High Hops-The Division Bell 1994

سلام
امروز از اون روزای کف آلود بود
هر کی تا حالا اين آهنک پينک رو گوش نکرده زندگيش بر فناست
خداييش گيلمور تو اين آهنگ خدايی کرده
این متن رو من با توجه با حسی که بدست آورده بودم و با توجه به معنی کلی آهنگ نوشتم اصلان شایدم ربطی نداشته باشه.در هر صورت دلم خواست

در روی پلی ایستاده ام ـ به روبرو مینگرم دنیایی از رنگ و نور نمایان است به پشت سر مینگرم
شهریست ظلمانی تاریک - سیاه - سرد
به سردی دوستی های امروزی به سردی ارتباط ماشينی به سردی تو به سردی من
آه روياهايم را از دست دادم
نه آنها را از من گرفتند-به دست همين حيوانات انسان نما -نميدانم شايد توسط کسی مثل
خودم
شهر تاريکست-سرد است به سردی دلهای من و تو
چيزی باقی نمانده حتی دوست داشتن هم قراردادی شده
يادم رفت
روبروم يه شهری بود پر از روشنايی دوستياش پر از صميميت بود
آدم گرماشو از دور حس ميکرد
اما چی شد من هنوز اينجام؟
رو پل ايستادم يه صدايی مياد اين صدا خيلی آشناست
تمام جوونيم اين صدارو ميشنيدم اما حالا ديگه فهميدم چيه اما چرا ؟چرا الان؟
هميشه شهر آرزوهام جلو روم بود اما تو تاريکی نديدم
راستی اين آهنگ چی بود
ناقوس جدايی بين من و ...

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸۱