اخلاق در موسيقی (۳)

بعضی ها فقط چشمشون خواننده رو ميبينه - نميدونم - شهيار قنبری هم از اين مطلب گفت همه بهش توپيدن در صورتی که واقعیت رو گفت

- من همون طور که تو مبحث (بررسی موسیقی پاپ و موسیقی پاپ یا ترانه پاپ )قبلی گفتم من موسیقی رو به چند بخش تقسیم کردم

۱=موسیقی زمینه ۲= شعر ۳= صدا (خواننده ) تو اینجا همه فقط متاسفانه خواننده رو میبینن که با کمک موسیقی و شعر و با صدای خودش احساس رو به شنونده منتقل میکنه تو ایرانم همه بیشتر حسی کار میکنن بقول چکناواریان:

الان موسيقي علمي و صرفا تكنيكي يا كامپيوتري در غرب رواج دارد اما مردم شرق به دليل احساس شرقي خود، رابطه‌اي با اين موسيقي پيدا نمي‌كنند در حالي كه از آثار با ملودي و سازبندي مناسب با احساس خود استقبال مي‌كنند. لذا در اجراهاي شرقي بايد تلاش كرد كه در موسيقي احساس انعكاس داشته باشد نه اين كه فقط مبتني بر علم باشد

بعد بدليل اين حسی بودن گاهی اوقات همه اجزای ديگرو فراموش ميکنن اصلا کسی نميدونه شاعر کی بوده يا آهنگسازش کی هست .

تو بيشتر آهنگهای ايرانی وضع به اين فجيعيه يعنی يه ترانه با ريتم ۸/۶ رو هم سوار ميکنن ميدن به خورد مرد به اسم موسيقی پاپ و عامه پسند بعد آخه همچین کسی رو میشه هنر مند بهش گفت


اصلا رسالت هنر چیه و همچنین یک هنر مند چه خصوصیتی داره ؟

نمیشه که هر کسی که مثلا به یه ساز آشناست و صدا هم داره هنر مند شناختش اصلا این میتونه معیار خوبی باشه؟

اما خوب تو اينا کارای قابل قبولی هم پيدا ميشه آثار فريدون فروغی - فرهاد - هایده-شهيار قنبری - گوگوش -سياوش قميشی و ... و ترانه سرايانی چون جنتی عطايی و شهيار قنبری و... و آهنگسازانی مانند بيات و واروژان و ...(البته بعنوان مثال پس گير ندين ).


خوب الان ميگين اينا به اخلاق چه ربطی داره ؟ خوانند های بالا چرا ماندگار شدن چرا؟

خوب اگه اينا هم ميخواستن مثل بقیه بيان آهنگای ۸/۶ که فقط قر داره بخونن آهنگهايی که فقط بدرد عروسی ميخورن نه چيزه ديگه نه به شما چيزی اضافه ميکنن تازه هيچ پيامی هم ندارن اسمشون ماندنی میشد حداقل به بعضی از مسایل پایبند بودند .

و تو ايرانم نصفيها فقط بدنبال پول هستند بنظر من کسی که برای پول کاری رو انجام ميده اصلا نميشه بهش لفظ هنرمند و اطلاق داد چون هنر مند کسيه که در هنر و کارش بدنبال خلق اثر هنری و همواره هنرمندان اصيل در هنر بفکر ماديات نبودن و هدف های اخلاقی براشون مهمتر بود.

نمونه کامل بی محتوايی و ضد ارزش بودن يک ترانه رو در ايران در کاست نازی جون ميبيد کاری که فقط هدف مادی ملاک بود همين و بس اوج ابتذال و يا در صدا و سيما از کسانی بعنوان هنرمند استفاده ميکنن
مثل بردران خواجه نوری که واقعا بايد تاسف خورد در مقابل اشخاصی مانند استادان لطفی و تجويدی و مرحوم خليل عالی نژاد و... اجازه دادن ک ه لفظ هنرمند رو يدک بکشن حالا شما ميگين اينا فقط سنتی هستند تو خود سبک فلامنکو که اينا نماينده سبک فلامنکو ايران خودشئونو ميدونن استادان بنامی وجود دارن که کسی حتی اسمشو نو نميدونن
( برای اطلاعات بيشتر به سايت ايران فلامنکو مراجعه کنيد )البته مادیات مهم اما در درجه دوم در درجه اول یه شخص باید از روی عشق و علاقش بکار بپردازه نه مادیات.

و بحال وضعیت موسیقی و هنری و هنرمند این مملکت باید سوخت که چنین اشخاصی که هیچ صلاحیتی ندارند فکر و اندیشه مردم رو به بازی گرفته اند.

و یه مثال دیگه نمیخواستم اینو بگم در مطلب قبلیم ۲ تا عکس گذاشته بودم و بیدلیل نبود و برای شناخت هنر وهنرمند نمونه واضح و کامل اون میشه از موسیقی اصیل ایرانیو هنرمندانی مانند استار لطفی - صبا - ملک و... رو نامید


موسیقی ایرانی موسیقی که با فلسفه آمیخته شده موسیقی که اخلاق رکن اصلی اون رو تشکیل میده و بقول معروف موسیقی که روح انسان رو پرورش میده تمام ارکان موسیقی و... همه سعی د ر بوجود آوردن اثری ماندگار هست .

من همیشه تاسف میخورم به حال خودمون که خیلی وقته از خودمون و فرهنگمون دور شدیم اینقدر دور که باهاش بیگانه شدیم .

معنی اصیل موسیقی و هنر و هنر مند رو در این موسیقی میشه پیدا کرد

حالا جوری شده که نمیدونم به چه جراتی بر سر اینکه اشخاصی مثل ( اسم نمیبرم = نمیخام توهین بشه ) دعواست بر سر هنری که هیچ بوی از اون نبردن

هنر همیشه در جهت تعالی روح انسان و بشریت و هدفش همیشه همین بوده

و هنر تنها در موسیقی ختم نمیشه در تمامی شاخه های هنر میشه این تعالی رو دید .


اما همیشه انگ ابتذال به سوی موسیقی پاپ در ایران بوده چرا؟

در در سبک پاپ هم باید همین وضعیت باشه خوب خواننده ای که رسالت هنری رو درک کردهاست هميشه ماندنی ميشه شما آثار سياوش قمشی رو توجه کنيد اکثر آثار دارای کيفيت بالا هم از لحاظ آهنگسازی و هم از لحاظ ترانه و صدا خوب وسواس ايشون برای انتخاب موضوعاتشون واقعا قابل تقدير و هدف هنرشونو انتخاب کردن .

مطلب بعدی اینکه من میتونم صدای خوبی داشته باشم و قیافه خوبی اما از لحاظ اخلاقی آدم فاسدی باشم ( لطفل لطفا اخلاق مطلق هست نه نسبی ) اما میام یه شعر رو با آهنگسازی فوق العاده میخونم = خوب تو ایران فردا به ایشون هنرمند والا و ... ام میبرند!!!!!

متاسفانه همیشه همه برای اینکه این موضوع رو ماست مالی کنن میگن هدف انتقال پیام و محتواست اما یه موضوع هم مطرح یکی از شخصیتهایی که در یک جوان الگو قرار میگیره همین اشخاص هستند - بعضیا میگن این معضل اجتماعیه و ربطی نداره

اما بنظر من کسی که اسم هنرمند رو میخاد یدک بکشه باید خودش از همه وجه وجهه خوبی داشته باشه

کسی که میاد از عشق و پاکی صحبت میکنه اما درکی از این مسایل نداره اجازه نداره با این مفاهیم بازی کنه(توضیح در مطلب بعدی )

یه مثال میزنم و فعلا این بحث رو تا اینجا میذارم البته ادامه داره !!!

شاملو شاعر خوبی بود همه هم اینو میدونن یعنی شعر گو بود

یه زمانی تو یه مهمونی وقتی داشت غذا میخورد گفت من میتونم در موقعی که سیر هم هستم یه شعر سوزناک و تلخ از گرسنگی بگم

زمان گذشت و گذشت و یه روز بار دیگه شاملو گفت هنرمند ( توجه کنید وقتی از لفظ هنرمند استفاده کرد ) واقعی باید احساست واقعی باشه اگه من سیر هستم حق اینو ندارم که شعری در مورد گرسنگی بگم یک هنرمند حق چنین کاری رو نداره .

در بحث بعدی بیشتر رو موسیقی غرب تکیه دارم:فعلا



========================================================
خبر

يه همايش در مورد موسيقی در مانی در فرهنگسرای نياوران به مدت ۲ روز قراره انجام بشه روز همايش هم ۸و۹خرداد همايش مفيدی به همراه اجرای قطعات کلاسيک و سنتی

اساتيد معروف ايران هم در اينجا شرکت ميکنن و قطعاتی هم از جمله استاد خودم در گيتار کلاسيک و استاد فرزاد دانشمند و استاد و لطفی و...

در هر صورت موقعیت خوبیه از دست ندین
=======================================================   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ خرداد ،۱۳۸٢