يه سر به اين وبلاگ بزنيد و فقط گوش کنيد همين!

نه ديگر شعر مي خوانم ، نه ديگر شعر مي خواني

نه ديگر قدر مي دانم ، نه ديگر قدر مي داني

 

نه ديگر حرفي از مقصد ، نه عشقي واضح و مبهم

نگاهت خوب فهمانده كه تو ديگر نمي ماني

 .................

ادامش رو با دکلمش رو تو وبلاگ ساناز بخونيد!

 =============================================

سی دی قريه من فريدون فروغی رو ديدم! مزخرف بود( شرمنده)

واقعا هم سطح کار اين مرحوم رو پايين اورده بودند و هم يه جوری بت سازی واقعا؟؟؟

در هر حال هميشه از اين حرکات متنفر بودم

ملت مرده پرست - مرده دوست

امروز شهيار قنبری زندست و هيچ کس نه تقديری ازش ميکنه نه تشکری کسی که واقعا خيلی حالا مديون اشعارش هستند

مثلا فرهاد همه ميگن فرهاد - فرهاد -فرهاد

کسی نميگه اين فرهاد با شعرهای شهيار قنبری فرهاد شد ..

منظورم اين نيست که کار فرهاد رو پايين بيارم اما چرا تنها فقط يک نفر رو ميبينيم؟!

مريم هم وبلاگش رو بست !

يکی نيست بگه عزيز بعد از اين همه مدت چرا کم آوردی ؟

کلی به مريم ميخواستم بتوپم ديدم فايده نداره!

وبلاگ شهيار قنبری هميشه برای من تو گروه موسيقی نمونه بود

البته شرط ميبندم بر ميگرده ! مگه ميتونه! بعد از اين همه فعاليت !

مريم بابا بيخيال ! کی رو ميخوای امتحان کنی؟!

او کی ! کمی استراحت خوبه ! آزمايشم ديگه بسه !

اينقدر ملت رو سر کار گذاشتی ...اونم ديگه بسه!

شروع کن!

=================

باز این ترانه ها را عشق است

رخش سرخ باد پا را عشق است


عشق در گیر غروب درد است

باز هم طلوع ها را عشق است


آی از خانه ی زخم و گریه

غربت بغض گشا را عشق است


آی از آب و هوای بی عشق

بادبان ناخدا را عشق است


اهل بی مرزترین دریا باش

آی ، اهل همه جا را عشق است


از غزل باختگان می ترسم

شعر های بی هوا را عشق است


ای قشنگ ساز ها ، آواز ها

روز های بی عزا را عشق است ...

 

 

Lake 

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٢