نقش موسيقی در مغز انسان

                                                                                        

سلام

خوب باز اومديم که بنويسيم ... چه کنيم به وبلاگنويسی معتاد شدم!!!خوب بعد از يه وقفه کوتاه...يه نگاهی که به گذشته انداختم ديدم بيشتر کسانی که اينجا ميومدن واقعا من و شرمنده کردن ... خوب عده ای هم بودن که مخالف بودن اما شايد به ۲-۳ نفر نميرسيدن!!!و غرض ورزی و دشمنی با انتقاد اصولی و مستدل خيلی تفاوت داره.

و باز هم موسيقی و باز هم هنر و اين = زندگی من!!!

خوب از اين ببعد سعی ميکنم بيشتر رو مطالب علمی و نقدهای تخصصی موسيقی + اخبار و ... استفاده کنم .. و در اکثر مواقع هم از منابع مختلف

در مورد موسيقی و سبکهای اون اظهار نظر زياده!!! و هر کسی خودش رو متخصص ميدونه اما من بعد ازا ين همه متوجه شدم در بعضی از سبکها اطلاعات ما تنها در حد محيط ترجمه ای خودمون ... مثلا موسيقی راک خوب بيشتر اطلاعات رو از ترجمه اين سايت و اون سايت بدست مياريم و کمتر کسی هم هست که به اين سبک اشراف کامل داشته باشه ... البته در ایران گروههای حرفهای خوبی پيدا ميشه مثل کهتمايان  و بنظر من کسی ميتونه تخصصی در اين مورد صحبت کنه که ۱= اصول بنيادی موسيقی ( سلفژ) رو گذرونده باشه ۲= به يک ساز تسلط کامل داشته باشه ۳=تجربه!! که در بين گروههای ايران اين مورد کم کم داره بيشتر نمايان ميشه

و چون موارد بالا رو ندارم!!!پس بحث تخصصی تعطيل ... و تنها اظهار نظر شخصی و احساسی!!! ميگم ( زنده باد متاليکا ... جواد يساری!!!) 

و اينکه اين وبلاگ يک وبلاگ عمومی!!!يعنی از هر سبکی و براساس عقيدم مطلب ميدم ...

اما بحث امروز : خيلی ها به موسيقی به ديده تفنن نگاه ميکن ... و شايد بنوعی پر کردن وقت اضافی !!! ... و بنوعی بيشتر به آهنگبازی روی ميارن ... البته تقصير کسی نيست... مشکل جای ديگست...و وقتی که صحبت ميشه يک موسيقی ميتونه چقدر روی روان و حتی جسم آدم تاثير بزاره به ديده ترديد و شک ! با اون برخورد ميکنن و حتی بعضيا خندشونم ميگيره!

George Frideric Handel

فعلا بخش اول : نقش موسيقی در مغز انسان

منبع : مجله تايم   - مترجم مهرک فيض ساکت 

دانشمندان دریافته اند که مغز انسان از پیش برای درک و یادگیری نواختن موسیقی، آمادگی یافته و در خلقت آن به این امر توجه شده است. به بیان دیگر، مغز انسان از همان لحظه شکل گیری، به نوعی خلق شده که جای خاصی برای فهم و یادگیری موسیقی در آن در نظر گرفته شده است.

آيا بخشی از بيولوژی هنر ناميده ميشود؟

اگر نگای به آزمايشگاه ساندراتری هوبز بيندازيد احتمال دارد آنرا بنوعی کلاسهای هنری برای نوزادان باهوش در نظر آوريد!

 نوزادان 6 تا 9 ماهه در حالیکه در آغوش والدینشان قرار دارند، زمانی که موسیقی از بلندگوها پخش میشود، مبهوت نگاه می کنند و همراه با تغيير گام و سرعت آهنگ  آثار تغییراتی هوشیارانه در چهره و حرکت نوزادان مشاهده می شود.

بدیهی است که دانشمندان دانشگاه تورنتو قصد آموزش نواختن پيانو يا يک قطعه موسيقی را ندارند  

برعکس خانم «هوبز» سعی دارد مشخص کند که از قبل ، موسیقی روی مغز انسان بارگذاری شده همانند کامپوتری که برنامه ويندوز آن از قبل بر روی آن نصب شده يا خير ؟

خانم هوبز انواع صداهای زير و بم - گام و سرعت - ملودی يا آهنگ را با فواصل متفاوت موسيقی برای نوزادان پخش کرد و دريافت نوزادان قادر هستند تغييرات را در هر سه مورد دنبال کرده و تشخيص دهند .به همين خاطر فرض شد که نوزادان با اجزای اوليه موسيقی آشنايی دارند .

اما شگفت آور این بود که زمانی که او قطعات هماهنگ و زیبا و در مقابل، قطعه ای فاقد هماهنگی و آزاردهنده را برای کشف سیستم شناسایی و درک موسیقی در مغز نوزادان پخش کرد، متوجه شد که نوزادان در برابر پخش قطعات زیبا و هماهنگ لبخند می زنند؛ بخصوص هنگام استفاده از فواصل چهارم مانند: CوF یا G-C نواخته ميشد احساس خوشايندی  به کودک دست ميداد

اما نوزادان بشدت از صداهای ناهماهنگ و آزاردهنده متنفر بوده و واکنشهای ناخوشایندی بروز می دادند. بخصوص زمانی که نت ها در فواصل شش پرده يا نيم که تيز و تند نواخته ميشوند و قطعه ای که بنام شيطان پخش ميشد احساس ناخوشايندی از خود بروز دادند .

 

و چند سوال : بنظر شما موسيقی چيه؟و چرا بهش گوش ميدين(تفنن و...) ؟ آيا تا حالا به اين فکر کردين که چه تاثيراتی ميتونه روی شما بگذاره ؟ اگر گذاشته چی بوده - مثبت - منفی

و تاثير گذار ترين قطعه موسيقی برای شما چه آهنگی  بوده ؟ و از چه کسی يا گروهی ....

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢