تو غم اين دل تنگ و نميدونی



سلام يه سری آهنگ ار ترانه های ۳۰ سال پبش خواننده عزيز و محبوبم سياوش قميشی بدستم رسيد که واقعا فوق العاده بود با اينکه کيفيت پايينی داشت اما بسيار زيبا بود و آرزو ميکن که اين کاراش رو هم اجرای جديد بکنه چون محشره اگه ميشد حتما يه جوری ميذاشتم دانلود کنيد شرمنده.


تو غم اين دل تنگ و نميدونی

قصه این خسته رنگ و نميدونی

تو پر از رهايی فکرهای آبی

تو گرفتاری سنگ و نميدونی

نميدونی چه غم تلخیه موندن


موندن و درا رو به روی خود بستن


رفتن از ياد غمت مثل يه قصه

تا فراموشی به مرگ خود نشستن


غم رو قلب خسته من خزه بسته

طاقتم مثل دلم در هم شکسته

دوست دارم جاری بشم

مثل ...

نميتونم خسته ام خسته خسته

کاش منو یه جوری از من میگرفتی

کاش منو بدست موجا ميسپردی

من تو اين دلخستگیها دارم میپوسم

ولی این خسته رو میبردی

نميدونی چه سختيه موندن

موندن و به روی خود درا رو بستن
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ خرداد ،۱۳۸٢

براستي موسيقي چيست؟

سلام

خوب همچنان از بحث اخلاق در موسيقی و... دست برنداشتم خوب نظرات جالبه اما هنوز هم اينو ميگم:

هنر چيزی نيست جز زاييده احساس انسان که در جهت تعالی روح انسان به سمت کمال در حال حرکت و اين مسير هيچموقع و با هيچ تفسيری قابل تنزل نيست


اين مطلب از جناب آقای نريمان روحی هست که چندی پيش د وبلاگ يکی از دوستان گذاشته شد وبلاگی که خيلی زود هم کارشو تمام کرد.

براستي موسيقي چيست؟ چگونه تعريف مي‌شود؟ آيا واقعا موسيقي ملودي تكنواخت و نواي سازهاي مختلف است، كه طنيني به صداي خواننده بدهد و دنگ و دونگي باشد براي پوشاندن صداي ناهنجارش؟

ولي نه، موسيقي فراتر از تعريف در الفاظ است و شگفتي آن نيز در همين است. موسيقي جبران ناكامي‌هاي زبان است و شيوه‌اي براي بيان احساسات ناملموس. احساساتي كه نمي‌دانيم چه هستند... آنجا كه زبان از گفتن باز مي‌ماند، موسيقي مأمني مي‌شود براي روح، و زباني مي‌شود براي بيان احساسات و ناگفته‌هاي ناشناخته...

موسيقي هرچه هست، سرچشمه‌اي از درون انسان دارد و مخلوقي است كه «از روح آدمي جان گرفته و به روح آدمي جان مي‌دهد» موسيقي، طنين از دل برآمده‌اي است كه لاجرم بر دل مي‌نشيند. ولي از چه دلي برآمده و بر چه دلي مي‌نشيند؟

روح پويا و احساسات متغير كه ارتباطي مستقيم با شرايط سني، حوادث گوناگون و ... دارد چه مي‌گويد و چه مي‌خواهد؟ شايد نداند «چه مي‌خواهد» ولي آنچه را كه مي‌خواهد مي‌شناسد. در هر لحظه به موسيقي گوش مي‌دهيم، از آن لذت مي‌بريم و همين كافيست...

البته موسيقي فقط غذاي روح و زبان احساسات نيست، بلكه درماني براي جسم نيز هست. تحقيقات نشان داده است موسيقي كه تركيبي از صداهاي گوناگون است، بر روي عملكرد و متابوليسم بدن تأثير مي‌گذارد و اثري مستقيم بر روي بخشهاي اصلي بدن از جمله غدد گوناگون، قلب، دستگاه تنفسي، مغز و ... دارد و موسيقي به عنوان تركيبي «منظم» و «زيبا» از اصوات، تأثيري مثبت بر روي جسم نيز مي‌گذارد.

ولي شناخت تأثيرات مستقيم آن بر روي بدن نياز به ورود به دنياي علم موسيقي درماني دارد. البته ارتباط روح و جسم انسان باز هم به ما مي‌گويد كه در هر لحظه، لذت بردن روح از يك موسيقي مترادف است با تأثير مثبت آن بر روي جسم انسان...

روح انسان است كه زيبايي موسيقي را مي‌فهمد و اين روح است كه مانند يك استاد خبره‌ي زيباشناسي در مورد موسيقي قضاوت مي‌كند.

زيبايي‌شناسي در موسيقي داراي دو جنبه‌ي تحليلي و تركيبي است. زيبايي‌شناسي تحليلي مربوط به زيبايي اصوات و نواي سازهاست و موج برخاسته از پيانو و ناله و افغان ويولن و كمانچه و ... همه واژه‌هاي زيبايي هستند براي گفتن سخني زيبا، ولي بعد تركيبي موسيقي برمي‌گردد به «نظم» و «آهنگي» كه هنرمند با كنار هم چيدن نت‌ها و آواها مي‌آفريند.

در جنبه‌ي تركيبي است كه هنرمند معنا پيدا مي‌كند و موسيقي سخن مي‌گويد و جمله‌اي زيبا مي‌شود از واژه‌هاي زيبا... حتي اگر واژه‌هاي اصوات نيز زيبا نباشند، جمله زيباست و اگر صداي ساز زيبا نيست، هنرمند آهنگي زيبا از آن مي‌آفريند، براستي كه هنر همين است و نه نواختن ساز و نه دامبول و ديمبول...

دريغا كه اين هنر در سرزمين هنر و موسيقي گم شده است، اگر هم هست، محو، ثابت و بي‌حركت است و اين ثبوت در گذر زمان و تحول انسان از بين خواهد رفت. افسوس كه آوايي از «چنگ» و «عود» و «ناي» و ... توسط «نکيسا» و «باربد» زمان آفريده نمي‌شود...

و باز افسوس كه در طاق بستان زمان، تصويري از خسرو پرويزي نيست كه به نواي چنگ و عود گوش بسپارد و به هنرمندان ارج نهد... دريغا كه آواي سه‌گاه، ماهور و شور در هياهوي روزگار محو و بي‌نشان شده است...

ولي «كجاست حركت؟»، «كو اقدام؟»... شايد افسوس را بايد به همين دليل خورد...
  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٢

ليلی افشار + بی بليطی + امتحان + اعصاب خورد و....

سلام حالم بد گرفتست بليط کنسرت تموم شد اينم از ما چی بگم؟؟؟

ليلی افشار
ليلي افشار توصيف شده توسط واشنگتن پست به عنوان ؛عالي-بي عيب و نقص .برنده جايزه بهترين گيتاريست کلاسيک زن در سال ۲۰۰۰ توسطGibson Award . سفير هنري آمريکا.برنده ده و يازده و دوازدهمين جايزه Premier Guitarist (اعطا شده توسط Memphis Chapter of the National Academy of Recording Arts & Sciences, Inc. )

ليلي هم اکنون شخص اول و شاخص دانشگاه Memphis. تا کنون جايزه هاي زيادي رو نصيب خود نموده از جمله:
1=2000 Eminent Faculty Award
2=Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music
3=National Endowment for the Arts Recording Award
4=Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition
5=Grand Prize in the Aspen Music Festival Guitar Competition
6=First Prizes in both the Music Teachers' National Association and the American String Teachers' Association Guitar Competitions.

ليلي يکي از شاگردان Andres Segovia ميباشد (يکي از بهترين گيتاريستهاي دنيا).که ليلي رو از بين ۱۲ گيتاريست بین المللی براي master classes انتخاب نمود که در همان زمان بود که سگوويا پيشبيني کرد واین حرف رو در مورد لیلی افشار گفت :او در آينده شهرت درخشاني رو کسب خواهد کرد؛she will be a beautiful celebrity.

و پس از اون ليلي در برنامه شبانگاهي NBC Nightly News شرکت کرد که شايد ميشه گفت اولين مرحله شهرت او بود.
ليلي تا اکنون کنسرتهاي زيادي رو در دنيا برگزار کرده (ايران -استراليا ايتاليا کانادا آفريقا و...)

ليلي افشار متولد تهران اولين زني که داراي دکترا در گيتار ميباشد و همچنين مدارج بسياري از مراکز مهم هنري دنيا دريافت نموده:و مدرک پرفسورای نوازندگی گیتار.

۱=degrees in Guitar Performance from the Boston Conservatory of Music
۲=the New England Conservatory of Music, and Florida State University
۳= the Diplomas of Merit from the Accademia Musicale Chigiana in Siena, Italy
و آثار او عبارتست از:

۱=24 Caprichos de Goya
۲= A Jug of Wine and Thou
۳=Five Popular Persian Ballads




  
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٢

اخلاق در موسيقی (۳)

بعضی ها فقط چشمشون خواننده رو ميبينه - نميدونم - شهيار قنبری هم از اين مطلب گفت همه بهش توپيدن در صورتی که واقعیت رو گفت

- من همون طور که تو مبحث (بررسی موسیقی پاپ و موسیقی پاپ یا ترانه پاپ )قبلی گفتم من موسیقی رو به چند بخش تقسیم کردم

۱=موسیقی زمینه ۲= شعر ۳= صدا (خواننده ) تو اینجا همه فقط متاسفانه خواننده رو میبینن که با کمک موسیقی و شعر و با صدای خودش احساس رو به شنونده منتقل میکنه تو ایرانم همه بیشتر حسی کار میکنن بقول چکناواریان:

الان موسيقي علمي و صرفا تكنيكي يا كامپيوتري در غرب رواج دارد اما مردم شرق به دليل احساس شرقي خود، رابطه‌اي با اين موسيقي پيدا نمي‌كنند در حالي كه از آثار با ملودي و سازبندي مناسب با احساس خود استقبال مي‌كنند. لذا در اجراهاي شرقي بايد تلاش كرد كه در موسيقي احساس انعكاس داشته باشد نه اين كه فقط مبتني بر علم باشد

بعد بدليل اين حسی بودن گاهی اوقات همه اجزای ديگرو فراموش ميکنن اصلا کسی نميدونه شاعر کی بوده يا آهنگسازش کی هست .

تو بيشتر آهنگهای ايرانی وضع به اين فجيعيه يعنی يه ترانه با ريتم ۸/۶ رو هم سوار ميکنن ميدن به خورد مرد به اسم موسيقی پاپ و عامه پسند بعد آخه همچین کسی رو میشه هنر مند بهش گفت


اصلا رسالت هنر چیه و همچنین یک هنر مند چه خصوصیتی داره ؟

نمیشه که هر کسی که مثلا به یه ساز آشناست و صدا هم داره هنر مند شناختش اصلا این میتونه معیار خوبی باشه؟

اما خوب تو اينا کارای قابل قبولی هم پيدا ميشه آثار فريدون فروغی - فرهاد - هایده-شهيار قنبری - گوگوش -سياوش قميشی و ... و ترانه سرايانی چون جنتی عطايی و شهيار قنبری و... و آهنگسازانی مانند بيات و واروژان و ...(البته بعنوان مثال پس گير ندين ).


خوب الان ميگين اينا به اخلاق چه ربطی داره ؟ خوانند های بالا چرا ماندگار شدن چرا؟

خوب اگه اينا هم ميخواستن مثل بقیه بيان آهنگای ۸/۶ که فقط قر داره بخونن آهنگهايی که فقط بدرد عروسی ميخورن نه چيزه ديگه نه به شما چيزی اضافه ميکنن تازه هيچ پيامی هم ندارن اسمشون ماندنی میشد حداقل به بعضی از مسایل پایبند بودند .

و تو ايرانم نصفيها فقط بدنبال پول هستند بنظر من کسی که برای پول کاری رو انجام ميده اصلا نميشه بهش لفظ هنرمند و اطلاق داد چون هنر مند کسيه که در هنر و کارش بدنبال خلق اثر هنری و همواره هنرمندان اصيل در هنر بفکر ماديات نبودن و هدف های اخلاقی براشون مهمتر بود.

نمونه کامل بی محتوايی و ضد ارزش بودن يک ترانه رو در ايران در کاست نازی جون ميبيد کاری که فقط هدف مادی ملاک بود همين و بس اوج ابتذال و يا در صدا و سيما از کسانی بعنوان هنرمند استفاده ميکنن
مثل بردران خواجه نوری که واقعا بايد تاسف خورد در مقابل اشخاصی مانند استادان لطفی و تجويدی و مرحوم خليل عالی نژاد و... اجازه دادن ک ه لفظ هنرمند رو يدک بکشن حالا شما ميگين اينا فقط سنتی هستند تو خود سبک فلامنکو که اينا نماينده سبک فلامنکو ايران خودشئونو ميدونن استادان بنامی وجود دارن که کسی حتی اسمشو نو نميدونن
( برای اطلاعات بيشتر به سايت ايران فلامنکو مراجعه کنيد )البته مادیات مهم اما در درجه دوم در درجه اول یه شخص باید از روی عشق و علاقش بکار بپردازه نه مادیات.

و بحال وضعیت موسیقی و هنری و هنرمند این مملکت باید سوخت که چنین اشخاصی که هیچ صلاحیتی ندارند فکر و اندیشه مردم رو به بازی گرفته اند.

و یه مثال دیگه نمیخواستم اینو بگم در مطلب قبلیم ۲ تا عکس گذاشته بودم و بیدلیل نبود و برای شناخت هنر وهنرمند نمونه واضح و کامل اون میشه از موسیقی اصیل ایرانیو هنرمندانی مانند استار لطفی - صبا - ملک و... رو نامید


موسیقی ایرانی موسیقی که با فلسفه آمیخته شده موسیقی که اخلاق رکن اصلی اون رو تشکیل میده و بقول معروف موسیقی که روح انسان رو پرورش میده تمام ارکان موسیقی و... همه سعی د ر بوجود آوردن اثری ماندگار هست .

من همیشه تاسف میخورم به حال خودمون که خیلی وقته از خودمون و فرهنگمون دور شدیم اینقدر دور که باهاش بیگانه شدیم .

معنی اصیل موسیقی و هنر و هنر مند رو در این موسیقی میشه پیدا کرد

حالا جوری شده که نمیدونم به چه جراتی بر سر اینکه اشخاصی مثل ( اسم نمیبرم = نمیخام توهین بشه ) دعواست بر سر هنری که هیچ بوی از اون نبردن

هنر همیشه در جهت تعالی روح انسان و بشریت و هدفش همیشه همین بوده

و هنر تنها در موسیقی ختم نمیشه در تمامی شاخه های هنر میشه این تعالی رو دید .


اما همیشه انگ ابتذال به سوی موسیقی پاپ در ایران بوده چرا؟

در در سبک پاپ هم باید همین وضعیت باشه خوب خواننده ای که رسالت هنری رو درک کردهاست هميشه ماندنی ميشه شما آثار سياوش قمشی رو توجه کنيد اکثر آثار دارای کيفيت بالا هم از لحاظ آهنگسازی و هم از لحاظ ترانه و صدا خوب وسواس ايشون برای انتخاب موضوعاتشون واقعا قابل تقدير و هدف هنرشونو انتخاب کردن .

مطلب بعدی اینکه من میتونم صدای خوبی داشته باشم و قیافه خوبی اما از لحاظ اخلاقی آدم فاسدی باشم ( لطفل لطفا اخلاق مطلق هست نه نسبی ) اما میام یه شعر رو با آهنگسازی فوق العاده میخونم = خوب تو ایران فردا به ایشون هنرمند والا و ... ام میبرند!!!!!

متاسفانه همیشه همه برای اینکه این موضوع رو ماست مالی کنن میگن هدف انتقال پیام و محتواست اما یه موضوع هم مطرح یکی از شخصیتهایی که در یک جوان الگو قرار میگیره همین اشخاص هستند - بعضیا میگن این معضل اجتماعیه و ربطی نداره

اما بنظر من کسی که اسم هنرمند رو میخاد یدک بکشه باید خودش از همه وجه وجهه خوبی داشته باشه

کسی که میاد از عشق و پاکی صحبت میکنه اما درکی از این مسایل نداره اجازه نداره با این مفاهیم بازی کنه(توضیح در مطلب بعدی )

یه مثال میزنم و فعلا این بحث رو تا اینجا میذارم البته ادامه داره !!!

شاملو شاعر خوبی بود همه هم اینو میدونن یعنی شعر گو بود

یه زمانی تو یه مهمونی وقتی داشت غذا میخورد گفت من میتونم در موقعی که سیر هم هستم یه شعر سوزناک و تلخ از گرسنگی بگم

زمان گذشت و گذشت و یه روز بار دیگه شاملو گفت هنرمند ( توجه کنید وقتی از لفظ هنرمند استفاده کرد ) واقعی باید احساست واقعی باشه اگه من سیر هستم حق اینو ندارم که شعری در مورد گرسنگی بگم یک هنرمند حق چنین کاری رو نداره .

در بحث بعدی بیشتر رو موسیقی غرب تکیه دارم:فعلا



========================================================
خبر

يه همايش در مورد موسيقی در مانی در فرهنگسرای نياوران به مدت ۲ روز قراره انجام بشه روز همايش هم ۸و۹خرداد همايش مفيدی به همراه اجرای قطعات کلاسيک و سنتی

اساتيد معروف ايران هم در اينجا شرکت ميکنن و قطعاتی هم از جمله استاد خودم در گيتار کلاسيک و استاد فرزاد دانشمند و استاد و لطفی و...

در هر صورت موقعیت خوبیه از دست ندین
=======================================================   
نویسنده : unforgiven ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ خرداد ،۱۳۸٢