجره آوازی داشت
به افق پنجره بازی داشت
قفس سینه اگر می شد باز
مرغ این پنجره پروازی داشت
شب همه شب به نوا سر می کرد
روز با زمزمه آغازی داشت
نغمه در نغمه غزل می پرداخت
پرده در پرده دل سازی داشت
دم که می زد ز نیستان می زد
ناله می کرد گره رازی داشت
شاخه در شاخه هم آغوش نسیم
چون شباویز شب آوازی داشت
غصه با جام جهان بین می گفت
قصه با مست سراندازی داشت
مرغک من شده خاموش ای کاش
این سرانجام سرآغازی داشت.

مشفق کاشانی
(ترانه «سرانحام» با صدای کوروش یغمایی در کاست سیب نقره ای)
سلام خوب متوجه شدين منظورم کيه - کوروش يغمايی
چند وقت پيش مصاحبه ای با ايشون توسط مجله چلچراغ شد که بد نديدم بنويسمش چون نکته های خيلی جالبی داشت امروز قسمت اول مصاحبه با ايشان رو در اينجا ميگذارم.

مصاحبه با کوروش یغمایی

ترانه گل یخ رو همه شنیده اید پس به معرفی نیازی نیست او از معدود موزیسین هایی هست که در ایران موند تا شرایط کار مساعد بشه
آلبومهای درخشانی در پرونده خود به ثبت رسانده=
آرایش خورشید-ماه و پلنگ-سیب نقرهای و..
و تا چند وقت دیگه هم آلبوم تفنگ نقره ای ایشون منتشر میشه.

ابتدا در مورد سبک کارتان:

در این آلبوم توضیح دهیدسبک کار من مشخص است روی سبک خاصی حساسیت ندارم آنچه در کارهایم بر آن اصرار داشتم استاندارد بودن کار است استانداردهیی که هر مویپسقی پاپا
باید داشته باشد اما متاسفانه در ایران رعایت نمیشود.

تعریف شما از پاپ ؟

پاپ-مردم پسند هر چیزی که برای عامه مردم وجه ملی داشته باشه اما ما به غیر از مردم پسند بودن باید استانداردهای دیگه ای هم به آن اضافه کنیم.

استانداردهاییکه شما از اون صحبت میکنید چیه؟

اگر استانداردهای بین المللی را نپذیریم اتفاقی نمی افتد
اما باعث میشود مورد مضحکه قرار بگیریم به عنوان مثال ملودی اهنگ غیر از داشتن استاندارد جهانی باید معرف فرهنگ کشور خودمان هم بتشد و ارکستراسیون و تنظیم علاوه بر داشتن استانداردهای
جهانی معرف فرهنگمان باشد سازهای مداول مثل درام - گیتار باس - کیبورد - کیتار اکورد حتما در
ترکیب بندی ساز بندی وجود داشته باشدالبته ارکستراسون پاپ
منحصرا به سازهای فوق محدود نیمشود شعر در موسیقی پاپ باید مردمی و عامه پسند باشدشعرهای ساده با طرح موضوعات روزمره و در آخر خواننده که باید به غیر از داشتن استاندارد های
خوانندگی مثل ریتم و سلفز
وتجربه حتی المقدور با یک ساز آشنایی دا شته باشد و در نوع خوانندگی قواعد و فرمهای متداول در موسیقی جهانی را رعایت کند.

اشاره کردید ملودیها باید ایرانی و استاندارد های بین المللی داشته باشد یعنی آمیزه ای از موسیقی شرق و غرب؟

ما کارهای غربی را باید بگیریم و با فرهنگ و ملودی شرقی تلفیق کنیم یعنی تکنیک غرب
را در خدمت موسیقی ایرانی یعنی آواهای شرقی قرار دهیم
این کار به دست تنظیم کننده ها انجام میگیرد که اگر استانداردها را داشته باشد
اما ما متاسفانه تنظیم کننده و اهنگسازی که بتواند این کار را انجام دهد نداریم.

یعنی از نظر شما هیچ کدام از کارهای ایرانی که تا بحال گوش کرده اید خوب نبوده اند؟
من فکر میکنم موزیسین های خوب و با استعداد هم داریم.


اول از همه به شما بگویم که من به خودی خود هرگز پاپ ایرانی
گوش نمیدم چون جز لطمه و مسمومیت ذهنی موسیقی و گوش اثر دیگری ندارد و در ضمن من فکر میکنم که بیشترشان فقط احساس دارند شما معتقدقد فلان نوازنده خوب است آخر اورا با چه کسی مقایسه میکنید؟آیا هیچ کدام از نوازنده ها و اهنگسازان و تنظیم کنندهایمان را میشود با غربی ها مقایسه کرد؟جای بسی تاسف است که بعضی ها در جای آهنگسازان و تنظیم کنندگان قرار
گرفته اندالبته بگویم این وضعیت تا قبل از انقلاب هم بود تا جایی که استاد صبا هم کنار کشیدندو استعفا دادن.

اینطور که شما میگویید همه را باید کنار بگذازیم:

ببینید من با کسی دشمنی ندارم دلم برای فرهنگ موسیقی کشور میسوزد اگر هر بلایی سر موسیقی سنتی بیوریم به کسی مر بوط نیست چون این موسیقی متعلق به ماست
اما زمانی که موسیقی غربی را از انها میگیریم نمیتوانیم همه چیزش را تغییر دهیم.(پايان قسمت ۱)
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۱

معرفی سايتهای موسيقی

سلام يه چند روز پيش به سايت بتهوون سر زدم چيزای جالبی داشت بخصوص مصاحبه ها با لينکهايی که داشت من اينجا آدرسشونو مينويسم .و این سایت همچنین محل آن لاین فروش بلیط کنسرت هم هست در هر صورت سایت بسیار خوبی هست
------------------------------------------------------------------------------------------------------
مصاحبه ها:
گپي با شهرام شعرباف

بازگشت از کانادا ، مشکلات و اتفاقات :


گفتگو با کاوه يغمايي

بازگشت به ايران و برنامه هاي آينده :


موسيقي کلاسيک در ايران چه شأن و جايگاهي دارد؟

گفتگوي ايرنا با بهمن مه آبادي ، سرپرست گروه موسيقي سل


مصاحبه با ايران خانم خالقي

فرهاد فلکي
مجله دفتر هنر


مصاحبه با مسيح محقق


ملک هيچگاه نمي ميرد
آخرين گفتگوي منتشر نشده با زنده ياد استاد اسدالله ملک

داد و بيداد

موسيقي ايران در گفتگو با حسين عليزاده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لینکها

سایت فرهاد -سایت بابک امینی سایت هواداران موسیقی راک ایرانی
سایت لوریس چکناواریان
سایت محمد اصفهانی
سایت پدرام امینی   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۱

به ياد فريدون فروغی( تنها صداست که ميماند )


شعر از فرهنگ قاسمی
چه ميشدکه مرزی نميبود-برای نثار محبت و انسان کمال خدا بود-چه ميشد که نبض شقايق - طپشهای هر قلب عاشق -وعشق آخرين حرف ما بود چرا نه...چرا نه؟
چه ميشد که دست من و تو- پل عشق و ايثار ميشد برای تمامی دنيا و دنيا پر از شوق پروانه ها بود و جنگل ره آورد گل دانه ها بود-چرا نه...چرا نه؟
چه ميشد که اندوه ما را شبی باد همراه ميبرد- وفردا هوايی دگر داشت گل مهربانی به بر داشت-چه ميشد که خواب گل سرخ به رويای ما رنگ ميزد و رويا همان زندگي بود- چرا نه ... چرا نه؟
و دل شيشه غصه بر سنگ ميزد چه ميشد که انسان عاشق دلش بال پروانه ها بود وبا عشق ميماند با عشق ميخواند-چه ميشد که انسان کمال خدا بود ؟؟؟؟؟!
چرا نه ... چرا نه ؟...

چه ميشد بلوغ ستاره -فضای شب تيره زندگی را پر از شعر خورشيد ميکرد - چه ميشد فروغ سپيده کوير همه آرزوهای ما را گلستانی از عشق و اميد ميکرد- چه ميشد هوهوی مرغ شباهنگ دل صخره و کوه را آب ميکرد ودريا حريم غم و غصه هاشو گذرگاهی از اشک مهتاب ميکرد-چرا نه ...چرا نه؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------
نمیدونم یه جورایی حس فریدون فروغی بهم دست داد البته این شعر بالا به صورت کاست در نیومد اما خالی از لطف نبود
خوب يه جورايی ديگه همه میدونیم که چرا به همچين کسی مجوز کار ندادن به نظر من فريدون جزو معدود خواننده هايی بود که موسيقی اصيل رو ارايه ميداد خب تو ايرانم که مملکت نخبه کش- هنر کش - فرهنگ کش - جای يه همچين آدمايی نيست کسانی که صدای خود را به کمتر از عشق نمیفروشند
افسوس...

فروغي متولد بهمن 1329، كار خود را از اواخر دهه 40 با برنامه تلويزيوني "شش و هشت" آغاز كرد و به دليل جنس صدا و موسيقي نويي كه ارائه ميداد، سريعاً به يك هنرمند پيشرو در عرصه موسيقي روز بدل شد.از آثار او ميتوان آدمك، ظهر تابستان و قوزك پا را نام برد.
او پس از انقلاب چند سالي را در اروپا گذراند اما بعد از مدتي به اميد فعاليت دوباره به ايران بازگشت. با اين حال جز اجراي چند كنسرت معدود در جزيره كيش، اجازه اجراي زنده در شهرهاي ديگر و يا توليد نوار كاست به او داده نشد.
آخرين فعاليت رسمي فروغي، اجراي يك ترانه با شعري از نيمايوشيج بر تيتراژ پاياني فيلم "دختري به نام تندر" ساخته حميدرضا آشتياني پور بود كه در نوزدهمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.و در روز جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ تنها صدایش ماندگار شد.

مقاله ای به مناسبت اولین سالگرد فوت فریدون فروغی
در ضمن یکی از بچه ها هم یه وبلاگ درست کرده در مورد فریدون که جالبه خاستید یه سری بزنید
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸۱

خبر

سلام به همه دوستان
آقا امتحانا تموم شد من باز اومدم اينجا نظريه پردازی کنم!!!
اما بازم هيچ اتفاق مهمی در موسيقی نيفتاد فعلا يه چند تا خبر بدم شايدم دير باشه اما خوب بالاخره از هيچی بهتره.
طی چند هفته گذشته چند کاست واد بازار شده که موندم چه جوری مجوز گرفتن
راستس قراره تا چند وقته دیگه لوس آنجلس بیاد اینجا
اونموقع میشیم لوس ایرانی!!!
اولیش کاست دوستم داری(نازی)
بود که اخیرا توسط شهرام ک
خونده شده بود دقیقا با همون تنظیم آهنگ و یکمی هم ادا
دومیش کاست شعر عاشقی از افشین تیموری که فکر کنم دیگه جمعمون کامل شد تا حالا اندی نداشتیم که ایشون اومدو جاشو پر کرد
اونموقع به کاست نهال حیرت اوهام مجوز نمیدن!!!
یا به آدم و حوا شادمهر
آخرشم نتیجشو که همه میدونین چی شد
اما کاست های دیگه از هومن جاوید به نام-زی با زی(آلبوم قبلی ایشون سایه بود که از اشعار بابا طاهر و خیام و مولانا..
استفاده کرده بود
اما تا چند روز دیگه کاست تفنگ دسته نقرهای از کوروش یغمایی منتشر میشه
که همه مشتاقیم که چی از آب در میاد


یه چند وقت پیشم مصاحبه ای با ایشون شد که جالب بود تو وقت دیگه ای یه خلاصه ای از اونو مینویسم
اما یه آلبومم در سبک فلامنکو منتشر شده از استاد
لوریس آیوازیان
البوم فلامنكوي سنتي كه اينك در بازار در حال عرضه شدن ميباشد.متشكل از يازده قطعه كه نه قطعه ان تكنوازي و دو قطعه ان به كمك گيتار همراه به اجرا درامده است

كليه قطعات به جز يكي از انها اثر پاكو پنيا نوازنده شهير اسپانيايي ميباشد
لوريس ايوازيان در اين البوم سعي در شناساندن فلامنكوي سنتي را دراولويت اهداف خود قرار داده است به همين دليل بدون دست بردن به ساختار اصلي قطعات عينا اثار پاكو پنيا را در اين البوم اجرا نموده است و هدف از ان معرفي فلامنكوي اصيل و معرفي بعضي اثار نوازنده فوق بوده است
بوبچه های اهل گیتار حتما برن بگیرن
در ضمن محل فروششم
ميرداماد - مجتمع كامپيوتر پايتخت شماره 14
هستش که مکان خوبی برای پیدا کردن یک چنین آثاری.
ديگه اينکه شاهکار بينش پژوه هم داره يه کاری ميده بيرون که ميگن ميخاد پوز هرچی آدم خالطور بازو به خاک بماله اسم آلبومشم زمستان هستش بهنام صفاريان هم که با دورنگی يه شهرتی بهم زد آلبوم شبح روميخاد بده بيرون و کاست دوم فرمان فتحعليان به نام راه عشق اونم به زودی مياد اين داريوش ايرانی ببخشيد ياور اقتداری با اقدار آلبوم قرن ۲۰ داده -برادر الان قرن ۲۰ تموم شده رفتيم تو ۲۱ کجای کاری !!!
ناصر عبدالهی هم زده تو کار موسيقی محلی اونم از نوع بوی شرجی -ليلا خشايار اعتمادی هم رو ديديم(گوش کرديم)
اما ۲ آلبوم تازه که اهل دل ها حتما بگيرن اسمشو نميگم اگه اهلش باشين همين الان ميرين ميخرين از شاعر بينظير ايران احمد شا ملواما اهالی گيتار ومتال و راک و... هم بدونن که سلطان گيتار الکتريک-=اینگوی مالمستین- هم آلبومش بيرون اومده -مجازم هست -همراه باگروه ارکستر که کار محشره و...
اما يکی از همين بچه های وبلاگ مثل اينکه ميخان آلبوم بدن در هر صورت يه چند تا کارشونم گذاشتن تو سايت حتما يه سری بهشون بزنيداسم گروهشونم رسپينا هستش   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۱

ضرباهنگ موسيقي ملي ايران در I.C.U




سلام توضيح نداره یه خبره مثل بقیه خبرها که براحتی فراموش میشن.

آي سي يو بيمارستان لقمان ، پنجشنبه ، 19ديماه1381
امروز بغض آلودترين پنجشنبه زندگي من است . خاکستري ترين صبح موسيقي. و چشمهاي من ، بي هيچ داعيه و دعوتي ، آمده اند و آماده اند تا در عيادت موسيقي ملي سرزمينم ببارند. که موسيقي ملي من همينجاست : روبروي همين چشمهاي خيس و شرمگين ، روي تخت آي سي يو، بخش مسمومين ، بيمارستان لقمان . موسيقي ملي من ، ساز معصوميت «استاد علي تجويدي» است که اينجا، روي همين تخت ، دراز کشيده و به سختي نفس مي کشد اما صلابت و صبوري همچنان از نفسهاي گرم و آتشينش شعله مي گيرد.به اين پنجه هاي شيرين ، به اين دستهاي سخاوتمند و بي نصيب که خيره مي شوم ، بي اختيار به ياد آن شعر «محمد باقر کلاهي اهري» مي افتم که:
«من از لبه زندگي رد شدم
چون قديسي از لبه تنهايي خويش
چون زنديقي از لبه ازدحام خويش
چون مومني در سکوت
و چون کسي که صداي جهان را شنيده است
چون شيري گرسنه گذشتم از لبه ي مردار جهان
گرسنه گذشتم چون فرشته اي
که در لقمه ي حراميان طمع ندوخته است».
«مرا عاشقي شيدا» ، «شيرين بر» ، «آزاده ام» ، «نه همزباني» ، «ديدي که رسوا شد دلم» ، «صبرم عطا کن» ، «پشيمانم» و صدها ترانه خاطره انگيز اين پنجه هاي هنرمند در ذهنم چرخ مي خورد و افسوس که امانم نمي دهد اين اشک بي پرهيز که بر اين پنجه هاي بي رمق زل بزنم و در هنرش ذوب شوم.

تهران ، خيابان ري ، سال 1298شمسي
«علي تجويدي» متولد مي شود. هنر ، گرانبهاترين ميراث پدري اوست . پدرش ، «هادي تجويدي» ، از شاگردان ممتاز «کمال الملک » و اولين استاد مينياتور ايران است که علاوه بر نقاشي و مينياتور ، موسيقي را هم مي شناسد و «تار» را از «درويش خان» فرا گرفته و شيرين مي نوازد . «تار» ، موسيقي کودکانه «علي» است که از پدر مي آموزد. با «تار» انس مي گيرد و چندي بعد تئوري موسيقي و «فلوت» را هم از «ظهيرالديني» فرا مي گيرد. ويلن ، ساز شانزده سالگي «علي» است. ويلن و رديف هاي موسيقي ايراني را از «سپهري» و «ياحقي» درس مي گيرد و دو سال بعد در محضر يکي از بزرگترين اساتيد موسيقي ايران ، يعني «استاد ابوالحسن صبا»، حضور مي يابد و هشت سال از دانش و اخلاق او بهره مي برد.
«تجويدي» به توصيه «صبا» براي تکميل تکنيک نواختن ويلن و آشنايي با موسيقي غرب ، چند سالي هم در کلاس درس «مليک ابراهيميان» و «بابگن تامبرازيان» حاضر مي شود چرا که استادش «صبا» معتقد است : «هنرجوي ويلن براي استحکام انگشتان و آرشه ، بايد چند سالي از يک معلم اروپايي ، متد گامهاي خارجي و برخي قطعات ساده موسيقي غرب را ياد بگيرد». «تجويدي» پس از آن براي تکميل هنر موسيقي چندين سال به مطالعه در زمينه هارموني و ارکستراسيون نزد «هوشنگ استوار» مي پردازد و بسياري از آهنگهايي را که قبلا ساخته بود مانند «آزاده ام» ، «صبرم عطا کن» و «پشيمانم» ، براي ارکستر بزرگ تنظيم و اجرا مي نمايد.از آنجا که موسيقي ايراني با ادبيات و فلسفه و عرفان خويشاوند است و «تجويدي» هم فارغ التحصيل «ادبيات فارسي» ، لذا در کنار موسيقي از مطالعه کتابهاي متعدد در اين زمينه ها نيز غافل نمي شود و ضمن آموزش در خدمت «ابوالحسن صبا» ، در کنار ايشان به تعليم شاگردان مي پردازد و در کلاس آزاد موسيقي ، استاديار مي شود. «علي تجويدي» به حق يکي از بزرگترين آهنگسازان معاصر ايران است که شاهکارهاي فراواني در موسيقي اين سرزمين از خود به يادگار گذاشته است . ترانه هاي دلنشين او که در آرشيو برنامه «گلها» ضبط و نگهداري شده ، يکي از ميراثهاي گرانبهاي هنر موسيقي اين مرز و بوم است.


محوطه بيمارستان لقمان ، پنجشنبه ، 19ديماه 1381
امروز در اين پنجشنبه خاکستري ، در دالان تنگ و تاريک آي سي يو، من چشمهايم را بستم که نبينم و حالا اينجا در محوطه باز بيمارستان ، گوشم را مي گيرم که ادامه حرفهاي يکي از پرسنل بيمارستان را نشنوم : «مي گويند چند ماه پيش هم استاد مشکلي داشته اند و به يکي از بيمارستانها مراجعه کرده اند منتها به دليل مشکلات مالي . . .» نه ! من نمي خواهم باور کنم . اصلا باور نمي کنم . اما نمي توانم همين چند ماه پيش را به خاطر نياورم که براي جراحي يکي از فوتباليستهاي مشهور کشورمان ، بيمارستانها و پزشکان و مسوولان و متوليان امر همگي بسيج شدند و حالا اينجا . . .! نيک مي دانم و مطمئنم که «استاد» از هر گفتار و رفتار دلسوزانه اي ، مستغني و بي نياز است اما من نمي توانم که هرگز نتوانسته ام دلم را ننويسم .دلسرد و غمگين ، بيمارستان لقمان را ترک مي کنم و در راه ، سخنان «استاد» را به ياد مي آورم تا کمي آرام بگيرم :
«توصيه من به جواناني که مي خواهند به هر طريقي موسيقي را دنبال کنند اين است که هرگز منتظر تشويق نباشند و عاشقانه به عرق ريزان روح بپردازند. درست همان طور که هنرمندان بزرگ دنيا هرگز به خاطر تشويق مردم کار نکردند مثل باخ ، هايدن ، موتسارت و بتهوون و کساني که قرنها از ظهور آنها مي گذرد و بهترين آثار موسيقي را که تاج افتخاري بر تارک بشريت است ، ساختند اما در کمال فقر زندگي کردند. جواناني که به دنبال هنر موسيقي هستند بايد اين مصيبتها را در نظر بگيرند و عاشقانه کار موسيقي را دنبال کنند».

محمد کياسالار =نوشته شده در روزنامه جام جم


  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۱

ابتذال


با سلام- اول از همه از کسانی که جواب دادن تشکر میکنن . خوب نظرات جالبی بود اما یه نکته ای که میشد فهمید این بود که هر کسی یه چیزی رو مبتذل میگفت و عقاید یه جورایی تفاوت داشت . اما به نظر شخصی خودم اول باید ببینیم معنای مبتذل یعنی چی؟یعنی پیش پا افتاده -خوار و پست وحالا موسیقی مبتذل یا بی ارزش یعنی چی البته این بحث بسیار گسترده ای یه که یه جورایی جمع و جور شده میشه در موردش در اینجا نوشت-
در کل ما 2 نوع موسیقی داریم یکی تجاری یکی هنری .البته بعضی اوقات این دو مورد با هم تفکیک میشنیعنی میشه تجاری هنری
به نظر من موسیقی تجاری جزو موسیقی هایی هستش که بیشترین ابتذال رو به خودش اختصاص میده دلیلشم اینه که این نوع موسیقی اصلا کار هنری انجام نمیده یعنی روح موسیقی در اون گم شده و بعدشم بیشترین کسانی که به این موسیقی گوش میدن عامه مردمند کسانی که اصلا نوع موسیقی براشون مهم نیشت مثلا تو ایران میرن به سمت موسیقی که شاد باشه حالا میخاد هر چی باشه یا اگر هم توجه داشته بتشید پشت سر این گونه البومها تبلیغات مشتری پسندی دیده میشه!!!!)

نکته قابل توجه هم تو آین آثار مبتذل تاثیر عمیق تبلیغات هستش مثلا اشخاصی مانند بریتنی یا لوپز یا ... اصلا محصول کمپانیهای بزرگ موسیقی هستند یعنی میان یهو کسی رو اینقدر بزرگ در نظر مردم جلوه میدن که شخص باور میکنه که مثلا فلانی بهترینه -یه نکته قابل توجه بگم که همه میدونید که پینک فلوید یکی از تاثیرگذارترین گروههای موسیقی تو دنیاست اما اینو هم بدونید که مخالف سرسخت اون کسی نیست جز دولت آمریکا که به خاطر همین با اشاعه موسیقی هایی که معنا مفهومی ندارند و به معانی ظاهری دنیا یا مسایل کم ارزش
می پردازند حمایت جدی میکند چون همینها به خورد جوونهایی مثل ما میدن تا فقط مثل اونا به مسایل کم ارزش به پردازینم.
شاید برای بعضی ها عجیب باشه که آیا موسیقی میتونه تو روش زندگی تاثیر گذار باشه ؟
اما باید توجه داشت که همواره موسیقی اصیل از ابتذال به دور مونده دلیلشم یا اگرم بوده استثنایی و یا در اثر غفلت بوده
به خاطر اینکه کسی که به سمت موسیقی اصیل میره و سعی میکنه به موسیقی به مخاطبش
احتران بذاره تنها به فکر منافع مادی نباشه به فکر این باشه که با موسیقی بتونه تاثیر مثبتی بر فرد بزاره
و این تاثیر ماندگار باشه(نحوه تشخیص موسیقی خوب با بی ارزش درهمین ماندگاری اونه)
به اخلاقیات توجه داشته باشه موسیقی باشه که سعی کنه ارزشها رو به انسان منتقل کنه
خوب البته ابن موضوعی بسیار گسترده که فقط دلیل طرحش این بود که یکم بیشتر به چیزایی که گوش میدیم توجه داشته باشیم


ابتذال به طنز

۱= ابتذال یعنی اینکه کاست بدیم بیرون فقط برای پر کردن جیبمون
۲=ابتذال یعنی آهنگی که اولش طرف بگه امشب دل من هوس رطب کرده و از عشق تو کف کرده!!!
3= ابتذال یعنی اینکه یه بابایی بیاد آهنگ دزدی کنه
4= مبتذلترشم اینه که پرفروشترین کاست ماه بشه
5= ابتذال یعنی اینکه بیاد کاستشو بذاره دوست دارم بعد پرانتز باز کنه بنویسه نازی!!

بابا ابتذال یعنی این حسن پیغان
ابتذال یعنی که این که موسیقی مملکت دست یه مشت گاگول بیوفته فرق نت لا با سی رو ندونن
ابتذال یعنی موسیقی مملکت رو سیاسی زدش کنن
ابتذال یعنی اینکه بری کنسرت تا محمدرضا گلزارو ببینی(قابل توجه جنس های مخالف)
ابتذال یعنی اینکه من برم لاله زار نوار جدید لووووووووس آنجلسی بگیرم
ابتذال یعنی اینکه با 50 سال سابقه در موسیقی بری برای کارت مجوز بگیری یارو بگه برو تو صف ببینیم موسیقیت ارزش داره یا نه؟؟؟
ابتذال یعنی اینکه من بهترین موسیقی دانهای ایرانو هنوز نمیشناسم
مبتذلترشم اینه که یه کی دیگه بیاد خودشو به جای اونا قالب کنن
ابتذال یعنی داداشای خواجه نوری!!!
ابتذال یعنی این بریتنی لوس ننر
ابتذال یعنی اون جنفر لوپز که اومنده باسن گرامیشونو 100 میلیون دلار بیمه کرده( خوبه تو قزوین یه کنسرت بذاره!!)

ابتذال یعنی اینکه طرفی که زندگیشو رو موسیقی این مملکت گذاشته و خدمت کرده خونش استیجاری باشه
غصه نون شبشو داشته باشه
وقتی مرد تازه بگن که هنرمند شریف و متعهد این مملکت ...(گور باباتون همینو هم نخاستیم ملت مرده پرست)
ا

ابتذال یعنی اینکه من یه لا قبا که از موسیقی هیچی نمیدونم بیام اینجا نقد موسیقی بنویسم!!!
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۱

سوال؟

سلام-خيلی وقته ميخام اين مسله رو مطرح کنم به نظر شما موسيقی مبتذل يعنی چی ؟چه جوری ميشه تفاوت اونو با موسيقی غیرمبتذل تشخيص داد؟   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ دی ،۱۳۸۱

دسته بندی

امروزمیخام یه مساله ای رو مطرح کنم که شاید خیلی ها با اون مخالف باشند واون تقسیم بندی افراد علاقه مند به موسیقیه که بازم میگم این نظر شخصیه منه نه چیزه دیگه ای:

اول از همه یه تقسیم بندی کلی کسانی که بیشتر از 3-4 ساعت موسیقی گوش میدن( یعنی جزئی از زندگیشونه )
و اشخاصی که کمتر از 3-4 ساعت به موسیقی گوش میدن
خوب به نظر من اونای که کمتر از 3-4 ساعتن موسیقی رو جزو تفریحاتشون به حساب میارن و بیشتر اوقاتم همه چیزی گوش میکنن(هر چی حال بده)
اما دسته بالای 3-4 ساعت که مهمترین دسته هستن
به نظر من اینا اول یه سبک خاصی رو برای خودشون پیدا میکنن و دنبالشو میگیرن و بشدتم رو سبکشون تعصب دارن
و کمم نمیارن اما خوب این دسته هم باز به چند گروه تقسیم میشن اشخاصی که تنها آهنگ گوش میدن- اشخاصی که بیشتر تو نخ معنا و مفهوم یه آهنگند- و عده دیگری که به هر دو مورد(آهنگ+معنا ) توجه دارن که بسیار کمند
که من اینو اثبات مینم اما اول باید ببینم بچه ها چی میگن در مطلب بعدی میخام بیشتر متال بازا و رپ بازا رو زیر سوال ببرم که اکثرا چیزی جز موسیقی بی ارزش گوش نمیدن( لطفا فحش ندید به موقش ).
اما راستی یه گروه دیگه هم داریم که بالای 10 ساعت آهنگ گوش میدن خوب البته زیاد نرمال نیست ولی این عده معتادن حالا میخاین باور کنید یا نه!!! اگه تو روز آهنگ گوش نکنند پس میفتن -حالشون خراب میشه قاطی میکنن(اینا رو جدی میگم چون یکیش خودمم!)-البته این عده بیشترشون به یه ساز آشنا هستند و دنبال یاد گرفتنشن(گیتار-پیانو=ساز های سنتی و...)
که در کل ولشون کنید زندگیشونو رو این کار میزارن و مظلوم ترین دسته هم همینا هستن خداییش وقتی میخام فکر کنم که یه روز از آهنگ و ساز باید جدا شم چت میکنم(الا نم فکر کنید چت کردم که دارم این خزعلات رو مینویسم)
اما تو این مملکت نمیشه زندگیمونو سر این موضوع بزاریم بالاخره یه روزی باید بیخیال همه اینا شیم.
در هر صورت من منتظر نظراتتون هستم و اگه دسته بندی بهتری پیدا کردید بگین و راستی شما جزو کدوم دسته هستید؟   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۱

 


خوب دیشب داشتم وبلاگ این رفيقمونومیخوندم که دیدم نوشته :
---------------------------------------------------------------------------
چرا همه ماها!(مجبورم خودم رو هم قاطی همه بکنم)، دل بستيم به اين
آهنگای چار تا دهشايی اندی و مندی و کوفت و ...؟؟!!
بابا ايران جون شما ها آبرو داره تو دنيا.
همه جای دنيا مخصوصا اونايی که حتی تاريخ کشف کشورشون به زحمت
به ۱۰۰سال میرسه موزيک و موزيسين دارن.
ديويد گيلمور دارن.
اندی لاتيمر دارن. ژاک بقل دارن ،مارک نافلر دارن
جيمی هنريکس دارن.
ما الان کيا رو داريم.؟
حسن شماعی زاده (خفن ترين آدمی که در دنيا خلقت شده)
بابا کی بود به اين يارو گفت تو صدات به درد اXن کار می خوره.!!!
فکر کنم ريشه اين افتضاح بر می گرده به خوندن آهنگ مرداب گوگوش و .....
------------------------------------------------------------
جواب من و نظر شخصی من اینه:
واقعا من متاسفم منم قبول دارم اما یه چیزی بگم که ما تو ایران بهترینا رو داریم کسانی که تو دنیا همه میشناسنشون اما تو خود ایران یه عده خیلی معدود
2=دوست عزیز خود ما تا حالا به هنر و موسیقی ا ین مملکت چه کمکی کردی؟(غیر از این بوده که بریم دنباله رو اونا باشم و ازشون تقلید کورکورانه کنیم.)
3= متاسفانه ایرانیها دیگه قدر هنر و ... تشخیص نمیدن من خودمو میگم من اصلا از موسیقی سنتیخوشم نمیاد اما هیچ موقع بهش بی احترامی نکردم . استادای این رشته همیشه برام محترم بودم. و سعی در تضعیفش نداشتم.
4= یه مثال واضح چند وقت پیش ما خبر دادیم لیلیافشار داره میاد ایران بعدش دیدیم نه بابا هیچکس این خانمو نمیشناسه-بهترین گیتاریست زن دنیا(کلاسیک2000)
دارای مدرک دکترا و پرفسورای نوازندگی گیتار
حالا یه چیزه دیگه که خداییش نمیدونید چه حالیشدم تو اون لحظه که به یکی از دوستام داشتم در مورد لیلی افشار توضیح میدادم بهم گفت که به پای شادمهر عقیلی که نمیرسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
5=
آیا شهداد روحانی رو میشناسید ؟ آیا فرزاد دانشمند رو میشناسید؟ -اسداله ملک؟- استاد صبا ؟و....
خوب پس چی میگین بابا تقصیر خودمونه که وضعمون این شده از اول بچگی به آهنگای بند تمبونی (شرمنده) عادت کردیم حالا 20 سالمون شده تازه داریم یواش یواش میفهمیم که چه خبره(بازم دم شما گرم که اینو حداقل فهمیدید)
بعدم میگی گیلمور و هندریکس بابا بگردین چی شد اینا به یه همچین مرحله ای رسیدن
دوما مگه ما خودمون فرهنگ غنی نداشتیم آخه بابا من چطوری بگم این ایرانی ها بودند که هنر رو به بقیه جاها داد بیشتر این ساز های موسیقی منشا گرفته از سازهای ایرانیه اما اینم بگه هنر ما متوقف شده خیلی وقته و تنها کاریکه من میتونم بکنم اینه که سعی کنم بشناسم-بتونم-درک کنم-تفاوت میان موسیقیارزشمند و مبتدل
سعی کنم به هنرمندان واقعی احترام بزارم -سعی کنم فرق میان یک هنرمند با یک شیاد رو تشخیص بدم
تو مطالب بعدی بسشتر توضیح میدم.



  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۱

تو کدوم حادثه گم شد

امشب زدم تو خط پاپ.داشتم يه کنسرت از مانی رهنما ميديدم يه شعرش بود که باهاش کلی حال کردم .اميدوارم خوشتون بياد:
تو کدوم حادثه گم شد اونکه از ستاره اومد/اونکه با ورودش آواز رو لبم دوباره اومد/چه شبی علاقه کم بود تو کجای قصه رنجيد/تو کجای عاشقيام تپشای منو کم ديد/تو کدوم خط از ترانه مهربونش نسرودم/من مسبب کدوم غم تو نگاهش شده بودم/تو کدوم وقت نوازش بين بوسه وقفه افتاد/ عطر خوب تن رو کی ديد تو نفس کشيدن باد/داغی هميشه من تو کجای شعله شدسرد/ باعث کدوم شکنجه ام که به گريه ترک من کرد/من مصلوب شکسته مجرم کدوم گناهم / تو کدوم حادثه گم شد اونکه امنه به نگاهم/ تو کدوم حادثه گم شد ...

حامد   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۱

بی عنوان

سلام به همه دوستان ميخاستم امروز از موسيقی يکمی جدا شيم امروز يکی از خوانندگان وبلاگ جوابی به يکی از موضوعاتمون داده که يه جورايی ميخام بی جوابش نزارم نظر ايشونو عينا درج ميکنم:(البته این پاسخیه به همه)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
نويسنده: م
بدا به حال خانم افشار كه طرفدارانش،اينچنين با زبان لاتي و عوامانه به خداوندگاري ايشان شهادت ميدهند....واي بر ما و فرهنگ ما.....و اف بر انان كه اين فرهنگ را به انجا رساندند كه جوانان موسيقي دوست ما چنين روستائي وار نظر بدهند. شما را به پرستش خدايچه ي كوچك تان وا ميگذارم! يادتان باشد ...جهان فراخ تر از حياط پشتي خانه ي كوچك ماست.وبه اين اساني خداوند انتخاب نكنيد و و بقول و سبك خودتان....خالي مبنديد و..........بگذريم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------
اولان تاسف بر شما هايی که اين چنين ظاهر بين هستيد و متاسفم که ميدونم با اين طرز تفکر راه به جايی نخواهيد برد
اما گفتين که تاسف که جوانان ما روستايی وار نظر دادين اولا مگر روستايی بودن کسر شان يک انسان است مگر شهری بودن به شما چه چیزی داده جز تن پوشی از فخر - غرور - که به نظر من هنرمند یعنی خاکی ترین فرد کسی با احساسات بسیار زیبا ولطیف کسی که با بدی سر سازش نداره .از نظر من روستایی شهری ایرانی اروپایی هیچ فرقی ندارن و برتری یک شخص به شعور وفهم و انسانیتش بر میگرده نه چیزه دیگه.

ای شما -کسی که تنها چیزی که درک کردید بازی فریبکارانه با جملات است شما در چه مقامی هستید که همچنین حرفی میزنید اینجا(وبلاگ ها) یه چندتا جوون مثل من مثل حمید مثل مهدی مثل کیوان و...
جمع شدیم که در یک محیط دوستانه به دور از دغل بازهای افرادی مانند شما که به خیالشان با گفتن یکی دو جمله ادبی و زیبا هنرمندی خودشونو ثابت کردن.
هنر مند واقعی همین بچه ها هستن که این شجاعت رو داشتن بیان نظراتشون و تجرباتشون رو با هم درمیون بذارن و سعی کنن از همدیگر درسی بگیرند وبه اطلاعاتشون افزوده کنند حتی اگه اشتباهی هم وجود داره اونو با هم رفع کنن نه اینکه فقط ایراد بگیرن یا کنایه بندازن .حالا خوب اینجا یکی دوست داره با لحن خودش بنویسه -
اینجا مدرسه نیست اینجا کلاس درس نیست ما افتخارمونه که با هر جوری که حاااااااال میکنیم
مطالبمونو بنویسیم - البته ما هیچ موقع توهینم نمیکنیم -و سعی میکنیم مطالبمون دوستانه باشه نه با لحن اشخاصی مانند شما!!!

اما شمایی که اینقدر تاسف بر هنر ایران خوردید خودتون برای هنر این مملکت چیکار کردید ؟
مگه وظیفه شما این نبوده که به جوونهای این مملکت هنربشناسونید هنرتون اینه ؟
که به کنایه زدن به اینو اون خلاصه بشه(اما من تو شکم که شما اصلا بویی از هنر برده باشید )

و دوما شمایی که حتی میترسید اسم خودتونو کامل بنویسید این اوج بی ادبی و بی فرهنگی شماست که خودتونو از همه سرتر میدونید در حالی که حتی جرات نوشتن مشخصاتتونو ندارید.

در آخر بگم که احترام به نظرات دیگران یک اصل از شخصیته کسیه که خودشو اهل فرهنگ میدونه اگه از هم دیدید شخصی اشتباهی کرد این وظیفه ماست که اونو راهنمایی کنیم نه با طعنه و کنایه نه با ....
never cared for what they say - never cared for what they know
and nothing elsematters

حامد   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۱

افتخار ايرن

سلام اگه يه بيوگرافی کامل از ليلی افشار ميخاين يه سری به وبلاگ گيتار کلاسيک بزنید:
classicalmusic

البته من به تمام بچه های اهل موسيقی(همه -متال باز-رپ-پاپ) پيشنهاد ميکنم حتما برن وبيوگرافی رو بخونن شايد نکته مهمی از اون بگيرن و به درک بيشتری از هنر برسن و شايدم موجب افتخار براشون باشه.
حامد   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۱

ليلی افشار (قسمت اول)

سلام. حالتون خوبه؟ با يه تغيير سبک جزئی چطوريد؟؟ دوست دارم يه چند خطی درباره خداترين کلاسيک کار ايران بنويسم. خوشم مياد ذهن اينکاره ها فقط جلب يه نفر می شه: لیلی افشار. دکتر افشار از ۹ سالگی بخاطر اينکه تو يه خانواده فرهيخته و هنرمند بدنيا اومده بود به آمريکا سفر می کنه تا گيتار کلاسيک رو درست حسابی ياد بگيره. اون تونست ظرف مدتی خودشو بين خانواده کلاسيک کارا جا کنه و طی مدت کوتاهی جزو بهترين ها و در همه محافل کلاسيک (تقريبا منهای ایــــــران و چند کشور عقب افتاده ديگه) شناخته بشه. در سال ۲۰۰۰ بعنوان بهترين کلاسيک کار زن دنيا خدايی خودشو ثابت می کنه و در ليست دوازدهمی کلاسيک کارهای جهان قرار می گيره که واقعا افتخار بزرگی برای کشور ماست. يادمه پارسال آخرای اسفند توی فرهنگسرای نياوران غوغايی کرد که کف همه از دم بريده بود. نميدوونم شما تاحالا قطعه Astarios رو گوش کرديد يا نه؟ لیلی تو کنسرتش به طرز وحشتناکی اونو اجرا کرد. من تا قبل از اينکه از نزديک اجرای زنده اين آهنگ رو ببينم فکر می کردم اين آهنگ دو تا نوازنده داره...ولی وقتی افشار جلوی چشم ۳۰۰ نفر اونو يه نفری اجرا کرد من به خدايی دو نفر پی بردم: يکی خود ليلی يکی هم John Williams چون اوون MP3 که من گوش کرده بودم مال ويليامز بود. خلاصه من اوون شب طرز تفکرم نسبت به ساز عوض شد. بعد از کنسرت هم يه عکس با ليلی افشار و يکی از دوستام انداختيم و اوون شبو تبديل به يکی از بياد مووندنی ترين شبای زندگيمون کرديم. قسمت دومشو ۲-۳ روز ديگه می نويسم حتما بخوونيدش.

نوشته شده توسط حمید
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ دی ،۱۳۸۱

نا بخشوده

سلام اول از همه کسانی که به اين موضوع جواب دادن تشکر ميکنم-
بعدشم من ميخواستم بگم دليل اين دو آهنگی که انتخاب کردم چيه.
اين دو آهنگ به نظر من از بهترين آهنگهای پر محتوا در دنيای موسيقی متاله -(محتوا=چيزی که کمتر تو کارای متال بهش توجه ميشه).
بچه ها اينجا نظرات مختلفی دادن اما همه نظرات با هم تفاوت داشت بعضی ها هم مطمئن هستم تا حالا به اين دو آهنگ فکر نکردند تا بتونن به دنبال مفهومش باشن حتی کسانی که سالهاست متاليکا گوش ميدن(اما مقصرم نيستن تو مطلب بعديم اينو بيشتر توضيح ميدم).
اماunforgiven معنای واقعا زيبايی داره=نابخشوده من اين اعتراف رو ميکنم من معنای زندگی و هدفم از زندگی رو تو اين آهنگ پيدا کردم .(ايمان عجيبی که به معنایunforgiven دارم).بخاطر همين اين دو آهنگو خيلی دوست دارم .
اما مطلب اصلی=به نظر من هر کسی اين دو آهنگو با توجه به شخصيت درونی خودش اون چيزی که حس کرده-توجه :حس کردن-فهميده و يه سری هايی هم هستن که خواستن از خود اعضای متاليکا مايه بزارن وبگن مفهومش اينه قابل توجه همه دوستان باشه که تا حالا متاليکا هيچ موقع هدفشو از يک آهنگ بيان نکرده اين نقد هايی است که سعی کردند معنای اون رو بدست بيارند مثلا آهنگTurn The page.King Nothing و... وبعضی از آهنگاشونم که معنای واضحی دارهFuel-One اما نکته مهم در اينه که نحوه بيان چتوريه .
مثلا در مورد آهنگone بقدری مصايب جنگ رو به زيبایی بيان کرده که برای همه قابل درکه.
و اينکه خصوصيت خوب يک گروه اينه ما ميتونيم مفاهيمشونو با خصوصياتی که در ذهن داريم و توجه به روحياتمون بدست بياريم نه اينکه ما خودمون رو با مفاهيم یک آهنگ تطبيق بديم (خودمون رو تو قالب یک آهنگ ببریم=البته از دید منفی - چون یه موقع هایی هم هست که کار درستیه )خصوصيت خوب متاليکا که باعث شهرتش شده در همين مورده.
(قابل ذکره که من فقط در مورد مفاهيم بحث ميکنم نه نوع موسيقی).
هر کسی برای خودش يه جوری آهنگو معنی ميکنه مثلاnothingelse metters که اصلا من موسيقی خودمو رو مديون اين آهنگ ميدونم اين آهنگ برای هر کسی تداعی کننده يه چيزه بعضی ها مفايم عاشقانه از اون برداشت ميکنن بعضی ها مفاهيم فلسفی و ...
و اين ما هستيم که بايد موسيقی رو تحت کنترل خودمون در بياريم نه موسيقی -متاسفانه خيلی از دوستان هستن که يه جورايی برای خودشون قيد و بند گذاشتن که مثلا من فقطheavy metal گوش ميدم بس اصلا نبايد دورو ور سبک ديگه ای بگردم و واقعا من اين سوال رو ميکنم چرا وقتمون رو با بعضی از کارهای کم ارزش هدر ميديم ؟-توجه کنيد به مطالب قبلی که تو وبلاگ هستش-
و اما اين متاليکاست که تونسته اينکارو بکونه اين متاليکاست که همه ميشناسنش همه بهش علاقه دارن
اين متاليکاست که تونسته مارو تسخير کنه به نظر شما آيا کسی پيدا ميشه که اهل موسيقی باشه و وقتیnothing else metters رو گوش کنه منقلب نشه؟
و در آخر نظر شخصیمو میخوام در مورد unforgiven بدم:
انسان به خاطر یک اشتباه کوچک از بهشت رانده شد بخاطر یک نافرمانی یک وسوسه واین کار ما انسانهارو از جایگاه اصلیش که بهشت بود راند بس همگی ما بخاطر این کاری که پدر و مادر اصلی ما(آدم و حوا)انجام دادند باعث شد که همگی به یک سرنوشت دچار شویم و اون نابخشوده بودن ماست-وقتی به دنیا میام از همون اول تو unforgiven هستی این تو هستی که بهخاطر یک هوس از محل اصلی خودت دور شدی (بهشت)حال چه باید کرد؟باعث شدیم از خدا کسی که آرامش بخش ما انسنهاست دور بشیم.(دلیل افسردگیهای انسان از این دنیا از چیزهایی که عشق اسم میزارن -متنفر شدن از همنوع دست به خشونت زدن-فریاد-خشم-وووووووو)حالا فقط باید انتخاب کنی.
خوب این بستگی به خودت داره باز میتونی نافرمانی کنی تن به هوس های خودت بدی یا سعی کنی مسیر صحیحتو انتخاب کنی .
اما باید توجه داشته باشی که زمانو از دست ندی چون شاید یه موقعی رسیدو تو فهمیدی کلید خوشبختیت همیشه باهات بوده اما چه سود!!!چون دیگه وقتی نداری.
.آخه میدونی همه ما پشت یک در ایستادیم که قفله میدونی که پشت اون در یه جایی هست که میشه خورشید(حقیقت محض : خدا)و دید میشه توش آرمش داشته باشی اما؟خوب بعضی ها فقط تقلا میکنن دست و پا میزنن تاهی درو بشکنن بعضی ها هم فراموش میکنن که تو چه جایی هستن چون محیطش - آدماش- چشمای اونو کور کردن .
و وقتی که میمیرن تازه چشماشون به حقیقت باز میشه .
پس این تو هستی این من هستم همه هستیم همه نابخشوده ایم راه رسیدن به خوشبختی آسونه وقتی که فهيدی اون کليد در درون خودته.

حامد
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ دی ،۱۳۸۱

قابل توجهMetallica باز ها

سلام
هر کی معنای آهنگ The Unforgiven , Unforgiven IIرو فهميده بياد مفهومشو بگه.
هر کی هم خواست نظر شو mail کنه من ميزارم تو وبلاگ.
لطفا بگین معنای این آهنگو چه جوری فهمیدید(خودتون معنی کردید یا جایی خوندید)
انتخاب این دو آهنگ دلیلی داره که بعد از جواب دوستان اونو میگم.   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۱

چی گوش کنيم؟

يه زمانی هر کسی ميخواست يه نصيحتی بکنه ميگفت تا ميتونيد کتاب بخونيد الان ميگن فقط مشهرترین و بهترین ها رو بخونيد(به دلیل افزایش ).
حالال هم در مورد موسيقی هم همينه مثلا ببينيد با چه سبکی حال ميکنيد سعی کنيد بهترينها رو گوش بديد سعی نکنيد هر چیزی گوش بدین .
الان جوری شده که به راحتی ميشه يه cd mp3 از هر گروهی گرفت بدشم وقتی ميخاين گوش بدين تا از يه آهنگی حال نکرديد سريع برين بعدی(يادم نميره اون زمان که هنوز آهنگ اينقدر زياد نبود با يه نوار کاست آدم چه حالی ميکرد همه آهنگاشو آدم ميخورد!!!)
الان فقط حدود ۱۰۰ تا mp3 cd دارم اما هنوز تو خماری اينم که مثل قديم حال کنم
آقا فکرشو بکنيد من الان فقط ۲۰-۳۰ گيگ آهنگ دارم توجه همه فول آلبوم:
metallica-death-ac dc-antrax-sepultura-soulfly-slayer-guns-gorefes-iced earth-joe -wasp -satriani-megadeath-nirvana-pantera-black sabbathو........................

خداييش همشونم کارشون بيسته
الان موندم برم چی گوش بدم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آذر ،۱۳۸۱

موسيقی هنر زندگی

سلام
بعضی اوقات که به وبلاگ برو بچه های عشق متال-رپ-پاپ و ... ميزنم ميبينم همه يه پا خودشونو end اون سبک ميدونن يا نظراتی ميدن که آدم نميدونه از کجا در آوردن يا همه فقط رفتن يه کتاب بررسی موسيقی متال:اديب وحدانی : رو خوندن بعدشم ميخوان هر چی بگن از اون مايه ميزارن!!!
من خودم هيچ ادعايی در مورد موسيقی ندارم و نميخوامم داشته باشم .

دليلشم اينه که به نظر من موسيقی يه هنر هنری که ميتونه هر شخصی رو با هر سن و روحيه
ارضا کنه .
چرا بعضی ها از موسيقی پاپ خوششون مياد بعضی ها با رپ و بعضی ها هم با متال؟
چرا؟
دليلش همون داشتن روحيه و احساسات مختلف يه زمانی من خودمن اين گروه های پاپ ومسخره ميکردم اما يه زمانی رسيد که فهميدم هدفم از اينکه اينقدر به موسيقی گرايش پيدا کردم اين نيست که با اون خودمو مطرح کنم يا بين بقيه همش پز اطلاعاتمو بدم.
فهميدم هدفم آرامش روح خودمه پاسخ به بعضی از هيجاناتم.

يه زمانی بود که به جايی رسيدم که فقطdeath metal /trash metal گوش ميدادم عشقم شده بودsepultura اما الان ديگه به راحتی ميگم ديگه حال نميکنم
مثل بعضی از اين متال بازا هم نيستم که تعصب داشته باشم که نبايد برم يه آهنگ مثلا پاپ يا حتی ايرانی گوش بدم-افت داره-نه من با هر چی که بهم حال بده ميخوام زندگی کنم حالا ميخواد هر چی باشه
يه حرف بسيار زيبا از :vangelis '
من از آدمهايی که از موسيقی فقط ايرادهای تکنيکی گرفتن رو بلدم بدم مياد
شنونده حقيقی کسی هست که با تمام وجودش-احساسش-يه آهنگ رو گوش ميده
این سخنی از خودم:

يک قطعه آهنگ مجموعی است از نت های در هم و بر هم اين ما هستم که با عشق اونو مرتب ميکنيم موسيقی زاييده بخش پنهان انسانهاست که در يک آن بهش وجود میبخشیم .

حامد   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آذر ،۱۳۸۱

Shape of my heart

سلام
بجه ها بايد يه چيزيو اعتراف کنم. سبک Adult Pop/Rock منو بزانو درآورد.
آهنگ Shape of my heart از کروه Sting که برای فيلم Professional ساخته شده, البته با همکاری Eric Clapton , بدون شک يکی از شاهکارهای صنعت موسيقی هستش.
فقط ميتوونم بگم اين آهنگ رو گوش کنيد.
اگه دوست دارین برید توی این سایت و دانلود کنیدش:
Shape Of My Heart
شعرشو براتوون مي نويسم.

SHAPE OF MY HEART


He deals the cards as a meditation
And those he plays never suspect
He doesn't play for the money he wins
He doesn't play for the respect
He deals the cards to find the answer
The sacred geometry of chance
The hidden law of probable outcome
The numbers lead a dance

I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that's not the shape of my heart

He may play the jack of diamonds
He may lay the queen of spades
He may conceal a king in his hand
While the memory of it fades

I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that's not the shape of my heart
That's not the shape, the shape of my heart

And if I told you that I loved you
You'd maybe think there's something wrong
I'm not a man of too many faces
The mask I wear is one
Those who speak know nothing
And find out to their cost
Like those who curse their luck in too many places
And those who smile are lost

I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that's not the shape of my heart
That's not the shape of my heart


حميد
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ آذر ،۱۳۸۱

يه مطلب علمی

سلام

دوست دارم يه مطلب علمی درباره موسيقی بگم.
هيچ می دونستيد سلامت انگشتهای دستتون با سيم گيتارتون رابطه مستقيم داره ؟
يکی از بچه ها تعريف می کرد ( گيتاريست خوبيه‌ ) که يه روز از انگشت درد, ديگه کارش به بيمارستانو اين حرفا می کشه. آ قای دکتر هم جوابش می کنه که اگه انگشتاتو دوست داری بي خيال گيتار شو. خلاصه اين رفيق ما از همه جا نا اميد ديگه گيتار نمی زنه.
يه روز تو چت با يگی از دوستهای گيتاريست خارجيش داشته حرف می زده مشکلشو ميگه. اون يارو هم قبلا اينجوری شده بوده. می ره پيش دکتر ولی دکترهای ما کجا دکترهای اونا کجا.
خلاصه دکتره بهش گفته که برو سيم گيتارتو عوض کن مثلا ۲ درجه نازکتر بنداز. رفيق ما تا اينو می شنوه می ره يه سيم برای Lead Guitar می خره. خودتون می دونين ديگه سيمهای Rhythm Guitar دو سه درجه کلفت ترن. سرتونو درد نيارم دستش از روز اول هم بهتر می شه.
ديدين عجب دکترهای بيسوادی داريم؟ البته تقصسر اونها ام نيست. آخه اين چيز ميزا تو فرهنگ ما نيست که مثلا بخان تو دانشگاه براش واحد بذارنو اين حرفا.
حميد

  

نویسنده : unforgiven ; ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ آذر ،۱۳۸۱

High Hops-The Division Bell 1994

سلام
امروز از اون روزای کف آلود بود
هر کی تا حالا اين آهنک پينک رو گوش نکرده زندگيش بر فناست
خداييش گيلمور تو اين آهنگ خدايی کرده
این متن رو من با توجه با حسی که بدست آورده بودم و با توجه به معنی کلی آهنگ نوشتم اصلان شایدم ربطی نداشته باشه.در هر صورت دلم خواست

در روی پلی ایستاده ام ـ به روبرو مینگرم دنیایی از رنگ و نور نمایان است به پشت سر مینگرم
شهریست ظلمانی تاریک - سیاه - سرد
به سردی دوستی های امروزی به سردی ارتباط ماشينی به سردی تو به سردی من
آه روياهايم را از دست دادم
نه آنها را از من گرفتند-به دست همين حيوانات انسان نما -نميدانم شايد توسط کسی مثل
خودم
شهر تاريکست-سرد است به سردی دلهای من و تو
چيزی باقی نمانده حتی دوست داشتن هم قراردادی شده
يادم رفت
روبروم يه شهری بود پر از روشنايی دوستياش پر از صميميت بود
آدم گرماشو از دور حس ميکرد
اما چی شد من هنوز اينجام؟
رو پل ايستادم يه صدايی مياد اين صدا خيلی آشناست
تمام جوونيم اين صدارو ميشنيدم اما حالا ديگه فهميدم چيه اما چرا ؟چرا الان؟
هميشه شهر آرزوهام جلو روم بود اما تو تاريکی نديدم
راستی اين آهنگ چی بود
ناقوس جدايی بين من و ...

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۱

JASON: I Would Have Rejoined 'tallica

سلام
چطورين بروبچه ها؟ خوبين؟...
آقا می گن Jason دوباره می خاد برگرده به Metallica. اينم از اون خبرهای داغ بودا...
حالا يه چيزی, اصلا بياين درباره جيسون صحبت کنيم.
اين بيسيست (Bassist) نسبتا خشن رو همتون ديدين. ديدين که چطوری با Fender فندره ۵ سيمش یه جمعیت رو به شور می یاره. ولی آیا شما تا حالا به نقشش تو متالیکا فکر کرده بودین؟ جیسون رو همه بعنوان یه بیسیست خوب قبول داریم. ولی بعنوان یه آهنگساز چطور؟
راستشو بخاین اصلا در حدی نیست که بخاهیم اونو تو این گروه قرار بدیم. برای این حرفم دلیل دارم. بیاین جیسون رو با بیسیست قدیمی و خدا بیامرز متالیکا مقایسه کنیم:
Cliff Burton بیسیست سالهای دور متالیکا, توی ۳ تا از آلبومهای گروهش نوازندگی کرد, که حدود ۲۶ تا آهگ می شه, از این ۲۶ تا آهنگ راحت می تونم بگم ۱۰ تاشو کارگردانی کرده, تازه یه Instrumental ساخته که هنوزم وقتی گوش می کنمش تنم می لرزه ( آهنگ Pulling Teeth از آلبوم Kill'em All ). حالا آماره جیسون: توی ۵ تا از آلبومها حضور داشته که حدود ۶۴ تا آهنگ می شه. بگم چنتاشو نوشته؟ فقط ۳ تاشونو. آخه می دونید بیسیستها ۲ دستن: یا خیلی خدان که نصف گروه رو اینا می چرخه, مثل Roger Waters, Steve Harris, Cliff Burton,Tom Araya یا خیلی کودنن مثل همین جیسون. جیسون وقتی از متالیکا اومد بیرون رفت تو یه گروه گمنام دیگه که اسمش Echo Brain هست, حالا حس آهنگ سازیش گل کرده ۳ تا آلبوم داده بیرون که ۷۰ درصدشو نوشته. تاحالا Echo Brain گوش کردین؟ اگه جوابتون نه هست؛ پیشنهاد می کنم از این به بعد هم گوش نکنید. اینقدر مزخرفه که دومی نداره. بگذریم بحثمون منحرف شد. حالا می خاد بیاد تو گروه قبلیش. بذار بیاد ببینیم چی کار می کنه. به هرحال مثل اینکه متالیکا داره از بلاتکلیفی در می آد.
اینم یه عکس از جیسون که داره با گروه جدیدش خدایی می کنه.

حمید
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٤:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آذر ،۱۳۸۱

Dear Waters Iran Loves You

سلام
دوست دارم درباره Pink Floyd و Roger Waters يه ذره حرف بزنم.
همه اونايی که پينک فلوید رو برای پرواز کردن تو يه عالم ديگه گوش ميدن يه نفر رو خوب می شناسن. آره, دارم درباره "راجر واترز" صحبت می کنم. نمی دونم چرا وقتی که پينک فلوید قديمی (قبل از سال ۸۴)‌ یا راجر واترز گوش می دم گذشت زمان رو متوجه نمی شم. باورم نمی شه منی که تا ۲ سال پیش از هرچی گروه بجز متال بدم میومد مخصوصا پینک, الان همین پینک یا بهتر بگم واترز جزو لاینفک زندگیم شده, یعنی طوری شده که اگه Nobody Home از آلبوم The wall رو یه روز گوش نکنم اون روزم به آخر نمی رسه.
الان می خام یه چیزی بگم ممکنه به برو بچه های Guitarist بر بخره. من صنف گیتاریستها رو خوب می شناسم, همشون یه جورائی مخلص David Gilmour هستند. من مهارت گیلمور رو انکار نمی کنم ولی نه من, که کل طرفدارهای واترز نمی تونیم قبول کنیم که گیلمور از آهنگهای واترز بزای کنسرتهاش استفاده کنه. اونهایی که پینک رو خوردن, خوب می فهمن که من چی می گم. بابا به خدا ۹۵٪ آهنگهای پینک رو واترز نوشته اونوقت وقتی که از گروه می ره آهنگهاشو تو پینک جا می ذاره.
سبک آهنگسازیه راجر واترز رو همه می شناسن چون همه آهنگهائی که تو یک آلبوم هستند مثل یک داستان زنجیره وار, به هم متصلن که این رمز موفقیت اونه. مثلا تو آلبوم The Wall گوشه هائی از زندگیه خودشو به نمایش می ذاره. من بعد از دیدن اون طرز تفکر و نگرشم به کلی عوض شده بطوریکه بیشتر مواظب آدمهای اطرافم هستم. آدم تو The Wall یه چیزی می بینه که تو خواب هم نمی تونه تصورشو بکنه. خیانت
خبانت کردن یه دختر بی ارزش به یه پسر. بگذریم نمی خام زیاد در بارش حرف بزنم.
تو کنسرت اخری که واترز توی Dubai گذاشت بچه ایرونی های پینک باز زیاد اومده بودن, مثل اینکه ۶۰٪ جمعیت از بچه های خودمون بودن که بعضی از اونائی که عشق واترز بودن روی یه پارچه, بزرگ نوشته بودن "Dear waters Iran Loves You " واترز عزیز ایران دوستت داره.

حمید
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آذر ،۱۳۸۱