سلام... ما هم گير داديم به متاليکا!!!

البته کسی در متاليکا باز بودن بنده... يا بحرفی ديگر جواديکا بودن بنده شکی نداره !!!

آقا ما ناتينگ باز هم هستيم!!!

 

          

از چپ به راست نميدونم راست بچپ:

جيسون مرحوم!!! يا از گروه رانده شده... نابخشوده

لارس.. ايشون يکی از طرفداران جمع کردم مجلات و فيلمهای پورنو هستن

جيمز ... که من بدليل علاقه زياد حرفی نميزنم

کرک ... قيافه بد فرمی داره ... بقول خودم مثل جن زده هاست!!!

و مهم تر  از همه

گاهی اوقات جواد يساری هم گوش ميدم....

فارغ از بحث های اضافی نظرم رو در مورد آلبوم جديدش و خود گروه رو بعدا مينويسم البته قصد نداشتم مطلب بدم.. اما ديدم نميشه!!!

در مورد اينکه چرا جيسون از گروه رفت:

خودش تو مصاحبش دلايل شخصی و جسمی رو مطرح کرده و بخاطر سلامتيش!!!( مثل اينکه اين لارس بچه شلوغی بوده اعصاب جيسون رو خورد کرده!)

                                     

اول که به گروه Echobrain رفت که من همون اول کلی فحش بهش دادم.....

بعد  Voivod   البته قبل از اينکه به گروه اوزی بزرگ بپيونده  من زياد با اين مردک حال نميکنم اما صداش جالبه!!!

 

البته از وقتی از بلاک سباط - سبد !!! سباث - سوباسا نميدونم رفت اين گروه خدا تر شد

آلبوم بهشت و جهنم اين گروه خداست... ( اين نظر شخصی منه شايد شما نظر ديگه ای داشته باشين !!!)

ميگفتيم اين بابا جيسون وقتی حالشو برو بچ متاليکا ميگيرن مياد بيرون کلی شاخ بازی در مياره ولی خداييش يه موضوعی هست شما اگه به کارهايی که کليف انجام داده نگاه بندازين اون زمان کليف مرحوم کلی آهنگ ساخته بود چون بنوعی رهبر گروه بود اما به اين جيسون فلک زده اجازه خودنمايی ندادند!!!

به هر حال گفته که من تو متاليکا فقط برای انجام وظيفه گيتار ميزدم و ... خسته کننده شده بود و مغزم پکيده بود

الان اومدم پيش اوزی کلی اين رو به اون رو شدن متاليکا  قطعات خسته کنندش کجا و قطعات اين گروه کجا .. نواختن گيتار در اين گروه چيزيه که من نميتونم باور کنم... الان يه جوری رو هوا دارم راه ميرم!!!

البته واقعيت هم اينه که حرف اول و آخر رو تو متاليکا جيمز و لارس ميزنن بقيه... هيچی!!!

=================

اما چرا اين کار آخر متاليکا ( که بنظر من تر بزرگی بود = گير الکی ندين نظر شخصيم رو گفتم ) سولو - سلو - سلولز!!! نداره ... لارس اومده حرف جالبی زده :

گفتم تو اين آلبوم بر خلاف آلبومهای ديگه که کرک رو آدم حساب نميکرديم اينبار در جريان نوشتن قطعات کرک يکی از پای ثابت قطعات بوده!!!بر خلاف قبل که بعد از اينکه من و جيمز کارا رو انجام ميداديم بعدزنگ ميزديم  .. کرک بدو بيا نوبت توست  کرک ميومد سولو ميزد ايندفعه در تمام زمان رکورد اين آلبوم کرک حضور داشت

===: اينم حرفيه حضور داشت که داشت بابا مگه ميشه آهنگ سولو نداشته باشه !!! يه دفعه برين رپ متال کار کنين که سولو هم نخاين!!! البته با اين تور جديدشون هيچ بعيد نيست

البته در مورد حضور کرک شک نکنيد احتمالا او ن اطراف داشته برا خودش کاری دست و پا ميکرده!!!

باز لارس ميگه :

شما در کارها متیونيد حضور کرک رو بفهيد... اگه شما به سمت چپ برگرديد جيمز رو ميبينيد و طرف راست هم کرک

===: وسط رو نگاه کنيد من رو ميبينيد...

===: بد بخت اين باسيييت ... بيسيست!!! جديدشون !!! ميترسم به سرنوشت جيسون دچار شه!

اما قضيه اينجاش جالبه :

لارس اقرار ميکنه که برای اين آلبوم و حدود نصف قطعات خود کرک سولو زده و رکورد هم شده اما گروه!!!

                                           

( چه گروهی بابا ... جيمز و لارس) جميعا!!!! به اين نظر رسيدند که آهنگها بدون سولو بهتره ( خوره بازی تا چه حد )

باز اومده گفته شايد يه روزی :

so maybe one day I'll do the Kirk Hammett Guitar Solo Outtake St. Anger album."

اينم منبعش

سری هم به اين سايت بزنين کلی کلیپ تصويری داره!!

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ شهریور ،۱۳۸٢

 

   

 

سلام....

چی بنويسم...

نميدونم ... حال ندارم يه مشت مزخرف بنويسم .. حتی از موسيقی

شب ... شب ...

سکوت ... سکوت ..

 آرامشی که غرق دود....

بويی که تو اتاق پيچيده

آرامش

دود

بدون ترس از ....

امروز رفيقم جمله ای رو خوند

کدوم خدای نفرين شده ای بود که زن رو خلق کرد ... يه شعر از شاعر آشفته روشی - کلی حال کردم .. يکی هم تو روسيه مثل ما خل و ديوونه بوده

به خانوما بر نخوره!!!!

الان دارم به کارای مديريتی ميرسم.... حالم از هر چی وبلاگ بهم ميخوره.... يه زمانی وبلاگ برا من خيلی قشنگ تر از اين حرفا بود

الان شدم عين گور کن ... هر چند بار مرگ يکی از اين وبلاگ ها رو ميبينم

مثل مرگ آدما ...سريع ميان ميرن .. .بدون هيچ اثری ... بدون هيچ فايده...

بنظر من آدما همه مغرورن.....يعنی من تو رو ميخواهم فقط برای خودم!!!

خودم... مال من باشی .... آرامش بدی ...

حالم از اين آرامش بهم خورده .. نميخام!!!!!!!!!!!

و باز هم سکوت... کسی نيست جواب من و بده ... بچه همه خوابيد... خوش بحالتون

به!... قرار بود مزخرف ننويسم!!!

اصولا ذات آدم- اون کاری رو که ميگه هيچ موقع انجام نميده!!!

شب خوش

شب بخير لورا!!!

شب بخير حامد

راستی  ستاره های آسمون کجا رفتم ... شما ميدونين؟

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٢

 

خبری که خيلی ها نخوندن !!!

جيمی هندريکس 'خدای گيتار راك' لقب گرفت
 

                       
 

در فهرستی از بهترين نوازندگان گيتار در جهان که از سوی مجله "رولينگ استون" تهيه شده است، جيمی هندريکس به عنوان برترين نوازنده گيتار در تاريخ موسيقی راک برگزيده شد.
 
هندريکس پيش از مرگ با سبک زنده و متنوع خود، عالم گيتار برقی و راک را منقلب کرد.

اين نوازنده پرآوازه ، که در سال 1970 درگذشت، در هنگام مرگ فقط 27 سال داشت.

او برای کسب رتبه اول در فهرست رولينگ استون از "دوان الن" از گروه "الن برادرز" پيشی گرفت.

بی بی کينگ، يکی از نوازندگان مورد ستايش هندريکس، در رده سوم قرار گرفت و اريک کلپتون چهارم شد.
                            

پيتر تانزند، از گروه "هو" (The Who) که خود در رده پنجاهم ايستاد در نشريه رولينگ استون نوشت که هندريکس "به گيتار برقی چهره ای زيبا داد."

وی نوشت يکی از برنامه های هندريکس "چنان قدرتمند و ژرف" بود که او ناخودآگاه متوجه شد دست اريک کلپتون را می فشارد.

مجله رولينگ استون در ادامه می نويسد آقای کينگ،77ساله،
 
 
                        
 
 در اين فهرست جای گرفت چون " مهارت او در به لرزه درآوردن سيم های گيتار به گونه ای بود که باعث می شد لوسيل، گيتار معروفش، مانند يک زن گريه کند."

رابرت جانسون، که در سال 1938 در سن 27 سالگی درگذشت درجای پنجم قرار گرفت. وی يکی از پرنفوذترين نوازندگان سبک بلوز محسوب می شود.

جيمی پيج از گروه "لد زپلين"، کيت ريچاردز از گروه "رولينگ استون"، چاک بری، استيوی ری ووفن و رای کوودر هم جز ده نفر اول اين فهرست قرار گرفتند
 
بنقل از سايت ايران فلامنکو.
 
 
 
اينم آدرس سايت هندريکس :www.jimi-hendrix.com
 
اين يکی فتو گالری هنريکس :
 
 
 
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٢

 

سکوت... سکوت ... بعضی موقع ننوشتن بهتره

==============================================

يه حادثه ... به وبلاگی سر زدم که نويسندش سرطان داشت ... الانم فوت کرده... بهمين سادگی ..................................................................................................

==============================================

 

 عشق اما پيداست

 شهيار قنبري




سازهاي غربت ، سازهاي ناكوك
شعر، بادامي تلخ ، سوگوارِ دلپوك
برگها زردِ زرد ، وقتي هوا نيست
بوسه سردِ سرد ، صدا صدا نيست
زخم هم چه بيهوش ، هيچ كس با ما نيست
شب چنان تيره ، كه شب پيدا نيست
شب هم پيدا نيست،...
شب هم پيدا نيست....
عشق اما پيداست
عشق اما پيداست
حرف حرفِ فرداست
كارِ بچه هاست
طاق ها بي كاشي ، راه ها مثل هم
حرف ها شاعر كش ، بغض ها بي شبنم
دست ها افتاده ، سرها خميده
چشم ها خشكيده، عطرها پريده
ماه هم دورِ دور ، آه اما نزديك
روز هم بي روزن ، سرد ، سرد و تاريك
چه سرد و تاريك، چه سرد و تاريك
عشق اما پيداست
عشق اما پيداست
حرف حرفِ فرداست
كارِ بچه هاست
دستِ نقاش از همه تنها تر ، پرده ها را شسته زيرِ باران
آخرين شاعر پريد و دود شد ، شعرش از هر دشنه اي آويزان
شاپرك افتاده در جوهردان ، ياسِ بي سر، وقفِ مرهم گاه
اي يقين سبز مثلِ معجزه ، سايه ي آمدنِ تو در راه
روز بايد باشد ، عشق اما پيداست ....

امشب شب شهيار.....

کسی که عشق رو برام معنی کرد

                           

سری هم به اين وبلاگ بزنيد

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٢

بی عنوان!!!

۱=بهترين راه برای پيروزی در بحث : خودداری از وارد شدن به بحث است

 

۲=به محض شروع بحث نظر طرف مقابل را بپذير

 

 ۳= دو نفر که بحث ميکنند مانند دو خط موازيند که هيچ وقت بهم نميرسند

 

۴=در هر موضوعی که اطلاعات شما کافی است و زياد ميدانيد سعی نکنيد علم خود را به رخ ديگری بکشيد که : تو نميدانی > من ميدانم ... موفق باشی

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢

نقش موسيقی در مغز انسان

                                                                                        

سلام

خوب باز اومديم که بنويسيم ... چه کنيم به وبلاگنويسی معتاد شدم!!!خوب بعد از يه وقفه کوتاه...يه نگاهی که به گذشته انداختم ديدم بيشتر کسانی که اينجا ميومدن واقعا من و شرمنده کردن ... خوب عده ای هم بودن که مخالف بودن اما شايد به ۲-۳ نفر نميرسيدن!!!و غرض ورزی و دشمنی با انتقاد اصولی و مستدل خيلی تفاوت داره.

و باز هم موسيقی و باز هم هنر و اين = زندگی من!!!

خوب از اين ببعد سعی ميکنم بيشتر رو مطالب علمی و نقدهای تخصصی موسيقی + اخبار و ... استفاده کنم .. و در اکثر مواقع هم از منابع مختلف

در مورد موسيقی و سبکهای اون اظهار نظر زياده!!! و هر کسی خودش رو متخصص ميدونه اما من بعد ازا ين همه متوجه شدم در بعضی از سبکها اطلاعات ما تنها در حد محيط ترجمه ای خودمون ... مثلا موسيقی راک خوب بيشتر اطلاعات رو از ترجمه اين سايت و اون سايت بدست مياريم و کمتر کسی هم هست که به اين سبک اشراف کامل داشته باشه ... البته در ایران گروههای حرفهای خوبی پيدا ميشه مثل کهتمايان  و بنظر من کسی ميتونه تخصصی در اين مورد صحبت کنه که ۱= اصول بنيادی موسيقی ( سلفژ) رو گذرونده باشه ۲= به يک ساز تسلط کامل داشته باشه ۳=تجربه!! که در بين گروههای ايران اين مورد کم کم داره بيشتر نمايان ميشه

و چون موارد بالا رو ندارم!!!پس بحث تخصصی تعطيل ... و تنها اظهار نظر شخصی و احساسی!!! ميگم ( زنده باد متاليکا ... جواد يساری!!!) 

و اينکه اين وبلاگ يک وبلاگ عمومی!!!يعنی از هر سبکی و براساس عقيدم مطلب ميدم ...

اما بحث امروز : خيلی ها به موسيقی به ديده تفنن نگاه ميکن ... و شايد بنوعی پر کردن وقت اضافی !!! ... و بنوعی بيشتر به آهنگبازی روی ميارن ... البته تقصير کسی نيست... مشکل جای ديگست...و وقتی که صحبت ميشه يک موسيقی ميتونه چقدر روی روان و حتی جسم آدم تاثير بزاره به ديده ترديد و شک ! با اون برخورد ميکنن و حتی بعضيا خندشونم ميگيره!

George Frideric Handel

فعلا بخش اول : نقش موسيقی در مغز انسان

منبع : مجله تايم   - مترجم مهرک فيض ساکت 

دانشمندان دریافته اند که مغز انسان از پیش برای درک و یادگیری نواختن موسیقی، آمادگی یافته و در خلقت آن به این امر توجه شده است. به بیان دیگر، مغز انسان از همان لحظه شکل گیری، به نوعی خلق شده که جای خاصی برای فهم و یادگیری موسیقی در آن در نظر گرفته شده است.

آيا بخشی از بيولوژی هنر ناميده ميشود؟

اگر نگای به آزمايشگاه ساندراتری هوبز بيندازيد احتمال دارد آنرا بنوعی کلاسهای هنری برای نوزادان باهوش در نظر آوريد!

 نوزادان 6 تا 9 ماهه در حالیکه در آغوش والدینشان قرار دارند، زمانی که موسیقی از بلندگوها پخش میشود، مبهوت نگاه می کنند و همراه با تغيير گام و سرعت آهنگ  آثار تغییراتی هوشیارانه در چهره و حرکت نوزادان مشاهده می شود.

بدیهی است که دانشمندان دانشگاه تورنتو قصد آموزش نواختن پيانو يا يک قطعه موسيقی را ندارند  

برعکس خانم «هوبز» سعی دارد مشخص کند که از قبل ، موسیقی روی مغز انسان بارگذاری شده همانند کامپوتری که برنامه ويندوز آن از قبل بر روی آن نصب شده يا خير ؟

خانم هوبز انواع صداهای زير و بم - گام و سرعت - ملودی يا آهنگ را با فواصل متفاوت موسيقی برای نوزادان پخش کرد و دريافت نوزادان قادر هستند تغييرات را در هر سه مورد دنبال کرده و تشخيص دهند .به همين خاطر فرض شد که نوزادان با اجزای اوليه موسيقی آشنايی دارند .

اما شگفت آور این بود که زمانی که او قطعات هماهنگ و زیبا و در مقابل، قطعه ای فاقد هماهنگی و آزاردهنده را برای کشف سیستم شناسایی و درک موسیقی در مغز نوزادان پخش کرد، متوجه شد که نوزادان در برابر پخش قطعات زیبا و هماهنگ لبخند می زنند؛ بخصوص هنگام استفاده از فواصل چهارم مانند: CوF یا G-C نواخته ميشد احساس خوشايندی  به کودک دست ميداد

اما نوزادان بشدت از صداهای ناهماهنگ و آزاردهنده متنفر بوده و واکنشهای ناخوشایندی بروز می دادند. بخصوص زمانی که نت ها در فواصل شش پرده يا نيم که تيز و تند نواخته ميشوند و قطعه ای که بنام شيطان پخش ميشد احساس ناخوشايندی از خود بروز دادند .

 

و چند سوال : بنظر شما موسيقی چيه؟و چرا بهش گوش ميدين(تفنن و...) ؟ آيا تا حالا به اين فکر کردين که چه تاثيراتی ميتونه روی شما بگذاره ؟ اگر گذاشته چی بوده - مثبت - منفی

و تاثير گذار ترين قطعه موسيقی برای شما چه آهنگی  بوده ؟ و از چه کسی يا گروهی ....

  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ شهریور ،۱۳۸٢