سلام

مطلب اين بار حادث از يک کامنت گذاری بود بين من و يکی از دوستان مربوط به اثرات مخرب موسيقی راک که طی اون بنده يه سری مقالات رو با کمک اين عزيز در ای نمورد پيدا کردم..البته ميدون گوش شماها به اين حرفها بدهکار نيست..اينم بدونين که برا من هم مهم نيست که شما چه نظری دارين ... حتی ممکنه برای خودم هم قابل قبول نباشه در انتهای اين بحث چند بخشی تمامی منابع استفاده شده ذکر ميشه .

موسيقی راک : طرفدار و حامی شيطان

بر اساس کتابی با عنوان Emerging Generation نو جوانان ( اين مورد مخصوص جوامع غربی ميشه ) ميانگين ۶ ساعت در روز به موسيقی راک گوش ميدهند و بنوعی يک قسمت جدايی ناپذير از زندگی اين نوجوانان قرار ميگيرد .

اون ( موسيقی راک ) تبديل به معلمشون و هدايت کنده آنها ميشه بنوعی ميشه گقت :

نور هدايت کننده اين جوانان در زندگی

تعصب افراطی و کورکورانه =اين موسيقی مورد حمايت شديد و احساسات تند و غالبا بدون نقد پذيری انها ميشود : هيچ چيزی وجود نداره که بتونه اونها به اين شدت هيجان زده و سرخوش کنه و اونها نميتونن هيچ نظر مخالف يا غريبه ای رو و يا تفکری رو مخالف در موسيقی بپذيرند ( (The Closing of the American Mind, p.68)

موسيقی راک چيزی فراتر از موسيقی هست - اون زندگيه

ايندفعه ميخواهم شما رو به دنيای موسيقی راک ببرم شايد بجايی که با شوک اور ترين چيزهايی که تا حالا شنيده ايد رو برو شويد :

ستار معروف و همجنسباز David Bowie در مجله رولينگ استون (Feb. 12, 1976) با حرف خودش موجب حيرت و بهت دنيای موسيقی شد او اظهار داشت :

موسيقی راک هميشه و همواره چيزی نبوده جز موسيقی شيطانی DEVIL'S MUSIC ... من معتقدم راک اند رول خطرناک ...ما هميشه از وقوع چيزی خبر ميديم که تاربک تر از خودمونه بنوعی قاصد و جلودار تاريکی .... پيشقراولان شيطان....

و يه چيزی تاريک و شيطانی بصورت پنهانی هميشه در زير موسيقی راک وجود داشته

فرانک زاپا  با مباهات توضيح ميده :

من نماينده شيطان هستم ...ما پرستندگان مخصوص خودمون رو داريم که 'groupies.خوانده ميشوند ...همونطور که برای خدا قربانی ميکنند دخترها بدنهايشان رو در اختيار نوازندگان قرار ميدهند ...Peters Brothers, What About Christian Rock, p. 17)

و اما ستاره راک مریلين منسون Marilyn Manson با مباهات اين رو افتخار خودش ميدونه و ميگويد :

در آينده نزديک و اميدوار... اسم من بعنوان شخصی که پايانی برای مسيحيت به ارمغان آورد در خاطرها ثبت خواهم شد!!!!(Spin, August 1996, p. 34)

منسون = an ordained "reverend" in the Church of Satan(ببينيد ديگه اين بشر به کجاها که نرسيده!!!)

در کليسای شيطان پرستان و در بالای صحن خودش رو اخته کرد !!!1 Kings 18:28

و کتاب مقدس ( اجيل ) رو پاره کرده و به صورت حضرت مسيح تف کرد.........Marilyn Manson

در لباسهای منسون اين جملات نقش بسته شده ( که هوادارانش هم از همين محصولات استفاده ميکنند) =

پدر و مادرت رو بکش و من=شيطان

منسون اظهار داشته که آلبوم Antichrist Superstar به او الهام ( وحی ) شده است

"I heard this album as finished, I heard it in dreams . . . It was like the revelations of John the Baptist or something." (huH, Oct. 1996, p.34)

و آرزوی منسون از اثر اين آلبوم :

من به اين می انديشم که هر زمانی که مردم به اين آلبوم جديد گوش ميکنند خدا در فکر و ذهن آنها تخريب و از بين ميرود.." (huH, Oct. 1996, p.37)

حرکات توهين اميزش نسبت به مقدسات و کفر گويی تنها يک عمل ساده نيست و حتی اين مساله رو بهش اذعان نموده که تاثير تصوير و رسانه بيش از تاثيرساير چيزهاست :Marilyn Manson

من نميدونم که واقعا کسی کارهايی رو که انجام مديم ميفهمه يا نه ؟ اين کار ما تنها برای شوک دادن به اونها ...ويا اغوا کردن و مبهوت کردن اونها نيست ... ما با اين کار ابتدائا يه چيزی بهاز اونها می گيريم سپس پيامهامون رو به اونها منتقل ميکنيم

========

حامد : در روانشناسی هم اين موضوع يک امر ثابت شدست تخليه روانی و ذهنی شخص که ابتدا بايد ذهنيت فرد رو ذره ذره با اعمال مختلف بنوعی به سرحد گيج کنندگی برسوند بعدش تنها کاری که در انتها بکنين اينه که به مسيری که در نظر دارين اين فرد رو هدايت کنين.

=========

منسون حتی به اين موضوع هم اعتراف ميکنه که در بچگی هم ميل به شيطان در او وجود داشته :

مادرم در گذشته ( بچگی ) به من ميگفت که اگه در شب فحش يا نفرينی کنم شيطان هنگامی که در خواب هستم به سراغم مياد ....من جدا هيجان زده ميشدم چون واقعا دوست داشتم که شيطان به سراغم بياد!!!و ميخواستم .... ميخواتم...بيش از هر خواسته ديگه ای که داشتم.(Rolling Stone, January, 23, 1997 p.52

اين افکار حتی در ساير ستارگان موسيقی راک هم کاملا نمود داره

بون جووی :(Smash Hits magazine)

" . . . I'd kill my mother for rock and roll. I WOULD SELL MY SOUL."

کاری که بوون جوی ناتمومش گذاشت تامی سوليوان اون رو به به اتمام رسوند.....

تامی ..پسر بچهای ۱۴ ساله مثل ساير بچه ها در شبی (شنبه) گردن مادرش رو شکافت سپس چشمهای مادرش رو از حدقه در اورد ... و بعد مچ دستش رو بريد و در انتها گردنش رو شکافت ....با قدرتی که سر از تنش جدا شد .....

در تحقيقاتی که از پدرش به عمل آمد اينطور اظهار نمود که :

پسرش در طول هفته به يه موسيقی راک گوشی ميکرده که آهنگش اين بوده : "about blood and killing your mother

سايت هواداران شيطان

 

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٢