سلام...

آقا ما نه دعوايی با کسی داريم نه مشکل ...........

بعضی اوقات اين سو تفاهم ها کارو به  کجا ها که نميکشونه ....  من و رضا هم آشتی کرديم ... با هم نشستيم منطقی .. مثل ۲ تا آدم !!! صحبت کرديم .. ديديم اصلا موضوع اين بحث ها نبوده که کلی سرش بهم توپيديم!!!

همش سو تفاهم بود....

در هر حال داش رضا به دل نگير ... ما هم نميگيريم ... اگه توهينی شد شما ببخش ....

 

در هر حال  اگه حرفی زده شد کسی ناراحت شد بزاره به حساب من و اعصاب خوردم!!

شما جدا فکر کنيد با ۲۰۰ تا کاربر سر و کله زدن .... توانی رو برای آدم ميزاره

۲۰۰ تا سليقه مختلف !!!!!

 

 

اين هفته رو خودم تعطيل کردم

نه حال دانشگاه رو دارم نه استاد نه ....

اين رشته حقوق هم چيزی برای ما نداشت جز اينکه مثل سوهان بر  روح ما!!!

فقط تنها چيزی که ياد گرفتيم بحث کلامی !!!.... يکی از مواردی هم که منو آدم انعطاف پذيری کرده هم همين خصوصيا ت  خاص  اين رشته هست ..

...............

تعطيل = به همه گفتيم که ميخايم درس بخونيم ... درس چيه ؟؟؟؟؟؟؟

تعطيله که گيتار تمرين کنم !!!! آهنگ گوش بدم... کتاب بخونم ... زندگی کنم!!!

آقا فعلا تعطيليم ... عشقست چای خوردن + سيقار!!! = بام تهران

...فعلا

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٢