سلام...

سياوش قميشی هم آلبوم جديدش رو داد .... خب که چی؟!!!

بعضی از ترانه واقعا ماندگار ميشن و بعضيا سريع فراموش ... اين آلبوم از جنس دوم ... نميدونم چون ديگه حالم از موسيقی پاپ ايران بهم ميخوره اونم اين آلبوم که همش شده کيبورد!!!

تنها با شهيار قنبری حال ميکنم و گيتار آرميک

ميگفتم = نقاب رو يادتون هست واقعا موندی شد ..يا همين بچه قرتی (شادمهر!!!) با اون شعر دزديش =خيالی نيست چقدر تو ذهن ها موند ....

اما حرف سر اين نقاب هاست الان ميخوان نقابهامو بشمارم:

۱=دانشگاه = شخصيت دانشجو حقوق صحبتها  ... رفتار ..حتی نوع پوشش بايد توی چارچوب مخصوص بخودش باشه نصفی از اين دوستان که منو ميشناسن مطمئن هستم من رو تو دانشگاه يه حامد ديگه ميبنند ...

يه شخص جدی + خشک ....البته برای غير نه با دوستان ....

۲=خونه = يه آدم شلخته + کتابها يه جا انباشته شده ... عصبی و حساس

البته اين عصبانيت همه جا داره دنبالم مياد حتما به وبلاگ سعيد يه سر بزنيد يه داستان جالب نوشته ....

سعيد هنوز دارم ميخ ميکوبم !!!!

۳=محيط بيرون = اگه دارم ميرم باشگاه يا يه جای معمولی .... خيلی بيخيال تیپ ميزم ...بعضی اوقات جوادی

وقتی با اشخاص خاصی بيرون ميرم موها بايد حتما ۲ ساعت تو نرم کننده بمونه و کلی ژل و....

۴= الان به اين نتيجه رسيدم بيکارم که دارم مينويسم !!!پس بيخيال

=======================================

اما واقعا هنوز موندم زندگی يعنی چی ....

بعضی ها زن دارن بچه دارن نميدونم... برا همين زندگی ميکنند .... اما من چی؟؟؟

عشق و حالم شده گيتار ... بعضی اوقات به حرف بقيه فکر ميکنم :

چه کار مسخره ای - حامد مطرب شدی - بابا پاشو پول در بيار - جای گرمو نرم نشستی برا من تز فيلسوفانه ميدی - هنری شدی - وای چه پسر گوگولی !!!!- خجالت بکش بزرگ شدی -۱۰۰۰ حرف ديگه اما خوب که چی ؟

 پول در بيارم که چی؟ ازدواج کنم !!!

اما خداييش الان اين همه دوندگی ميکنم تا ۱ ساعت با خيال راحت بشينم تمرين کنم ...

وقت کمه ...تو يجا خدا خسيس بازيش به اوج رسيد اون تو تقسيم بندی زمان به ۲۴ ساعت يکی نيست بگه بابا ۸ ساعتش رو که خوابيم ۲ ساعت رو داريم ميلومبونيم (غذا ميل فرموده) ۱ ساعت که (بی ادبيه!!!)۳ ساعتم که تو ترافيکی!!!بقيش رو بيخيال شک کردم که ۲۴ ساعت!!!!

در هر حال

از بچگی هميشه فکر ميکردم احساس طنز زيادی دارم ... يعنی ميتونم جای نبوی رو بگيرم!!!!

شب بخير ........

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ دی ،۱۳۸٢